شنبه, ۱۷ خرداد, ۱۳۹۹ / 6 June, 2020
مجله ویستا


کودکان کار!


کودکان کار!
در بین ۴۹ کشور در حال توسعه و در بیش از ۳۰ کشور قریب ۳۵ درصد جمعیت جهان وجود دارد و در این کشورها قریب ۱۹ درصد کودکان واقع در سنین ۵ تا ۱۴ سالگی مشغول بکار می‌باشند در این میان با وجودیکه تفاوت چندانی بین کار کودکان از نظر جنسی وجود ندارد ولیکن بخش بزرگی از آن در اجتماعات روستایی بچشم می‌خورد. البته در این میان کار کودکان عمدتاً در آن دسته از مشاغل وجود دارد که به اصطلاح کار خانوادگی معرفی می‌شود و کار کودکان در کارهای خانگی نیز عمدتاً ویژه دختران است.
براساس ماده ۳۲ کنواکسیون حقوق کودک «دولتها باید حق کودک را در برخورداری از حمایت در برابر استثمار اقتصادی و کار کودکان که مانع یا مزاحم آموزش آنان می‌باشد ویا به بهداشت و تحول اجتماعی ، اخلاقی ، فیزیکی ، ‌روحی و ذهنی کودکان آسیب می‌رساند ، به رسمیت بشناسند و...».
در جامعه ایران امروز که در زمره کشورهای در حال توسعه می‌باشد ، قریب ۴۹ درصد جمعیت بین ۱۸ـ۰ سالگی قرار دارند که در کنواکسیونهای جهانی به عنوان کودک معرفی می‌گردند. متاسفانه در جامعه ایران هنوز تعریف جامع و مانعی از کودک و کودکی وجود ندارد. بطوریکه بر اساس قانون کار سن قانونی کار ۱۵ سال تمام می‌باشد و کمتر از آن به عنوان کار کودکان منع قانونی دارد ولیکن بر پایه قانون استخدام کشوری سن قانونی کار ۱۸ سال تمام می‌باشد. مع الوصف به دلیل ضرورت تامین آموزش رایگان افراد واقع در سن آموزش عمومی و تبعیت از تعاریف و کنواکسیونهای جهانی در اینجا مبنای محاسبه و تحلیل آماری مربوط به اشتغال و بیکاری کودکان تا ۱۸ سالگی است.
۱) از بین کل نیروی انسانی واقع در سن ۱۰ ساله و بالاتر در کشور در سال ۱۳۷۵ ، حدود ۳۵ درصد آنان در سنین ۱۹ـ۱۰ سالگی قرار دارند. در این میان ۲۰ درصد بین ۱۴ـ۱۰ سالگی و ۱۵ درصد بین ۱۹ـ ۱۵ سالگی واقع هستند. از سوی دیگر از بین کل افراد واقع در سن ۱۹ـ۱۰ سالگی حدود ۱۲ درصد از نظر اقتصادی فعال شناخته شده‌اند که این نسبت در سنین ۱۴ـ۱۰ سالگی ۴ درصد و بین سنین ۱۹ـ ۱۵ سالگی ۲۱ درصد می‌باشد.
بنابراین علیرغم منع قانونی اشتغال کودکان در کشور ، آمارهای رسمی گویای ۱۲ درصد فعالیت اقتصادی کودکان می‌باشد که البته فقط از زاویه فعال بودن اقتصادی تعریف و احصاء شده است. در حالیکه اگر جمعیت فعال از نظر اقتصادی واقع در سن ۱۹ـ۱۰ سالگی (۹۱۵/۱ هزار نفر) با جمعیت خانه دار و غیر محصل (۶۸۲/۱ هزار نفر) و جمعیت دارای (۵۷ هزار نفر) در همین سال اضافه و جمع بسته شود ، از کل این جمعیت (۶۵۴/۳ هزار نفر) قریب ۲۲ درصد درفهرست جمعیت فعال در فاصله سنی ۱۹ـ‌۱۰ سال قرار می‌گیرند.
۲) با این وصف از بین کل جمعیت فعال از نظر اقتصادی (۹۱۵/۱هزار نفر ) که در بین سنین ۱۹ـ۱۰ سالگی قراردارند ، ۷۵ درصد شاغل و ۲۵ درصد بیکار هستند. همین رقم با وجود اختلاط مفهومی و آماری که بدان وارد است گویای سطح بیکاری تا حدود ۵/۲ برابر بیشتر از نرخ بیکاری کل کشور است و به نوبه خود بیانگر فقدان فرصتهای شغلی مناسب این طیف سنی نیروی کار ، آسیب پذیری اشتغال آنان و غیر رسمی بودن فعالیت آنان می‌باشد. شواهد حاکی است به دلیل منع قانونی بکارگیری و اشتغال کودکان ، اولاً مشاغل مربوط به کار کودکان به اصطلاح از مشاغل سیاه و با حداقل مهارت و صرفاً فیزیکی می‌باشد، دوم اینکه با حداقل مزد، بیشترین بهره کشی از نظر حجم کار ، فشردگی میزان کار ، نوع کار و سختی و زیان آور بودن آن و همچنین ساعات و روزهای کار کودکان صورت می‌گیرد و سوم اینکه در شرایط ناامن ، با کمترین ایمنی در برابر حوادث کار و بدترین وضعیت بهداشتی در برابر بیماریهای شغلی کار کودکان صورت می‌گیرد.
۳) آمارهای رسمی کشور می‌بایست در تعاریف مفاهیم و اندازه گیری آنها رویه یکسان را در پیش گیرند. این مراکز و آمارها یا می‌بایست کل جمعیت واقع در سن ۱۹ـ۱۰ سالگی را در زمره جمعیت فعال قرار داده و افراد شاغل را از آن کسر و نرخ بیکاری را اعلام دارند که البته با قوانین ملی و بین المللی در تنافر است ،‌و یا می‌بایست از ذکر افراد شاغل و بیکار واقع در گروه سنی پیش گفته بصورت رسمی و در ذیل آمار فعالان اقتصادی احتراز کرده و فقط باذکر توضیح قانونی ، رقم افراد شاغل در این سن را اعلام دارند. با توجه به رویکرد نخست که در بند اول یادداشت حاضر نیز ذکر گردید ، می‌توان اذعان کرد نسبت جمعیت بیکار واقع در سن ۱۹ـ۱۰ سال در واقع ۶/۳۹ درصد می‌باشد. مسئولان برنامه ریزی اجتماعی و اقتصادی و قانونگذاران در حوزه کار و امور اجتماعی یا باید نرخ بیکاری فوق را بپذیرند و یا از ذکر رسمی کودکان سنین مذکور در فهرست فعالان و بیکاران خودداری کنند. در توجیه علاوه کردن افراد واقع در سنین ۱۹ـ۱۰ سالگی و در ذیل عناوین خانه دار و دارای درآمد باید این نکته را روشن ساخت که کودکان واقع در این سن قاعدتاً می‌بایست در حال تحصیل باشند و زمان که در فهرست محصلان احصاء نمی‌شوند ، اطلاق خانه دار و دارای درآمد بدون کار برای قریب ۷/۱ میلیون نفر به صرف نداشتن کار و عدم احصای نقش آنان در تولید یا درآمد ملی ، نمی‌توان از آنان به عنوان گروههای بلاتکلیف و نامتعینی همچون خانه دار و …. یاد کرد. این استدلال هر چند از نظر اقتصادی قابل تعریف و توجیه است ولیکن از نظر اجتماعی و فرهنگی و تاثیرات آن در برنامه ریزی شغلی ، تحصیلی و زندگی کودکان در حال حاضر و آینده محل تامین است.
نویسنده : علی طایفی
منبع : جامعه‌شناسی ایران



همچنین مشاهده کنید