یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا


کشاورزی و رشد اقتصادی


کشاورزی و رشد اقتصادی
با نگاهی به تاریخ توسعه در کشورهای پیشرفته، شاهد گسترش صنعت با تلاش کشاورزان هستیم. از یک سو کشاورزی منبع پرداخت هزینه های صنعتی شدن بود و از سوی دیگر این گروه حجم بزرگی از طبقه مصرف کننده محصولات صنعتی را تشکیل می دادند.
در بسیاری از مواقع سرمایه گذاری در تجهیزات و صنایع کشاورزی و اصلاح بذر به مراتب از همان میزان سرمایه گذاری برای تاسیس یک واحد صنعتی، بر درآمدهای ملی و تحقق رشد شاخص ها تاثیر بیشتری دارد. شاید توسعه کشاورزی به اندازه پیشرفت های صنعتی به چشم نیاید اما در پاره یی از مناطق می تواند اصلی ترین روش برای به دست آوردن توسعه پایدار باشد. بین توسعه صنعتی و توسعه کشاورزی مغایرتی را نمی توان مشاهده کرد، چرا که هر یک از آنها می تواند (و باید) متکی به دیگری باشد.
افزایش تولیدات محصولات کشاورزی یکی از عوامل لازم برای صنعتی شدن است. در حقیقت اگر تغییرات اساسی در کشاورزی به وقوع نپیوندد و روش های نو مورد استفاده قرار نگیرد، برنامه های صنعتی شدن، از جهت فقدان بازار و اینکه اکثریت مردم قدرت خرید محصولات صنعتی را ندارند، به بن بست خواهد رسید.
از سوی دیگر چنانچه بهبود و رشدی در صنایع نباشد تا از افرادی که در اثر اجرای روش های جدید کشاورزی بیکار می شوند در کارهای تولیدی و تامین احتیاجات فنی و خدمات کشاورزی استفاده شود، پیشرفت های کشاورزی همچنان راکد خواهد ماند. با توجه به مباحث مطرح شده ارتباط منطقی بین صنعت و کشاورزی می تواند سرعت رشد و دستیابی به توسعه را افزایش دهد و پایداری محیط زیست (به دلیل مهاجرت نکردن کشاورزان از روستا) را به ارمغان آورد.
نکته قابل تامل دیگر این است که «صنعت کشاورزی» نه تنها موجب افزایش درآمد کشاورزان (به عنوان مصرف کنندگان عمده محصولات صنعتی دیگر) خواهد شد بلکه بازار مناسبی برای سرمایه گذاران صنعتی و اقتصادی محسوب می شود. کشاورزی ایران به شدت از سه عامل عمده رنج می برد، نبود ارزش افزوده، مکانیزه نبودن و کوچک بودن زمین های کشاورزی سوددهی این بخش را به شدت کاهش داده است.
براساس مطالعات موجود از جمله پژوهش های سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال های ۱۳۸۱- ۱۳۷۷ خط فقر نسبی در مناطق روستایی از ۵۰/۲۰ به ۶۰/۱۹ درصد و در ازای آن خط فقر نسبی در مناطق شهری از ۳۰/۱۶ به ۶۰/۱۶ درصد رسیده است که تحلیل این آمار حکایت از مهاجرت فقر از روستا به شهرها یا به تعبیری خالی شدن روستاها از سکنه و افزایش حاشیه نشینی در شهرها شده که این موضوع خود می تواند معضلات حاشیه نشینی از جمله تشکیل کانون های جرم و بزه های اجتماعی را افزایش دهد.
این در حالی است که امروزه در ایران نه تنها شاهد شکل گیری صنعت کشاورزی و صنایع وابسته به آن همچون صنایع تبدیلی نیستیم، بلکه سیاست های اتخاذ شده توسط دولت به شدت کشاورز ایرانی را در منگنه قرار داده و ما هر روزه شاهد انتشار اخباری حاکی از به فروش نرسیدن محصولات کشاورزی همچون برنج، پیاز، گوجه فرنگی، چغندر قند، نیشکر و چای هستیم. کشاورز ایرانی از یک سو بازارهای فروش خود را به دلیل تعلل دولت در انجام وظایف قانونی مانند خرید تضمینی یا وضع تعرفه های حمایتی از دست رفته می بیند و از سوی دیگر سایه شوم مافیای اقتصادی که ریشه در برخی از محافل قدرت دارد سازوکار بازار را به سمت رانت خواران منحرف می کند و دهقانان کشور تنها شاهد «شعارزدگی» دولت نهم در امر قطع کردن دست واسطه ها و دلالان از اقتصاد هستند و سیاست های غلط در کنار نداشتن عزم جدی برای مبارزه با کانون های قدرتی که برای حیات خود نیازمند ارتزاق از دسترنج کشاورزانند می رود تا واژه «تولید» را از ادبیات اقتصاد ایران حذف کند.
همانگونه که گفته شد فقر مکانیزاسیون، کوچک بودن اراضی کشاورزی و نبود ارزش افزوده به همراه بی مسوولیتی دولت دهقانان ایرانی را هر چه بیشتر در دامن فقر فرومی برد و در نهایت چاره کار در مهاجرت به شهر و ایجاد حاشیه نشین ها که از جمله مهم ترین کانون های جرم خیز و بروز بزه های اجتماعی است سوق می دهد.
سال هاست که دولت های ایران با آماری بلندبالا از کشیدن جاده به روستاها یا راه اندازی مخابرات و برق دار کردن دهات و قصبات می گویند و مدعی هستند که استاندارد زندگی در روستاهای کشور به شهرها نزدیک شده است اما هیچ دولتمردی به این سوال اساسی پاسخ نمی دهد که اگر دهقانان نتوانند در روستاها به درآمدی مکفی از دسترنج خود برسند سفره های خالی خود را باید چه کنند؟
زمانی که ما زمینه و فضای ایجاد درآمد مستمر و قابل برنامه ریزی برای کشاورزان مهیا نکنیم نه تنها امنیت غذایی کشور را به ورطه تهدید می کشانیم بلکه با مهاجرت دادن این فقر از روستا به حاشیه شهرها امنیت اجتماعی جامعه را نیز به چالش خواهیم کشید.
آرش آریا
منبع : روزنامه اعتماد