سه شنبه, ۲۶ تیر, ۱۴۰۳ / 16 July, 2024
مجله ویستا


این ایل به سختی نفس میکشد


این ایل به سختی نفس میکشد
همه ساله با فرارسیدن <خزان> طبیعت و ورود به دوره سرما، کوچ فصلی عشایر، به سوی مناطق <قشلا‌قی> کشور آغاز می‌شود. گفتنی است، در این رهگذر تغییر شرایط آب و هوایی و شروع فصل سرد، اصلی‌ترین فاکتوری است که عشایر مولد و زحمتکش را به کوچروی وادار می‌سازد. چرایی این رویه بیشتر بدان جهت است که در این موقع از سال، دیگر علوفه و مرتعی که بتواند جوابگوی احشام عشایر باشد، وجود ندارد.
عامل مهم دیگر، زندگی خانه بدوشی این افراد، خالی از هر نوع مسکن ثابت براساس تعریف واحدهای شهری است. فاکتور اخیر اغلب در چارچوب وسایل سیار، همچون: سیاه چادرهای سه ستونی، چهار و پنج ستونی نیز <کپر> و به‌علت عدم توجه خاص دولت، در زمینه مذکور، در مواردی، به‌ندرت از چادرهای سیار استفاده می‌شود.
گفته می‌شود که عشایر استان‌های کرمانشاه، کردستان، همدان و ایلا‌م از تنوع نژادی - زبانی خاصی بهره‌می‌برند، به طوری که تنوعی از قومیت‌های کرد، ترک، لر، لک و تا حدودی عرب، با زبان‌های خاص خود که گویش‌های گوناگونی در بعضی نواحی این استان‌ها چاشنی آنها را تشکیل می‌دهند، در این ترکیب دخیلند. این ویژگی‌های کم‌نظیر، زیبایی کوچ‌نشینی عشایر را دوچندان می‌کند. همچنین عشایر مناطق مزبور، دارای ساختار ایلی هستند که هر ایل بسته به شعاع طوایف و تیره‌های آن، اهمیت پیدا می‌کند، ایلا‌ت <کلهر>، <سنجابی>، <زنگنه>، <جوانرود>، <اورامان لهون>، <سنقر و کلیایی>، <ثلا‌ث>، <احمدوند>، <گوران قلخانی> و... در کرمانشاهان، <مریوان>، <اورامانات>، <ایلا‌ت اطراف سنندج و دیواندره> و... در کردستان، همچنین ایلا‌ت <لر>، <ترک>، <لک> در همدان و بالا‌خره ایلا‌ت <پشتکوه> که مشتمل بر <ملکشاهی>، <خزل>، <ریزه‌وندی>، <شوهانی> و... که در استان ایلا‌م سکونت دارند.
اگرچه متاثر اصلا‌حات دوران رضاخان، درخصوص عشایر که به سرکوب، خلع سلا‌ح و نهایتا <تخته قاپو>شدن آنها منجر شد، بسیاری از عشایر کشور به اجبار اسکان یافتند، اما این سیاست، آن‌طور که باید و شاید، موفق نبود و به نظر نگارنده، برای نهادینه‌شدن پروژه اسکان عشایر، در مقطعی که اکثریت جامعه قومی ایران، دنباله‌رو سنت‌ها و اقتصاد معیشتی محدود و تقریبا خود اتکا بودند. به‌کارگیری این سیاست زود بود. گذشته از آن رفتار و در کل عملکرد مجریان برنامه مزبور که معمولا‌ با ارعابی چکمه‌پوشان عصر رضاخان همراه بود، تعقیب این سیاست را به چالش کشید و طرح و پیاده‌کردن این برنامه اساسی که احتیاج به زمان، لزوم به‌کارگیری عقلا‌نیت بیشتر و تمهید زمینه لا‌زم در این مورد را می‌طلبید تا اندازه خاصی عقیم گذاشت.
جدای از بحث‌های ارزشی یا رویکرد نیک و بد برنامه مذکور، سیاست اسکان عشایر در برنامه اصلا‌حی رضاشاه، در نوع خود تجارب خاص و عبرت‌آموزی را امروزه پیش روی دولتمردان قرار می‌دهد، زیرا این مهم نیاز به استراتژی‌های کلا‌ن در حوزه‌های مدیریت پراگماتیست، نه شعارگرا، اعمال برنامه‌های مدون در هر دو زمینه زیربنایی و روبنایی، با درنظرگرفتن موقعیت‌های زمانی و مکانی خاص دارد.
عشایر در راستای تعریف و جاانداختن نظری مقوله اسکان عشایر، با تکیه مستمر بر مولفه <رفاه>، معمولا‌ همداستانند، ولی غالب عشایر به‌ندرت به برنامه درازمدت <یکجانشینی> علا‌قه نشان می‌دهند و اصولا‌ کنارآمدن با سیاست مذکور، از نگاه عشایر، به سهولت قابل هضم نیست. دلا‌یل عدم علا‌قه به برنامه <استقرار عشایر> از جانب این قشر سختکوش و ساعی از دید نگارنده به قرار زیر است:
۱) عدم توجه دولت‌های گذشته در زمینه در اختیارگذاشتن امکانات رفاهی از قبیل: ارائه سوخت‌های فسیلی، (این امر نه‌تنها منظم، مستمر و استاندارد نبوده است، بلکه مشمول جرایمی نقدی و کیفری از جانب منابع طبیعی و سازمان حفاظت از جنگل‌ها، به‌خاطر بهره‌برداری بنا به ضرورت عشایر از منابع طبیعی) شده است. خصوصا این اواخر که سهمیه‌بندی و تورم سوخت فسیلی که در پاره‌ای موارد به‌ویژه حین کوچ پاییزه عشایر که مقارن دوره سرما نیز هست، کمبود یا قحطی این مهم را سبب می‌شود.
۲) منسجم‌نبودن مدارس عشایری، عدم به‌کارگیری معلم در حوزه‌های عشایری، آن‌طور که تقریبا اشباع شود. نبود حداقل یک کلا‌س درس با فضای عمرانی استاندارد که در فصل سرد جوابگوی برگزاری کلا‌س درس به‌صورت تئوری باشد.
۳) جیره‌بندی ارزاق عشایر همچون آرد و دیگر مایحتاج خوراکی. چند کیسه آرد ۴۰ کیلویی برای مدت خاصی، یعنی یک فصل جوابگوی امرار معاش حتی یک خانوار عشایری که در نواحی دور از دسترس، اقامت دارند نیز نیست. این مورد حائز اهمیت، به علت اینکه <برچسب کالا‌ی استراتژیک> بر روی خود دارد، در اغلب مواقع موجب کمبود یا نبود آن می‌شود. در این صورت نخستین سوژه‌ای که عشایر بدان می‌اندیشند، پناه‌بردن به <بازار‌سیاه> است. در حال حاضر ارزش یک کیسه آرد ۴۰ کیلویی به پنج هزار تومان نیز می‌رسد.
۴) پایین‌بودن سطح شاخص <بهداشت> که بی‌توجهی دولت و نهادهای مرتبط با این گزینه بسیار پررنگ و تاسف‌بار است، به‌نحوی که وضعیت فیزیکی، روحی و روانی عشایر، خود گویای حال آنها است. شیوع امراضی دامنگیر که تا مدت‌ها گریبانگیر این مردم زحمتکش می‌شود و در اکثر موارد موجب فلج‌شدن فعالیت‌های غیرقابل اجتناب آنها می‌شود، خود گواهی بر این ادعاست. این بیماری که تحت عنوان <تب مالت> معرفی شده است؛ در بین این طبقه معمولا‌ شایع است. رخوت بدن، سردرد، سرگیجه، تهوع و خواب‌آلودگی شدید از علا‌ئم این بیماری به‌شمار می‌رود که اغلب به صورت مزمن و ملا‌ل‌آور تظاهر می‌کند. کمبود سوخت فسیلی، ترس از جرائم نقدی - کیفری منابع طبیعی درخصوص قطع درختان، معضل آب، عدم واکسینه‌کردن به موقع دام‌ها توسط متولیان دامپزشکی، رویگردانی از پذیرش دفترچه بیمه عشایری توسط پزشکان، قیمت گزاف دارو برای طبقه مذکور و عوامل دیگر، همه و همه در پایداری این مهم در بین عشایر موثر قلمداد می‌شود.
۵) بی‌شک مهم‌ترین معضلی که در طول سالیان متمادی غالب عشایر با آن دست و پنجه نرم کرده و می‌کنند، مشکل کمبود آب آشامیدنی سالم است. در این بند که به‌طور طبیعی مساله بهداشت تن و روان، سلا‌مت غذایی و... خواه ناخواه به میان می‌آید، در مواقع کم‌آبی باعث پناه‌بردن این مردم به سنگ‌آب‌ها، گودال‌های طبیعی که از آب باران پر شده‌اند و رودخانه‌های فصلی و... می‌شود. همه این گزینه‌ها باعث ناراحتی‌های کلیوی شده و می‌شود. همچنین مساله اساسی‌تر این مردم، که تاکنون بی‌اغراق هیچ ارگان یا شبکه‌ای، به فکر چاره‌جویی برای حل این مشکل برنیامده است، معضل سرویس بهداشتی و حمام است. این گزارش حاکی از آن است که اکثریت قریب به اتفاق عشایر استان‌های مذکور، با رویکردی انتقادی به برنامه‌های دولت‌ها نگاه می‌کنند. در مجموع سخن آنها روی این محور قرار دارد که در طول دهه‌های گذشته دولت کار ویژه‌های خاصی که بتواند تا اندازه کمی حلا‌ل مشکلا‌ت عشایر باشد، در اختیار این نیروی مولد و کوشا قرار نداده است.
گفتنی است که غالب این افراد ضمن بدبینی، تردید و ناامیدی نسبت به <اسکان عشایر> می‌گویند که اگر اجرای این پروژه رفاه و آسایش با راندمان تضمینی احشام و به‌تبع آن محصولا‌ت دامی و لبنی با کیفیت را به ارمغان می‌آورد، چرا لا‌اقل در طول دو دهه گذشته به انجام این ضرورت اقدام نکرده‌اند. عشایر اطمینان بسیار کمی به آینده خود در صورت اجراشدن برنامه یکجانشینی خود دارند. می‌توان گفت که فکر اسکان دائم به‌سختی در مخیله عشایر می‌گنجد.
کوتاه سخن آنکه اعطای اعتبارات دولتی با سود کم و چه بدون بهره بانکی که در راستای<اسکان‌عشایر> مدتی است به بعضی از عشایر داده شده، جدای از استرس و دردسر ناشی از مقوله <بروکراسی> که سوهان روح این افراد شده، در صورت تداوم این وضعیت نه‌تنها مفید واقع نشده، بلکه خود مشکلا‌تی هم به‌وجود آورده است.
شهرام قلی‌پور
منبع : روزنامه اعتماد ملی