پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا


نفت، پاشنه آشیل ژاپن - تاریخچه صنعت نفت ۱۵


گذشته از عوامل یاد شده، منچوری موقعیت جغرافیایی خاصی داشت و با اشغال آنجا از میزان تهدید کمونیسم و ناسیونالیسم چینی تا حدی کاسته می شد. در سال های دهه ۱۹۲۰ کشورهای آمریکا و انگلستان اطمینان زیادی به ژاپن پیدا کرده بودند، زیرا ژاپن متحول شده بود، به تعهدهای بین المللی خود عمل می کرد و نظام پارلمانی داشت. به تدریج تا پایان این دهه، نظامیان و به ویژه نیروی زمینی بر دولت چیره شدند و ژاپن دست اندازی به آسیای شرقی و بیرون راندن قدرت های غربی را از آن منطقه آغاز کرد. این تحول به دو دلیل عمده انجام شده بود: نخست آسیب پذیری ناشی از نبود مواد خام و کاهش دسترسی به بازارهای بین المللی و دوم رواج ناسیونالیسم افراطی و عقیده به برتری فرهنگ و رسوم ژاپنی. با تاسیس دولت دست نشانده ژاپن در منچوری که آن را «منچوکوئو» می نامیدند، جامعه ملل ژاپن را محکوم کرد و از عضویت آن مجمع خارج شد و پس از آن بود که راه خود را به سوی ویرانی و نابودی مطلق در پیش گرفت. افسران ژاپنی از شکست آلمان در جنگ جهانی اول درس بزرگی آموخته بودند و علت آن را آسیب پذیری اقتصاد کشور در برابر محاصره متفقین می دانستند و معتقد بودند که از این نظر ژاپن نیز دچار همان مشکل است. در این میان، نفت سهمی کوچک در کل انرژی ژاپن (۷ درصد مصرف نیرو)، ولی اهمیت راهبردی ویژه ای داشت. نیروی دریایی ژاپن که مایه افتخار ارتش آن کشور بود، از نفت استفاده می کرد. در اواخر دهه ۱۹۳۰، ژاپن تنها ۷ درصد نفت خود را تولید می کرد، ۸۰ درصد از آمریکا و ۱۰ درصد از هند شرقی هلند (اندونزی) وارد می شد و سیاست درهای باز آمریکا به کلی با بلند پروازی های ژاپن در تناقض بود. در اوایل سال ۱۹۳۰، ۶۰ درصد بازار داخلی در دست دو شرکت غربی بود، «رایزینگ سان» شرکتی ژاپنی وابسته به رویال داچ- شل و «استاندارد واکیوم» معروف به «استانواک»، شرکتی مرکب از جرسی و استاندارد اویل نیویورک و بقیه بازار در دست ۳۰ شرکت ژاپنی بود که نفت خود را از تولیدکنندگان آمریکایی تامین می کردند.
در سال ۱۹۳۴ « قانون صنعت نفت» به تصویب رسید که طبق آن دولت اختیار کنترل و تعیین سهمیه شرکت ها، تثبیت قیمت ها و خریدهای اجباری را داشت. شرکت های خارجی دریافتند که وضعیت نامناسبی برایشان پیش خواهد آمد. در اوت ۱۹۳۱ هنری دتردینگ و والترتیگل برای مذاکره به واشنگتن رفتند و پیشنهاد کردند که ژاپن را با تهدید به تحریم اقتصادی به رفتار ملایم وادار کنند، ولی اختلاف میان آمریکا و انگلستان سبب شد تا این تحریم عملی نشود. در سال ۱۹۳۷ جنگ میان ژاپن و چین آغاز شد. مجلس، قانون برنامه ای هفت ساله را برای تولید سوخت مصنوعی تصویب کرد. از آغاز جنگ، افکار عمومی آمریکا از چین جانبداری می کردند، ولی سیاست انزوا طلبی ایالات متحده سبب می شد تا اقدام قاطعانه ای برضد ژاپن انجام نشود. سرانجام، ایالات متحده برای تنبیه ژاپن به تحریم صدور هواپیما و موتور هواپیما به ژاپن بسنده کرد. با وجود نزدیکی عقیده میان ژاپن و آلمان نازی، ژاپن به علت وابستگی به مواد اولیه و به ویژه نفت در موقعیتی نبود تا با دولت های دموکرات جهان به مخالفت برخیزد. بیشتر آمریکایی ها موافق تحریم صادرات وسایل جنگی به ژاپن بودند. زمزمه هایی نیز درباره تحریم نفت به گوش می رسید، ولی « جوزف گرو»، سفیر آمریکا در ژاپن، درباره پیامدهای آن هشدار داد و اعلام داشت که ژاپن برای تامین امنیت ملی خود از منابع دیگر نفت به دست خواهد آورد و ممکن است ناوگان جنگی خود را برای تصرف هند شرقی هلند گسیل دارد. روزولت نیز اعلام کرد: «ما می توانیم به آسانی جلوی آن ناوگان را بگیریم». «جورج والدن»، رئیس استانواک، شرکت مختلط جرسی و استاندارد اویل نیویورک در خاور دور و
«لوید الیت»، رئیس بخش تولید استانواک در هند شرقی هلند تصمیم گرفتند در مقابل حمله ژاپن به هند شرقی، نخست تمام کارکنان آلمانی، هلندی و ژاپنی در هند شرقی که در صداقت آنها تردید وجود داشت، اخراج شوند و دوم آماده ویران کردن پالایشگاه و چاه های نفت استانواک شوند. سال های آغازین جنگ جهانی دوم به سال های درخشان کشورهای محور معروف است. در آن سال ها آلمان نازی، غرب اروپا را درنوردید و فرانسه فاتح جنگ اول را شکست داد. ژاپن نیز به پیشروی خود در چین ادامه داد. در توکیو، « ژنرال هیده کی توجو» وزیر جنگ شد و این به معنای آن بود که ژاپن سیاست میلیتاریستی خود را گسترش خواهد داد. «هنری مورگنتاو»، وزیر خزانه داری و «استیمسن»، وزیر جنگ ایالات متحده درصدد تهیه بیانیه ای حاکی از ممنوعیت صدور نفت به ژاپن برآمدند، ولی وزارت خارجه در این باره دخالت و ممنوعیت را به صدور بنزین هواپیمای ۸۷ اکتان یا بیشتر، سنگ آهن و قراضه فولاد محدود کرد. البته هواپیماهای ژاپنی می توانستند با بنزین کمتر از ۸۷ اکتان نیز پرواز کنند و در صورت نیاز با افزودن کمی تترا اتیل سرب، اکتان بنزین را بالا ببرند. پس از ژانویه ۱۹۴۰، معادل ۵۵۰ درصد بیشتر از قبل، بنزین ۸۶ اکتان از ایالات متحده خریداری شد. در ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۰ در واکنش به پیشروی ژاپن در هند و چین و اتحاد توکیو با آلمان و ایتالیا، صدور هرگونه آهن و فولاد به آن کشور ممنوع شد. روزولت که آماده دور سوم انتخابات ریاست جمهوری می شد، هنوز در برابر قطع صدور نفت به آن کشور مقاومت می کرد. در این میان، مذاکراتی نهایی میان «کوردل هال»، وزیر امور خارجه آمریکا و «دریا سالار کیجی سابورو نومورا»، سفیر ژاپن در آمریکا صورت گرفت. آن دو کوشیدند، اوضاع را بهبود بخشند، ولی وضع توکیو مغشوش بود. طرفداران جنگ بر «صلح دوستان» چیره شده بودند و این ژاپن را به نابودی کشاند. در بهار ۱۹۴۰، «دریا سالار ایسوروکو یاماموتو»، فرمانده ناوگان مشترک ژاپن، طرح حمله ای غافلگیرانه را ریخت. هدف «یاماموتو» نه تنها تعیین سرنوشت جنگ در همان روز اول با بیرون راندن ناوگان آمریکا از اقیانوس آرام بود، بلکه می خواست روحیه ملت آمریکا را نیز ضعیف کند. مقام های آمریکایی با وجود آگاهی از شایعه این حمله، آن را بی اساس دانستند و برای پیشگیری از آن اقدام نکردند. حمله غافلگیرانه آلمان به روسیه در ژوئن ۱۹۴۱، مقام های ارشد توکیو را به این فکر واداشت که آیا برای پیوستن به آلمان از خاور به روسیه حمله کنند یا عملیات جنوب خود را ادامه دهند. سرانجام تصمیم سرنوشت ساز ژاپنی ها مبنی بر پیشروی به سوی هند و چین گرفته شد. در ۲۵ ژانویه، دولت آمریکا، تمام دارایی های ژاپن در آمریکا را توقیف کرد و استفاده از آن یا صدور نفت به آن کشور به دادن پروانه موکول شد.
وضع روز به روز بحرانی تر می شد. روابط بازرگانی و اقتصادی ژاپن با کشورهای بریتانیا و آمریکا به وخامت گراییده بود. وخامت زمانی شدیدتر شد که در ۱۸ اکتبر، «هیده کی توجو» به نخست وزیری منصوب شد. وی همواره دیپلماسی را بیهوده می دانست و مخالف هرگونه سازش با آمریکا بود. مورخی درباره آن سال ها می نویسد: «از سوابق موجود بر می آید که این بار عامل نفت همچون یک جن بر سر میز کنفرانس سایه افکنده بود و تصمیم به جنگ، آماده ترین وسیله جن گیری بود» ! در ۲۶ نوامبر، به واحدهای آماده ژاپن مستقر در جزایر «کوریل» دستور داده شد بدون استفاده از رادیو حرکت کنند. مقصد آنان هاوایی بود. با آن که رهبران ژاپن معترف بودند که جنگ دراز مدت به سود ایالات متحده خواهد بود، سلطه جنگ طلبان چنان قوی بود که این ملاحظات کنار گذاشته شد. در ساعت ۷ و ۵۵ دقیقه روز هفتم دسامبر به وقتِ هاوایی، ژاپن به «پرل هاربر» حمله کرد و آمریکا نیز وارد کارزار دومین جنگ جهانی شد. حمله به پرل هاربر، تنها برای حفظ جناح ژاپن بود، زیرا حمله ژاپن به هند شرقی و بقیه سرزمین های آسیای جنوب شرقی نیازمند فلج کردن ناوگان آمریکا در اقیانوس آرام بود. در آن حمله هشت کشتی جنگی، سه رزمناو سبک، سه ناوشکن و چهار کشتی کمکی نابود، صدها هواپیمای آمریکایی روی زمین منهدم و ۲۳۳۵ نظامی و ۶۸ غیرنظامی کشته شدند. ژاپن تنها ۲۹ هواپیما از دست داد. البته اشتباه ژاپنی ها در حمله به پرل هاربر این بود که نفت به فراموشی سپرده شده بود. اگر هواپیماهای ژاپنی، نفت ناوگان آمریکا را در اقیانوس آرام و مخازن موجود در پرل هاربر را نابود می کردند، تمام کشتی ها در اقیانوس آرام فلج می شدند و رساندن نفت از کالیفرنیا که هزاران کیلومتر دورتر بود، امکان نداشت. نزدیک به ۵/۴ میلیون بشکه نفت در پرل هاربر وجود داشت که اگر ژاپنی ها آنها را به آتش می کشیدند، جنگ دو سال بیشتر طول می کشید.
منبع : نمایشگاه بین‌المللی