جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

واقعه غدیر خم


واقعه غدیر خم
سـال دهـم هـجـرت اسـت , و اسـلام سـراسـر جزیرهٔ العرب را فراگرفته است همه قبایل عرب به آیـیـن مـسـلـمـانـی گـرویـده , به رسالت حضرت ختمی مرتبت ص اقرار كرده اند اثری از بت و بـت پـرسـتی در هیچ یك از قبایل به چشم نمی خورد زحمات صاحب رسالت ص به ثمر نشسته و مـیـوه شـیرین خود را به بارآورده است بت از سریرالوهیت فرود آمده , و كلمه طیبه لااله الااللّه در گستره جزیرهٔ العرب , طنین افكن شده است .
اكـنـون تـنها تفاوت مردم , در ایمان قلبی و سابقه آنان در اسلام است پیامبر عظیم الشان ص كه حدودبیست و سه سال سخت ترین رنج ها را تحمل كرده , و در تمام این مدت طولانی لحظه ای در انجام وظیفه و ابلاغ رسالت سستی نورزیده , و هیچ گاه احساس خستگی نكرده , اینك دریافته است كـه بـه زودی از ایـن جـهـان رخـت بـرخواهد بست و به دیدار معبود یگانه اش خواهد شتافت پس هـمچنان بی وقفه می كوشد تاآنجا كه امت برمی تابد, آداب اسلام را به آنان بیاموزد اندكی از احكام اسلام باقی است , كه هنوز فرصتی برای ابلاغ یا آموزش آنها فراهم نیامده است فریضه مهم حج از آن جـمـله است آن گرامی تا آن روز فرصت نیافته بود حج را چون نماز به مسلمانان بیاموزد و اكنون تنها و آخرین فرصت است .
اعـلام عـمـومـی شد كه رسول خداص حج می گزارد مردم از قبایل رو به سوی مدینه نهادند و آن حضرت در روز پنج شنبه شش روز, یا شنبه چهار روز به آخر ذیقعده ابودجانه را در مدینه جـانـشین خود ساخته در حالی كه همه همسران و خاندانش او را همراهی می كردند و صد شتر قربانی همراه داشت , از مدینه حركت كرد.
در آن روزهـا بـیـمـاری سـخـتی آبله یا حصبه در مدینه شایع بود كه بسیاری از مسلمانان را از ایـن مـصـاحـبـت مـیـمون محروم می داشت با این حال دهها هزار نفر با پیامبر همراه شدند مـورخـان هـمراهان آن حضرت را چهل هزار, هفتاد هزار, نود هزار, ۱۱۴ هزار, ۱۲۰ هزار و ۱۲۴ هزار نـفـرنوشته اند ولی با این همه حق این است كه بگوییم : چنان جمعیتی در ركاب آن حضرت حـركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشیده است اینان كسانی بودند كه از مدینه می آمدند, ولی تعداد حاجیان به این عده منحصر نمی شد زیرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانی كه از یمن در ركاب امیرالمؤمنین علی ع آمده بودند, نیز در حج شركت داشتند.
حضرت غسل كرد, بدن مباركش را روغن مالید, خود را خوشبو كرد, موهایش را شانه زد, و ازمدینه بیرون آمد هنگامی كه از مدینه بیرون می رفت تنها دو تكه لباس بر تن داشت كه یكی را بر دوش انـداخته و دیگری را به كمر بسته بود منزل به منزل پیش می رفت , وقتی به ذی الحلیفه رسید احرام بست و همچنان پیش رفت تا در روز سه شنبه چهارم ماه ذیحجه وارد مكه شد از باب بنی شیبه واردمسجدالحرام شد , طواف كرد, نماز طواف به جای آورد, بین صفا و مروه سعی نمود و بدین ترتیب اعمال عمره به پایان رسید به كسانی كه قربانی همراه خود نیاورده بـودنـد, فـرمـود تقصیر كرده ازاحرام خارج شوند و خود چون قربانی همراه داشت در حال احـرام باقی ماند, تا در منی قربانی كند امیرمؤمنان كه از حركت پیامبر برای حج آگاه شده بود, در حالی كه ۳۷ قربانی همراه داشت , باسپاهیان خود برای شركت در مراسم حج از یمن حركت كـرد, و در مـیـقـات اهـل یمن به همان نیتی كه پیامبر ص محرم شده بود, احرام بست , و مانند حضرت رسول , پس از سعی صفا و مروه در احرام باقی ماند.
رسـول مـكرم اسلام ص روز هشتم ذیحجه از طریق منی وارد صحرای عرفات شد, تا مراسم حج راآغـاز كـنـند تا طلوع آفتاب روز نهم در منی ماند و سپس راه عرفات را پیش گرفت , و در خیمه خویش درعرفات فرود آمد.
در عـرفـات , در اجتماع باشكوه مسلمانان , به شیوایی تمام خطبه خواند در این خطبه مسلمانان را بـه بـرادری و احـترام متقابل سفارش كرد, بر همه آداب جاهلیت مهر بطلان زد و ختم پیامبری را اعـلام نمود تا غروب روز نهم در عرفات ماند وقتی آفتاب غروب كرد و هوا كمی تاریك شد, بـه سـوی مـزدلفه شتافت شب را در همان جا سپری كرد صبح روز دهم به طرف منی حركت كرد آداب منی را به جای آورد و بدین گونه مناسك حج را به مسلمانان آموخت .
ایـن حـج را حـجـهٔ الوداع , حجهٔ الاسلام , حجهٔ البلاغ , حجهٔ الكمال و حجهٔ التمام خوانده اند با پـایـان گـرفـتـن مراسم حج پیامبر ص به سوی مدینه حركت كرد هنگامی كه به سرزمین رابغ رسـیـد, در مـحـلـی كـه غـدیـر خـم نام داشت , جبرئیل امین بر او نازل شد و پیامی بدین شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللّه یعصمك من الناس ان اللّه لایهدی القوم الكافرین .
ای رسـول مـا! آنـچـه را از سـوی پـروردگـارت بـر تـو نازل شده به مرم برسان و اگر این كار را انـجـام نـدهـی , رسـالـت خـود را بـه انـجام نرسانده ای و خدا تو را از مردم ایمن خواهد كرد همانا خدای ,قوم كفرپیشه را هدایت نمی كند .
این پیام الهی ماموریتی خطیر بر عهده پیامبر اكرم ص می گذاشت , اعلان چیزی كه باید همگان ازآن بـاخبر شوند, و اگر چنین نكند, گویاكاری صورت نداده است بنابراین بهترین موقعیت برای اعـلام چـنین پیامی همین جا بود, جایی كه راه مصر و عراق و مدینه و حضرموت و تهامه از هم جدا مـی شـود وهـمه حاجیان ناگزیر از آن می گذرند غدیر خم مناسب ترین محلی بود كه می توانست چنین پیام سترگی رابه گوش همگان برساند.
پـس دسـتـور تـوقـف صـادر شـد فـرمـود تـا رفتگان را باز خوانند و صبر كرد تا آنان كه در راهند بـرسند اجتماع عظیمی در صحرای تفتیده حجاز گرد آمد روزی سخت گرم و منطقه ای بشدت گرماخیز بود,چنان گرم كه مردان نیمی از لباس خود را بر سر انداخته و نیمی دیگر را به پـای خـویـش مـی پیچیدند همه می خواستند بدانند چه چیز باعث شده كه پیامبر ص در چنین مكان به ظاهر نامناسبی دستورتوقف داده اند حرارت اشتیاق با گرمای هوا آمیخته حاجیان را بی تاب می كرد.
فـرمـود تـا زیـر چـنـد درخت كهنسال را بروبند و جهاز شتران را بر هم انباشته كنند منبری بلند بـرافـراشـت نـزدیـك ظـهر آن گاه كه همه حاجیان در آن صحرا جمع شدند, بر فراز منبر برآمد و خطبه ای بدین شرح ایراد كرد:
ستایش مخصوص خداوند است از او كمك می خواهیم و به او ایمان می آوریم و بر او توكل می كنیم و از شر نفس و بدی كردارمان به او پناه می بریم , خدایی كه هدایت كننده ای نیست آنكه رااو گمراه سازد و گمراه كننده ای نیست هر كه را او هدایت كند گواهی می دهم كه معبودی جزخدای یگانه نیست و محمد بنده و فرستاده اوست اما بعد:
ای مردم خداوند نیكی كننده آگاه به من خبر داد كه هیچ پیامبری بیش از نصف عمر پیامبر پیش ازخـود زنـدگـی نـخـواهد كرد و اندكی بیش نمانده كه مرا نیز به سرای باقی دعوت كنند و من اجابت كنم و همانا از من و همه شما سؤال خواهد شد پس شما چه پاسخ خواهید داد؟
مـردم گـفـتـنـد: گـواهـی مـی دهیم كه تو پیام الهی را رساندی و پند دادی و كوشیدی خدایت پاداشی نیك دهد.
فـرمـود: آیـا شهادت نمی دهید كه معبودی جز خدای یگانه نیست و محمد بنده و فرستاده اوست وبهشت او حق و دوزخش حق است و مرگ حق است و قیامت بدون شك خواهد آمد و خداوندتمام مردگان را زنده خواهد كرد؟ .
گفتند: آری به همه اینها گواهی می دهیم .
عرض كرد: خدایا شاهد باش.
سپس فرمود: ای مردم صدای مرا می شنوید؟ .
گفتند: آری .
فـرمـود: مـن پـیـش از شـمـا بـه حـوض كوثر می رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهید شـد,حـوضـی كـه عـرض آن بـه انـدازه فاصله صنعا تا بصری است , و در آن جامهایی است از نقره به شماره ستارگان حال بنگرید كه پس از من با دو میراث گرانبها چگونه رفتار می كنید.
مردی از میان جمعیت فریاد برآورد: یا رسول اللّه ! آن دو چیز گرانبها چیست ؟ .
فرمود: یكی از آن دو كه بزرگتر است , كتاب خداست یك طرفش در دست خدا و طرف دیگرش به دسـت شـمـاست , پس آن را محكم نگه دارید تا گمراه نشوید و دیگری كه كوچكتر است , عترت و خـانـدان مـن اسـت و خـدای نـیـكـی كننده آگاه به من خبر داده است كه این دو هرگز از هم جـدانـمی شوند, تا در لب حوض در قیامت به من رسند من هم از خدا همین را خواسته ام پس شما ازآنها پیشی نگیرید كه هلاك می شوید و از آنها وا نمانید كه هلاك می شوید سپس دست علی ع را گرفت و بلند كرد, به طوری كه سپیدی زیر بغل هر دوشان دیده شد و همه مردم علی را شناختند.
آنگاه فرمود: ای مردم ! چه كسی نسبت به مؤمنان از خود ایشان سزاوارتر است ؟ .
گفتند: خدا و رسولش بهتر می دانند.
فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنین ازخود ایشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اویم , علی مولا و سرپرست اوست.
این جمله را سه بار تكرار كرد.
سـپـس گـفـت : خداوندا! دوستی كن با هر كس كه با علی دوستی كند, و دشمنی كن با هر كس كـه عـلـی را دشمنی كند, دوست بدار هر كس كه علی را دوست می دارد, و دشمن دار هر كس او رادشـمـن مـی دارد, یـاری كـن هر كس را كه یاریش كند و بی یاور بگذار هر كس تنهایش گذاردو حق را همواره با علی بدار هر طرف كه باشد .
ای مردم باید حاضران , این پیام را به غایبان برسانند.
چون خطبه نبوی به پایان رسید امین وحی برای بار دوم نازل شد و او را به این پیام مفتخر ساخت.
الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا.
امـروز دیـن شـمـا را كـامـل كـردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضی شدم كه اسلام دین شما بـاشـد[اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم ]پیامبر اكرم ص پس از دریافت این پیام مسرت بـخش , فرمود: اللّه اكبر! كه دین كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولایت علی بعد از من راضی شد .
● مراسم تبریك و تهنیت
پـیـامـبـر اكرم ص پس از اتمام خطبه از منبر پایین آمد و در خیمه ای نشست و فرمود تا علی ع درخـیـمه ای دیگر بنشیند آنگاه دستور داد تمام اصحاب برای عرض تبریك به دیدار امیرالمؤمنین بشتابندو مقام ولایتش را تبریك گویند.
نویسنده كتاب تاریخ روضهٔ الصفا پس از نقل جریان غدیر می نویسد:.پس فرود آمد و در خیمه خاص بنشست و فرمود كه امیرالمؤمنین علی ع در خیمه دیگربنشیند بعد از آن طبقات خلایق را امر كرد به خیمه علی ع رفتند و زبان به تهنیت آن حضرت گشادند و چـون مـردم از این امر فارغ شدند, امهات, به فرموده خواجه كاینات نزد علی ع رفته او را تهنیت گفتند .
و در تاریخ حبیب السیر پس از نقل حدیث غدیر چنین آمده است :.پس امیرالمؤمنین علی ـ كرم اللّه وجهه ـ به موجب فرموده حضرت رسالت ص در خیمه نشست تا طوایف خلایق به ملازمتش رفته لوازم تهنیت به تقدیم رساندند و از جمله اصحاب عمر بن الخطاب ـ رضی اللّه عنه ـ جناب ولایت مب را گفت : بخ بخ یابن ابی طالب اصبحت مولای ومولی كل مؤمن و مؤمنهٔ ,.
یـعـنـی خـوشـا حـال تو ای پسر ابوطالب ! بامداد كردی در وقتی كه مولای من و مولای هر مؤمن ومـؤمـنـه بـودی بـعـد از آن امـهـات مـؤمـنـیـن بـر حـسـب اشـارت سـید المرسلین به خیمه امیرالمؤمنین ع رفته شرط تهنیت به جای آوردند.
مـرحـوم طـبرسی مفسر و محدث نامی امامیه نیز عین این مطلب را در كتاب اعلام الوری روایت كرده است .هـمـه اصـحـاب دوبـاره با پیامبر بیعت كردند و همزمان با علی ع نیز بیعت كردند اولین كسانی كـه دسـت بـر دسـت پیامبرص و علی ع نهادند ابوبكر, عمر, عثمان طلحه و زبیر بودندهـمـان طور كه پیش از این گفتیم عمر برای تبریك و شاد باش جمله ای را به كاربرد كه در تاریخ مـانـدگـار شـد او گفت :بخ ‌بخ یا بن ابی طالب , اصبحت , مولای و مولا كل مؤمن و مؤمنه شمار بسیاری از محدثان اهل سنت این جمله را از اصحاب رسول خداص كه در آنجا حاضر بوده و ایـن جـمـله را از زبان عمر شنیده اند, نقل كرده اند از جمله كسانی كه این جمله را روایت كرده اند ابن عباس , ابوهریره , برا بن عازب , زید بن ارقم ,سعد بن ابی وقاص , ابوسعید خدری و انس بن مالك را می توان نام برد.
مرحوم علامه امینی در كتاب الغدیر شصت نفر از دانشمندان اهل سنت را نام می برد كه این روایت رادر كتب خود آورده اند و بعضی آن را به ابوبكر نیز نسبت داده اند.
آنـگـاه حـسان بن ثابت , شاعر نامی زمان خود برخاسته عرض كرد: یا رسول اللّه ! اجازه می خواهم درحضور شما چند بیت درباره علی ع بگویم .
فرمود: با بركت الهی بگو:.حسان بر بلندی رفت و چنین سرود:
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم
بخم و اسمع بالرسول منادیا.
فقال فمن مولاكم و نبیكم ؟
فقالوا و لم یبدو اهناك التعامیا.
الهك مولانا و انت نبینا
و لم تلق منا فی الولایهٔ عاصیا.
فقال له قم یا علی فاننی
رضیتك من بعدی اماما و هادیا.
فمن كنت مولاه فهذا ولیه
فكونوا له اتباع صدق موالیا.
هناك دعا اللهم و ال ولیه
و كن للذی عادی علیا معادیا.
یعنی :
پـیـامـبـر مـسـلمانان در روز غدیر با آواز رسا آنان را فرا خواند, و شگفتا! كه چگونه فرستاده خدا فریادمی كرد.
پس گفت : مولی و سرپرست و پیامبر شما كیست ؟
در آنجا همه بدون هیچ ابهامی گفتند:.
خـدای تو مولای ماست و تو پیامبر ما هستی و هیچیك از ما را نخواهی دید كه درباره امر ولایت , تورا عصیان و مخالفت كند.
و آنگاه به علی ع گفت : یا علی برخیز كه من تو را برای امامت و رهبری پس از خود برگزیدم .
پـس هـركـس را كـه مـن رهـبـر و سـرپـرست اویم , همانا این علی سرپرست اوست.
منبع : مجمع جهانی شیعه شناس