پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا


گفت وگویی با داکتروف یک هفته پس از روز تولد


گفت وگویی با داکتروف یک هفته پس از روز تولد
مانند بسیاری از نویسندگان جهان که خوب حرف می زنند، نیست. «ادگارلورنس داکتروف» که در کارنامه حرفه ای خود دوجایزه پن/ فاکنر را نیز ثبت کرده است، اگر چه در گفت وگوهایش از شوخی پرهیز نمی کند اما اصولا آدم پرحرفی نیست.
بیش از ۱۱ رمان در کارنامه حرفه ای او دیده می شود که به اعتقاد کارشناسان، «رگ تایم» و «بیلی بات گیت» شاهکارهای این نویسنده آمریکایی به شمار می روند.
سال گذشته میلادی که مجله «تایم» یکصد رمان برتر قرن- یکصد رمان انگلیسی- بیستم را معرفی کرد، هر دو رمان یاد شده جزو رمان های برتر انتخاب شدند تا مهر تایید باشند بر توانایی نویسنده یاد شده.نشریه تایم در آخرین روزهای سال ۲۰۰۶ میلادی، گفت وگویی را توسط «لف گراسمن» با داکتروف انجام داد.
ده پرسش از نویسنده ای که نام او در کنار بزرگانی چون آل پو، تونی موریسون، دی دلیلو، سال بلو، فلیپ راث قرار گرفته و بسیاری از منتقدان بر این باورند که مرور او بر تاریخ آمریکا و شخصیت پردازی های دقیق او سبب شده، آثار داکتروف هیچ گاه از مرز خوب بودن تخطی نکنند.
داکتروف در این گفت وگو کوتاه سعی می کند، فضای رمان قدم رو (The march) را برای مخاطبان بیشتر توضیح دهید. رمانی که دومین جایزه پن/ فاکنر را برای داکتروف به ارمغان آورد.
این بار هم نویسنده نیویورکی ما در حالی از رمان تاریخی خود حرف می زند که گاه به نظر می رسد پهلو زدن به تاریخ آمریکا و روایت آن، کاری غیرممکن است- از نظر روایت منطبق بر منطق اما داکتروف با آمدن کنار ژنرال شرمان، به گونه ای روایت جنگ های داخلی آمریکا را به دست می گیرد که بار داستانی آن بیش از بار تاریخی آن است. مکتوب کردن بخشی از تاریخ آمریکا از لابه لای حر ف های این و آن، شاید مهمترین کاری است که داکتروف به آن همت گمارده است.آنچه در پی می خوانید، گفت وگوی مجله تایم با اوست .
ـ چرا اسم کوچک شما با صرف ای (E) (E.L.Doctotow)شروع می شود؟
خب، اسم کوچک من، ادگار است. پدرم عاشق کارهای «ادگار آلن پو» بود. البته او کارهای نویسندگان بد را هم دوست داشت! ولی خوب، آلن پو، از آن نویسندگان خوب است و اسم من، اقتباسی است از نام ادگار.
ـ چرا جنگ های داخلی؟
من فکر می کنم، بخش قابل توجهی از تاریخ آمریکا که شامل جنگ های داخلی است، نادیده گرفته شده. این کار گناه نیست. این کار- پرداختن به تاریخ جنگ های داخلی آمریکا- جزو DNA ما شده است.
ـ همین طور یک زخم بین المللی.
زخم بین المللی واژه ای مناسب نیست. مردم ما هنوز احساس نیاز نکرده اند که به تاریخ کشور خودشان بپردازند. نویسندگان اندکی را سراغ دارم که با محوریت قراردادن جنگ های داخلی، بنویسند و شما از نوشته آنها استنباط نکنید که قصد جانبداری دارند. وقتی وارد قضیه ای می شوید، سخت است که بی طرف بمانید خصوصا وقتی می خواهید در مقام یک راوی، داستانی را روایت کنید. ژنرال شرمان در این رمان، تنها یک نظامی نیست که در امتداد جنگ و خونریزی قدم بردارد. قصدم از بهادادن به این شخصیت و آفرینش ادبی آن، ایجاد فضایی برای ورود به فرهنگ و تاریخ قرن گذشته بود.
آدم هایی مثل شرمان دلشان می خواست دنیایی یک دست و هموار داشته باشند.
آرمان گراهایی بودند که هر چیزی را به خاطر آرمانشان زیرپا می گذاشتند. مردم اما با مطالعه تعدادی از صفحات تاریخ به این نتیجه رسیدند که شرمان، در پی ایجاد ثبات و امنیت بوده. خب این از نظر من اشکالی ندارد چون برداشت آدم ها از یک موضوع به اندازه جمعیت کنونی زمین، متفاوت است.
هیچ کدام از این برداشت ها نمی تواند رای به صداقت داشتن یا نداشتن فردی دهد. درنهایت آنچه باقی می ماند، اثری است که اگر قابلیت های ادبی داشته باشد، مورد داوری و نقد قرار می گیرد.
ـ از تاریخ و رویدادهای اجتماعی گفتید. ولی من قائل نیستم که چنین کاری انجام می دهند. مثلا ندیدم که نویسنده با الهام از توفان کاترینا، رمانی خلق کند که سر زبان ها بیفتد.
ممکن است این طور باشد ولی نمی توان مطمئن بود که در جایی از دنیا، نویسنده ای این کار را نکرده باشد. من شاید نویسنده ای شهودی نباشم. یعنی اینکه راه بیفتم و بروم جایی و مستنداتی جمع کنم برای نوشتن. فردی هم نیستم که مدام استراحت کنم و یک مرتبه رمانی اجتماعی بنویسم. این کار من نیست. تلاش می کنم در وقت مناسب، بنویسم. این وقت مناسب، خودش از راه می رسد.
ـ چه فرقی بین یک تاریخ نگار و رمان نویس تاریخی می بینید؟
یک تاریخ نگار به شما می گوید که چه اتفاقی افتاده اما یک رمان نویس به شما می گوید که چه اتفاقی می توانست روی دهد.
ـ شما رمانی نوشتید درباره رویدادهای واقعی که افرادش در زمان های نسبتا دوری در قیاس با ذهنیت مخاطب قرار دارند. این کار شبیه کار «جیمز فری» است.
آثار فری را نخواندم و اطلاعی از آنها ندارم. اما می دانم که آن کتاب ها تقریبا نوعی اتوبیوگرافی است. از دل آن کتاب ها یک سخنگو با مخاطب حرف می زند. مردم فکر می کنند که رمان نویس هان دروغگو هستند. چه چیزی سبب می شود که ما به رمان نویسی ها اطمینان کنیم و حریفهایشان را، واقعیت پنداریم؟
ـ ولی شما در این کتاب از مردم حقیقی حرف می زنید. از اتفاقی قابل لمس. آدم هایی شبیه ژنرال شرمان.
خب این کار خیلی خطرناک است. خطرناک تر از آن چیزی که تصور می کنید. شرمان مرا سحر کرد. من او را در ذهنم می خواندم. او برگ برنده من بود. یک برلیان گران بها. او به خوبی یک قهرمان بود. بهترین ژنرالی که می شد درباره اش نوشت.
من سعی کردم در کنارش قرار بگیرم و وقایع را از دید او روایت کنم. راهی که او می رفت، جنگ بدون محدودیت بود. او هرگز خود را از جنگیدن نترساند چون آرمانش را بیشتر از جانش دوست داشت.
ـ شما در این کتاب، پیامی برای جورج بوش داشتید؟
نه. من فقط درمورد کشته شدن آدم هایی حرف زدم که بین تضاد آرمان گرایی آدم های دیگر جانشان را از دست دادند. شریان می تواند استکان چای را بنوشد، سیگارش را بکشد و بعد درمورد تفاوت های میان مرگ و خواب قضاوت کند. اینکه درک یک مرگ سخت چگونه است. غیر از این، چیزی نبود.
ـ شما نسلی از بزرگ ترین رمان نویس های آمریکا را در کنار خود دارید. از بودن در کنار نام آنها چه حسی دارید؟
آثار ما با یکدیگر متفاوت است. هریک راه خودمان را رفتیم و به هدف دیگری رسیدیم. همین.
ـ چه حسی دارید از اینکه در میانه های دهه هفتاد زندگیتان از شما به عنوان نویسنده ای بزرگ نام می برند؟ شما چند سالتان است؟!
فکر می کنم ۳۶ ساله هستم شاید هم ۳۶ سال است که پرسشی را پاسخ ندادم.
● نگاهی به زندگی داکتروف
ادگار لورنس داکتروف در ششم ژانویه ۱۹۳۱ در نیویورک سیتی آمریکا متولد شد. تحصیلات دبیرستان را در دبیرستان بروفکس به پایان رساند و پس از فارغ التحصیلی از کالج کنیون - ۱۹۵۲ - به کار در دانشگاه کلمبیا پرداخت. پس از آن مدتی را در ارتش این کشور فعالیت کرد (در آلمان). در سال ۱۹۵۴ با هلن ستزر ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند است.
پس از آن به عنوان سرویراستار کتابخانه نیوآمریکا مشغول به کار شد و سال های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ را به این کار گذراند. پس از این کار مدت ۵ سال، سردبیری نشریه «دایان پرس» را برعهده داشت. او در این مدت از تدریس و نوشتن غافل نشد.
سال ها تدریس در دانشگاه ها و کالج های گوناگون را تجربه کرد که جملگی از مراکز معتبر آمریکا بودند. سومین تجربه اش را با عنوان کتاب دانیال وارد بازار کرد که سبب شد، بسیاری از منتقدان لب به تحسین از وی گشایند. این رمان از رمان های مهم تاریخ ادبیات آمریکا نیز به شمار می رود. بر مبنای این کتاب، دانیال به کارگردانی سیدنی لوست و با بازیگری تیموتی هاتون ساخته شد (۱۹۸۳) چهار سال بعد، شاهکار داکتروف روانه بازار شد.
رگ تایم -این کتاب در ایران توسط نجف دریابندری به همین نام ترجمه شده است- آنقدر قدرتمند و ظریف تالیف شد که از آن به عنوان یکی از سنجه های ادبیات آمریکا نام می برند. رگ تایم در قالب نمایش موزیکال نیز روی صحنه تئاتر برادوی رفت (۱۹۹۸) تا یک بار دیگر ارزش های نویسنده اش را تایید کند.
بیلی بات گیت دومین اثر پیچیده داکتروف است که دست کمی از رگ تایم ندارد. نگاهی به زندگی مافیا و زندگی توام با عشق و نفرت پسری به نام بیلی، نثر هوشمندانه داکتروف را عیان کرد. او چنان ظرافتی در خلق این اثر انجام داد که منتقدان آمریکایی چاره ای جز تحسین او نداشتند. این اثر نیز توسط نجف دریابندری در ایران ترجمه شد. ضمنا فیلمی که با اقتباس از این کتاب با بازیگری راستین هافمن، رابرت دنیرو و نیکول مری کیدمن ساخته از تلویزیون ایران پخش شد.
منبع : روزنامه کارگزاران