یکشنبه, ۱۶ بهمن, ۱۴۰۱ / 5 February, 2023
مجله ویستا


موسیقی و ساز در ایران


موسیقی و ساز در ایران
ابو محمد اسحاق موصلی فرزند ابراهیم ، بعد از پدر مقام او را در دستگاه خلافت احراز کرد او در ری متولد شد و استادش در موسیقی غیر از پدرش ، بانوئی خواننده بنام ( عاتکهٔ بنت شهده ) بود . اسحاق علاوه بر موسیقی واجد تحصیلات عالیه ای نیز بود و علوم قرآنی ، ادبیات ، تاریخ را تا حد کمال فرا گرفته بود .
مأمون اجازه داده بود اسحاق در نمازهای جمعه همواره در کنارش باشد .اسحاق به لحاظ روزهٔ زیادی و به بیماری (( ذرب )) در گذشت . ابن ندیم بالغ بر چهل اثر را به اسحاق نسبت داده است از آن جمله کتاب الرقص و الزفن ( پایکوبی ) و کتاب النغم و الایقاع . پسر اسحاق بنام حماد ، شرح حال پدرش را نوشته است . دیگر از بزرگان خاندان موصلی منصور زلزل الضارب ، دائی اسحاق موصلی است . زلزل در نوازندگی سازهای زهی مهارتی به سزا داشت و تخصص وی در ضربهای قوی بود که به وی ضارب نیز می گفتند . وی در مسائل نظری موسیقی نیز مشهور است . موسیقی شناس ایرانی تبار دیگری در اواخر سالـهای قـدرت عباسیان می زیسته بنام خلیـل بن احمـد فراهیـدی کتـاب العین ( وی ) در نحو معروف و او را پایه گذار علم عروض شناخته اند .
هولاگو ، با فتح بغداد ، دستگاه تجمل آمیز خلفای عباسی را از هم پاشید . خاندانهای ایرانی چون طاهریان در خراسان – صفاریان در سراسر ایران – سامانیان در ماوراءالنهر و خراسان – آل زیار در گرگان و آل بویه در عراق و جنوب روی کار آمدند .
متأسفانه اثری که بتواند سیمای واقعی موسیقی ایرانی را ترسیم کند در دست نیست . لکن چون قدرت حکومتهای محلی محدود به نواحی خاص می شد ، موسیقی های محلی مجال شکوفائی بیشتری یافتند که با استفاده از شعرهای ساده یا نوعی تصنیف و با آهنگهای ضربی می خواندند .
نفوذ موسیقی ایرانی موجب شد که گام طنبور خراسانی رواج یابد و ترجمه آثار فلاسفه و موسیقیدانان یونان چون ارستیوکسن – اقلیدس – بطلمیوس – فیثاغورس – ارسطو در موسیقی جهان نهضتی ایجاد کرد و در زمان خلافت مأمون هفتمین خلیفه عباسی با تأسیس بیت الحکمه موجبات شکوفائی موسیقی نظری در کشورهای اسلامی فراهم شد . احمد سرخسی مانند استادش کندی در بسیاری از علوم صاحب اطلاع و موسیقی را بیشتر از دیدگاه فلسفه می دید .
از هنزمندان دورهٔ طاهریان (( راتبهٔ نیشابور )) نوازندهٔ زیردست عود بود .
از هنرمندان دوره سامانیان رودکی است که چنگ را خوب می نواخت و آوازی خوش داشت و دیگر محمدبن زکریای رازی است که کتاب فی جمل الموسیقی را نوشته است . خوارزمی از مشهورترین موسیقی شناسان عهد سامانی است و دیگر اسحق الکندی از اشراف عرب است که در بصره تولد یافت و از دودمان ملوک بنی کندی بود وی فیلسوفی عرب است لکن آثار او تمایل و علاقهٔ وی را به موسیقی ایرانی نشان می دهد .
فارابی ، گل سرسبد هنرمندان این دوره است . وی ملقب به معلم ثانی است وی در فاراب ماوراءالنهر متولد شده او نخست به مرو رفت و سپس به بغداد سفر کرد و مدتی در حران به تحصیل پرداخت و بلأخره در حلب در سن ۸۰ سالگی درگذشت . عبدالقادر مراغی افزودن سیم پنجم به عود را از ابتکارات فارابی می داند . وی در حلب کتاب معروف خود الموسیقی الکبیر را نوشت فارابی در نخستین جلد از کتاب خود سازهای مشهور را معرفی کرده است :
طنبور در دو نوع بغدادی و خراسانی – مزامیر ( نای ها ) – سرنای – مزمارالمزاوج ( دو نای ) – رباب – ابولفرح اصفهانی که از اصفهان به بغداد عزیمت کرد و کتاب الاغانی وی در دوران آل بویه در حلب تألیف شده است از دیگر مشاهیر موسیقی است وی کتابهای زیادی غیر از الاغانی در شرح حال دوشیزگان خواننده سنتی عرب – درباره کنیزان شاعر یا سراینده – بردگان خنیانگر و کتاب الحانات در شرح اجرای موسیقی در میخانه ها را نوشته است . – بوزجانی که اهل بوزجان در سر راه نیشابور به هرات بوده است ، ریاضی دان و منجم بوده ولی کتابی بنام مختصر فی فن الایقاع در موسیقی تألیف کرده است .
اخوان الصفا نام رساله ای است در موسیقی که توسط جمعیتی با همین نام که گروهی مسلمان آزاده و شیعه بودند و هستهٔ اصلی آن را ایرانیان تشکیل میدادند به شیوه ای غیر حرفه ای و آماتوری لکن با ذوق تألیف شد . – ابوعلی سینا – ۱۰۳۷ م – نظریه پرداز و صاحب آثاری در موسیقی است که بعد از فارابی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . آثار وی عبارتند از ( موسیقی الشفاء ) – شفاء و ( النجا‎‎‎‏ه فی بحرالضلالت )‌ نجات که هر دو به عربی بودند و ( موسیقی دانشنامه علائی ) به فارسی و کتاب اللواحق . کتاب شفاء توسط خود ابن سینا و کتاب نجات توسط شاگرد وی جوزجانی ، پس از مرگ استاد ، و با استفاده از آثار استاد ، جمع آوری شده است .
این کتاب گرانقدر فارسی معادل های موسیقیائی بسیار با ارزشی دارد از آن جمله تیزی و گرانی ( در مفهوم زیری و بمی ) ابوعلی سینا همانند خوارزمی و عبدالقادر مراغی ( مقاصد الالحان ) در عملیات این فن ( هنر موسیقی ) متحیر مانده است ، زیرا بوعلی سینا موسیقی را یکی از شاخه های ریاضیات می شناخته است . ابن سینا در شرح رباب ( Rebeck / Rebec ) ، ساز باستانی ایران ، پرده یا فاصله ای بنام وسطی را معرفی کرده است .
عُمربن زیله از دیگر شاگردان ممتاز ابن سیناست . وی اثری بنام ( الکامل فی الموسیقی ) دارد که خوشبختانه از حوادث زمان مصون مانده است ، وی مبتکر ابجدی کردن در نغمه پردازی است که در آثار الکندی هم دیده می شد وی نغمات ( نتها ) را با حروف ابجد ( ا ب ج د / هـ و ز / ح ط ی/ک ل ) منظم نمود و نظامی بوجود آورد که بعد از او مورد پذیرش و پیروی موسیقیدانان قرار گرفت و سرانجام صفی الدین ارموی آنرا به مرحله کمال رساند .
در دورهٔ غزنویان دو شاعر بنامهای ( فرخ سیستانی ) و ( زینتی علوی ) می زیستند که در اشعارشان از آلات موسیقی خصوصاً چنگ نام برده اند .
در دوران سلجوقیان ، تا آنجا مشهورند که اغلب سلاطین دوستداران هنر بـوده انـد . آلـب ارسـلان ( عضدالدین ابوشجاع ) دومین فرد از سلاجقه بزرگ ۱۰۷۲ م را سازنده نوعی شیپور فلزی به نام بور و پرنگ دانسته و نفیر هم در همان هنگام رواج یافته است . – در اینجا می توان از رسالهٔ عربی خیام یا خیامی ( ابوالفتح عمربن ابراهیم ) ریاضی دان و دانشمند معروف یاد کرد ، که به نوبهٔ خود می تواند نمودار نظام علمی موسیقی ایران در آن ایام باشد .
سپس می توان از عنصرالمعالی بن اسکندربن قابوس بن وشمگیر نام برد که در قابوسنامه بخشی را به موسیقی اختصاص داده است . – در جامع العلوم فخرالدین رازی نیز بخشی مختصر ، لکن هم چون قابوسنامه به فارسی به موسیقی پرداخته شده است . – صفی الدین عبدالمؤمن ارموی ، هنرمندی است که در دستگاه مستعصم آخرین خلیفه عباسی – ۱۲۵۸ م ظهور کرد . وی سمت کتابدار – خوش نویس و از ندمای خلیفه بود . پس از قتل خلیفه به توسط هولاگو استعداد هنری مورد توجه هولاگو قرار گرفت و با شمس الدین محمد جوینی وزیر هولاگو و برادرش عطاء ملک جوینی صاحب ( تاریخ جهانگشای جوینی ) آشنا شد و سرپرستی دو فرزند وزیر بنامهای بهاءالدین محمد و شرف الدین هارون بوی واگذار شد .
و زمان امیری شرف الدین بهمراه وی به اصفهان رفت و دوساز جدید بنامهای : نزهه ( نوعی سنتور ) و مُغنی (‌نوعی عود ) قوسی شکل را ساخت . از صفی الدین ارموی اثری بنام ( فی العلوم العروض و القوافی و البدیع ) باقی است لکن آنچه نام این هنرمند مسلمان را در تـاریخ موسیقی زنده نگـاه می دارد ، دو اثر گـرانقـدر (( الادوار )) و رساله ((الشرفیه )) است . از مزایای کتاب الادوار ، نغمه نگاری ( Notation ) است که بدون تردید کاملترین نغمه نگاری موسیقی ایرانی به شمار می رود .
به هر تقدیر صفی الدین ارموی هنرمندی ک نظیر بود که عود را ماهرانه می نواخت وی کسی است که مفهوم اعتدال را در گامهای موسیقی برای نخستین بار شناخت . خواجه نصیر طوسی ، منجم و ریاضی دان بزرگی بود ، که گذشته از موسیقی نظری در موسیقی عملی نیز توجه داشت وی نوعی نی لبک از گروه سازهای بادی ( مهتر رودکی ) را ساخته است . وی علاوه بر ایجاد رصدخانه مراغه و تدوین زیج ایلخانی ،‌ رساله ای در عربی درباره موسیقی تألیف کرده است بنام ( علم الموسیقی ) .
اثر دیگری هم دارد که منظومهٔ کوچکی با ۱۷ بیت است که به اسطورهٔ باستانی – یونانی یعنی الهه موسیقی مربوط است . زیرا قدما زهره یا ناهید را الههٔ خنیاگری می دانستند و تقریباً همین ویژه گی را برای ونوس – ربه النوع زیبائی ، عشق و شادی مورد اعتقاد رومیان قدیم را برای آن قائل بودند . – قطب الدین شیرازی متولد کازرون ( شیراز ) و مؤلف کتاب (( دُره التاج )) است که در خانواده ای طبیب متولد شده است فن چهارم این کتاب دربارهٔ موسیقی است .
سقوط بغداد و فروپاشی خلافت عباسی نقطهٔ عطفی در تاریخ هنر دوران اسلامی به شمار می رود در زمان حکومت آل جلایر در آذربایجان ،کردستان و بغداد ، این منطقه از مراکز آباد و مشهور ایران محسوب می شد ، هنرمندی بنام عبدالقادر مراغی می زیسـت از وی کتابهـائی بـا نام (( مقاصداللحان )) و (( جامع الالحان )) و (( شرح ادوار )) باقی است در این کتابهاکه به فارسی است ، معادلهای زیبائی برای اصطلاحات موسیقی مواجه می شویم که بعضی از آنها مانند سرپرده ( Tonic ) – پسان ( ایست – stop ) و گوشه ( sequency Modal ) بسیار جالب توجه است .
گوشـه بـرای نخستیـن بـار در آثـار عبدالقادر مراغی به کار رفتـه اسـت . از دیگـر کتـابهـای وی (( کترالالحان )) است که مجموعه ای از آهنگها و شاید بخشی مهم از ساخته های خود او بوده است که متأسفانه از بین رفته است .
فارمر موسیقیدان بزرگ انگلیسی کتاب (( کترالتحف )) حسن کاشانی را یک جا به عبدالقادر مراغی نسبت داده است . این کتاب نفیس دارای بخش سازشناسی بوده که تصاویر سازهای رایج با شرح دقیق مربوط به آنها – در آن نوشته شده است .
عبدالقادر مراغی دارای سه پسر بنامهای عبدالرحمن نورالدین و عبدالرحیم نظام الدین و عبدالعزیز بوده است وی در دربار عثمانی می زیسته و رساله بنام (( نقاوه الادوار )) بـه نـام سلطـان محمـد ثانی ( هفتمین سلطان عثمانی ) تألیف کرده است . از دیگر بزرگان موسیقی ایران محمود آملی صاحب کتاب ( نفایس الفنون و عرایس العیون ) را می توان نام برد وی در فن چهارم از مقاله سوم و از قسم دوم نفایس الفنون به علم موسیقی می پردازد . کمال الدین شیرعلی متخلص به بنائی ، فرزند استاد محمد سبز معمار است که در هرات متولد شده و بر خلاف پدرش که معمار بود به تحصیل دانش پرداخت ، حسن خط داشت و وی را ملای شاعران می نامیدند وی به لحاظ علاقه به موسیقی به تحریر دو رساله در (( علم ادوار ))‌ پرداخت .
نورالدین عبدالرحمن بن نظام الدین متخلص به جامی و معروف به خاتم الشعرا از گویندگان نامدار سدهٔ نهم هجری است . وی در خرجرد جام متولد شده و در هرات در سن ۸۱ سالگی درگذشته است و در محلی بنام تخت مزار به خاک سپرده شده است . جامی علاوه بر منظومه های عاشقانه ای نظیر سلامان و ابسال – یوسف و زلیخا – لیلی و مجنون کتاب نفحات الانس و بهارستان ( شرح حال شعرا ) ، رساله ای نیز در موسیقی دارد رسالهٔ وی به دو بخش اصلی تقسیم می شود علم تألیف و علم ایقاع .
وی در کتاب خود از سازهائی چون توغان ( قانون )‌ چنگ – پی پا ( عود چینی ) ساز شاخی یا بوق مانند بنام ( بورغو )‌ - طبل بسیار بزرگ بنام ( کورکه ) و طبل کوچکی بنام ( دمامه ) نام می برد .
عود دسته بلند یا طنبوری که بدان ( شدرغو ) می گفتند و با ( هوپوسو ) چینی شبیه است . چُبچق – اگری – اوزان و قوپوز – طنبور ترکی و نیز از شیپوری بنام ( چادور ) ( Nay ) نام می برد .
در دوره صفویه برغم پیشرفت در معماری و نقاشی در موسیقی شکوفائی چندانی ملاحظه نمی شود شیخ حیدر یکی از بنیانگذاران سلسله صفویه خود نوازنده و یا سازندهٔ چارتار می باشد . ضمناً اختراع شش تار را به رضا الدین شیرازی نسبت می دهند و سازی سه سیم به اسم قرادوزن به قدوز فرهادی نسبت می دهند که آن را در اصفهان ساخته است و رباب یا رُباب را عبدالله فارابی و غیچک یا غیزک را قی محمد تکمیل و اصلاح کرد از این دوره ( شاه عباس اول ) دیباچهٔ کتاب (( انیس الارواح )) تألیف کاشف الدین محمد ابراهیم یزدی موجود است که مشتمل بر اصطلاحات موسیقی و نام سازها و آهنگهاست .
کتاب بهت الروح را نیز مکارن دوره صفویه می دانند مندرجات این کتاب جز مطالب کتب قبلی نیست لکن این کتاب مطالب جالبی نیز افزون بر آن دارد مانند : موسیقی موجب غذا و حظ روح یااشعاری درباره دوازده مقام و شش آوازه و یا دربارهٔ سلوک صاحب این فن شریف و یا در مجالس جهت هر کس چه باید خواند نزد هر فرقه چه نغمه ای باید خواند و یا در هر وقت چه آهنگی باید خواند و یا الهام پذیری آهنگها از پرندگان و حیوانات ( موش ، گربه ، شتر ، ماهی ) که موارد اخیر در عین بی سابقه بودن ، مبالغه آمیز و قابل تردید هستند .
پیدایش هفت دستگاه و در پی آن آمدن ردیفها را می توان یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ موسیقی ایران به شمار آورد . تاریخ این امر و مجری آن مشخص نیست لکن آنچه محقق است این است که امر فوق به یکباره صورت نگرفته است .نخستین مأخذی که در آن بجای نظام ادواری به نظام دستگاهی و به هفت دستگاه اشاره شده است کتاب بحورالالحان تألیف فرصت شیرازی است ( در گذشته در سال ۱۳۳۹ هـ . ق ) در کتاب تاریخ سبحان قلی که تاریخ ترکستان یا محیط التواریخ نیز نامیده شده است نیز بخشی به موسیقی اختصاص داشته است . از مقارن دوره صفویه به بعد اطلاعات قابل ملاحظه ای از نظام علمی و هنر موسیقی در دست نیسـت به جز مطالبی به نقل از جهانگردان و سیاحان که اغلب سازهای متداول آن زمان را نام برده اند :‌ عود – سه تار یا سِتار – چارتار – تنبور – کنگره – کمانچه – رباب – چنگ – قانون – کرنا – نفیر – شاخ نفیر – کوس – نقاره – طبل باز – دنبل – دنبک – دُهل – دایره – سنج
ادوار براون ، ایران شناس انگلیسی ضمن اشاره به موسقیدانی بنام ابراهیم میرزا برادر شاه اسماعیل صفوی ( اسماعیل دوم ) ، نام عده ای از موسیقدانان را ذکر کرده است از آن جمله حافظ جلاجل باخرزی که در نواختن جلجل ( زنگ – زنگوله ) مهارت داشت میـرزا محمـد ( کمانچه ای ) – شهسوار ( چهارتاری ) – میرزا حسین ( طنبوره ای ) – سلطان محمد ( چنگی )
در زمان کریم خان زند ، پری خان شهرت داشت در زمان فتحعلی شاه قاجار جالاپخی خان سنتور زن و در زمان محمد شاه قاجار مینا و زهره که هر کدام دسته ای خنیاگر داشته اند . حاجی محمدلله حضور ( خواننده ) زاغی ( تارزن ) اکبری و احمدی ( ضربگیر ) در اواخر دوران قاجاریه بوده اند .
در عهد ناصرالدین شاه موسیقی درباری و به تعبیری موسیقی مجلسی ( chamber Music ) گسترش کم نظیری پیدا کرد و حرمت آن تا حدی کاستی گرفت که به موسیقیدان ، مطرب گفته می شد و به موسیقیدانان یا نوازندگان درباری که به ظاهـر اعتبار بیشتـری داشتنـد (( عملهٔ طرب خاصه )) گفته می شد .
بعد از خاندان موصلی که نخستین خاندان هنر باید نامیده شود ، خاندان هنر دیگری در تاریخ موسیقی ایران ظاهر شده است که سهم بزرگی در تکوین نظام دستگاهی و تنظیم هفت دستگاه در موسیقی ایرانی دارد .
سروران این خاندان آقا علی اکبر فراهانی ، فرزند شاه ولی است که ملقب به شهنازی است در هر حال ردیف های فعلی موسیقی سنتی ایران به خاندان فراهانی انتساب دارد . آقا علی اکبر فراهانی نوازنده زبردست تار بوده و نام تاری که می نواخته قلندر بوده است فرزندان آقا علی اکبر بنامهای آقا حسینقلی و میرزا عبدلله مایه اشاعه ردیفهای موسیقی شدند که هردو تربیت یافتگان پسر عموی خود بودند .
استاد علینقی وزیری که از شاگردان میرزا عبدالله پسر ارشد آقا حسینقلی بود ، از روی پنجهٔ استاد بخشی از ردیف دستگاه چهار گاه او را به نت درآورد که چند صفحهٔ گـرامافـون از ایـن آثـار ماننــد ( ابوالچپ – نوروز عرب – بیات شیراز ) ضبط شده است .
تنظیم یا تدوین موسیقی ایران در هفت دستگاه را به میرزا عبدالله نسبت داده اند . تولد میرزا عبدالله در سال ۱۲۸۰ هـ . ق و درگذشت ۱۳۳۷ هـ . ق
آقای حسینقلی که در سال ۱۳۳۴ هـ . ق درگذشته است هنرمندی بود که بعد از مرگ ایشان چراغش تار خاموش شد . ردیف آقا حسینقلی با آن که مختصرتر از ردیف میرزا عبدالله است لکن پرکارتر و زیباتر توصیف شده است .
استاد در سفری که به پاریس رفته بود ، صفحاتی پر کرده است ( ماهور – سه گاه – شور – همایون – رهاب و .. ) که به ثارتنها ( سلو ) تکنوازی کرده است . میرزا عبدالله دو پسر و دو دختر هنرمند داشت پسر ارشد او جواد عبادی در نوازندگی سه تار مهارت یافت و احمد عبادی کوچکترین فرزند استاد که در سال ۱۳۷۲ درگذشت ، از نوازندگان زبردست و مشهور سه تار دورهٔ معاصر است که با رادیو همکاری داشت .
یادگار آقا حسینقلی ، برادران شهنازی بنامهای ( علی اکبر – عبدالحسین و محمدحسن ) بوده اند تخصص علی اکبر شهنازی در کوکهای مخصوص ، پیش در آمد و رنگهای زیبا بود . در بین شاگردان آقا حسینقلی ( خاندان هنر ) ، غلامحسین درویش فرزند بشیر طالقانی امتیاز ویژه ای دارد . او در نواختن تار و سه تار مهارتی بسزا داشت و توانست با نوآوری یعنی ساختن آهنگهای ضربی نظیر پیش درآمد – رنگ تصنیف ، آن هم به شیوه ای نو به شهرت برسد . وی به عرفان و معنویات گرایش داشت .
● موسیقی غربی در ایران ( موزیك)
نفوذ موسیقی غربی در ایران ، با (( لومر )) آغاز شده است . لومر فرانسوی در سال ۱۲۸۵ هـ . ق به استخدام ایران درآمد و در شعبه موزیک مدرسه دارالفنون به تدریس موسیقی پرداخت . میرزا علی اکبر خان نقاشباشی ملقب به مزین الدوله که معلم زبان و نقاشی مدرسه بود ، مترجم او شد و درسهای او را ترجمه می کرد . اولین کتاب تئـوری موسیقـی با عبارتهـای فرانسهٔ لومر و ترجمـه مزین الدوله در سال ۱۳۰۱ هـ . ق با نام (( تعریف علم موسیقی اروپائی )) در چابخانه دارالفنون به چاپ رسید و در همانجا بعنوان کتاب درسی تدریس شد . لومر موفق به تهیه و تدوین جزوه هائی شامل نغمه پردازی آهنگهای ایرانی شد و بعضی از آنها مانند : چهارگاه – همایون – ماهور به چاپ سید وی تصنیف (( عشق پنجه ))‌ را به نت در آورد و در دسته موزیک نظام به رهبری خود اجرا کرد .
لومر شاگردانی نظیر غلامرضا مین باشیان ( سالار معزز ) – سلیمان خان ارمنی – حسن هنگ آفرین و ناصر همایون تربیت کرد که به شهرت رسیدند .
کار ارزندهٔ دیگر لومر ساختن آهنگ (( سلام )) برای مراسم رسمی بود که تا زمان محمدعلی شاه قاجار ( ۱۳۲۴ هـ . ق ) باقی ماند .
به لحاظ ترک نژاد بودن ، سلاطین قاجار و گرایشی که به زبان ترکی داشتند واژه های موزقان و موزقانچی با استفاده از لغت فرانسه موزیکان متداول شد . ( با پسوند ترکی جی ، موزقانچی بمعنی کسی که موزیک می زند ! ) در نگاره های کاشیکاری باغ کاخ گلستان تهران می توان سیمای طبال – سنج زن و موزقانچی ها را مشاهده کرد .
لومر پس از چهل سال اقامت در ایران در سال ۱۳۲۷ هـ . ق در تهران درگذشت و مین باشیان (معزز) که معاون لومر بوده و تحصیلات خود را در روسیه تکمیل کرده بود به ریاست موزیک نظام منصوب شد . او به کمک مزین الدوله یک دوره کتاب در هماهنگی و همنوازی و سازشناسی نظامی تهیه کرد که تدریس می شد وی نیز در سال ۱۳۱۴ شمسی درگذشت و فرزندش نصرالله مین باشیان جانشین او شد .
مدرسه موزیک که در حقیقت تکامل یافتهٔ شعبه موزیک دارالفنون محسوب می شد و از سال ۱۲۹۷ شمسی با الحاق به وزارت معارف آن زمان مستقل شد و در طی سه دوره روی هم ۱۰ نفر فارغ التحصیل داشت که افرادی چون مختاری و رادمرد به شهرت رسیدند .
در سال ۱۳۰۷ ش . این مدرسه با تغییر در سازمان ((‌ مدرسه موسیقی دولتی )) نامیده شد و سپس مدرسه موسیقار و هنرستان موسیقی نام گرفت و سرانجام بصورت (( هنرستان عالی موسیقی ))‌ در آمد .
از دیگر مشاهیر موسیقی ایران ، علینقی وزیری معروف به کلنل وزیری فرزند موسی خان میرپنج افسر نظام بود که پس از پایان جنگ جهانی اول به اروپا رفت و پس از اقامت در شهرهای پاریس و برلین ، حدود ۵ سال تحصیلات موسیقی در سال ۱۳۰۲ ش به ایران بازگشت و (( مدرسه عالی موسیقی )) را تأسیس کرد . وی در شهریور سال ۵۸ درگذشت علیقلی وزیری چندی شاگرد آقا حسینقلی بوده و خود در نوازندگی تار با داشتن سبکی خاص ممتاز بود . آثار وی چون (( دستور تار )) – موسیقی نظری در ۳ جلد ، دستور ویلن – دستور جدید تار – آواز شناسی به یادگار مانده است .
از دیگر بزرگان موسیقی می توان از علی اکبر شیدا و ابوالقاسم عارف قزوینی و امیر جاهد ( محمد علی )‌ که همگی در ساخت تصنیف های ماندگار شهرت داشتند .
از دیگر انواع موسیقی که از دوران باستان در مراسم نیایش مُغها – مراسم ستایش مهر ( میترا ) و تا به امروز در مراسم سوگ ائمه و در مراسم تعزیه و عزاداری امام حسین ( ع )‌ اجرا می شود ، موسیقی مذهبی است در فرهنگ عرب (( نیاحه )) یا نوحه سرائی از روزگار کهن مرسوم بوده که در اثر تأثیر دو فرهنگ ایرانی و عرب در ایران نیز رایج گردیده است .
در رسالهٔ موسیقی (( اخوان الصفاء )) از آثار نیمه سدهٔ چهارم هجری می توان به جنبهٔ معنوی موسیقی توجه کرد . اخوان الصفاء ثابت می کند که منظورش از تدوین رسالهٔ‌ موسیقی ، آموزش فن مطربی و نوازندگی نبوده است ، بلکه خواسته است از آن به عنوان راهگشای عالم معنی استفاده کنند وی در فصل (( ان اصل صناعته الموسیقی للحکماء )) گفته است ضیاعت یا هنر موسیقی را ئیده حکمت و دستاورد حکماء است و اضافه کرده اند که می توان از موسیقی به صورتهای مختلف استفاده کرد ، مانند قرائت در نماز و کلام الله مجید ، در مراسم قربانی و دعا و در مساجد که همگی موجب رقت قلب – خضوع نفس توبه از گناهان و توجه به خداوند تبارک و تعالی می شود .
در دوران آل بویه ، احمد معزل الدوله که موفق به فتح بغداد شده بود نخستین کسی بود که مراسم عزاداری دههٔ اول محرم را معمول کرد و دستور داد که در بغداد دکانها را ببندند و لباس سیاه بپوشند و اصطلاح روضه خوانی یادگار کتاب ( روضه الشهدا ) تألیف ملاحسین کاشفی سبزواری است رواج کامل روضه خوانی در دوران شاه عباس اول صورت گرفته است که با بهره مندی از صدای خوش به نوعی روضه خوانها موسیقیدان های مذهبی بوده اند .
● گذشته موسیقی ایران
بررسی در موسیقی گذشته ایران آسان نیست . علت ابهام موسیقی ما اینست که تا هفتاد سال پیش موسیقی ایرانی سینه بسینه از نسلهای گذشته به ما رسیده است و پیش از آن موسیقی ایرانی نوشته نشده بود . با این وصف نبودن خط موسیقی در گذشته دلیل نبودن موسیقی مدون و علمی در دوران گذشته نیست زیرا هزار سال پیش دانشمند و موسیقی دان بزرگ ایرانی ابونصرفارابی کتاب موسیقی الکبیر را در تئوری موسیقی ایرانی نوشت که عظیمترین کتاب موسیقی در آن عصر بود و با داشتن چنین تئوری دقیق علمی ناگزیر باید نتیجه گرفت که به همان نسبت نیز موسیقی ایرانی پیشرفت کرده بود .
▪ اما چرا موسیقی ایرانی نوشته نشد ؟ در پاسخ دوعلت ذکر میتوان کرد .
۱) اول آنکه تحریم موسیقی در اسلام باعث شد که هنرمندان نتوانند موسیقی را بعنوان هنر عالی و ممتاز انسانی به جامعه عرضه کنند و در مجامع عمومی به مورد اجرا بگذارند و بسیاری از دوستداران موسیقی که بالقوه میتوانستند خدمت بزرگی به موسیقی بکنند بدلیل طعن و لعن مردم بکار موسیقی نپرداختند . با آنکه موسیقی در مذهب به صورت قرائت کتاب آسمانی و اذان وتعزیه پذیرفته شده بود اما ارزش و مقام اجتماعی آن بطور جبران ناپذیری لطمه دید .تنها دانشمندان بزرگ و عارفان و مردان ادب بودند که موسیقی را از بدنامی و تحقیر پاک میدانستند و کسانی که با همه مشکلات اجتماعی موسیقی را پرورش دادند اندک بودند . ناگزیر هنر موسیقی از جامعه طرد شد و هنرمند موسیقی جنبه انفرادی یافت و طبعاً هنری که در جامعه خریدار نداشت بصورت کتاب به جامعه عرضه نشد و هزاران اثر موسیقی ساخته شد ولی نوشته نشد .
۲) دوم آنکه موسیقی ایرانی جنبه بدیهه نوازی دارد . اگر چه بدیهه نوازی دارای محسناتی است و هر چه نوازنده استادتر باشد بهتر از اجرای موسیقی برمی آمد اما عیب آن این است که به نت موسیقی در نمی آید . چون خط ملودی ثابتی ندارد . بخصوص که موسیقی آوازی ایران که بعلت بستگی به شعر اهمیت بسیار داشت بطور آزاد و خارج از اندازه های موسیقی ( غیر متریک ) خوانده می شد و قاعده نوشتن را سخت تر میکرد .
بهمین علت آهنگساز و نوازنده و تئوریسین بزرگی مانند فارابی که به سه عامل اصلی موسیقی ملودی ـ ریتم و هارمونی آشنائی داشت و در کتاب خود بتفصیل از آن سخن رانده درصدد بر نیامد خطی برای موسیقی اختراع کند .
▪ تاریخ موسیقی ایران دو گذشته و نیز دو منشأ علمی و قابل بررسی دارد :
۱) گذشته دور ـ پیدایش تئوری موسیقی ایرانی .
۲) گذشته نزدیک ـ پیدایش فرمهای موسیقی اصیل ایران .
ریشه موسیقی ایرانی را در اواخر دوره ساسانی باید جست و از این نظر دو موسیقی دان بزرگ دوران خسرو پرویز ـ باربد و نکیسا را باید پایه گذار موسیقی ایران دانست . در این زمان تقسیماتی در موسیقی ایرانی داده شد . هفت خسروانی که مشابه هفت دستگاه امروز ماست بوجود آمد . بدون شک خوانندگان و موسیقی دانان یونانی که در این زمان در دربار خسرو پرویز بودند در ترتیب این تقسیم بندی مؤثر بودند . نامهائی چون سرگش ( احتمالاً سرگیوس Sergius ) و شاید نکیسا نامهائی یونانی هستند و آنها بودند که دستگاههای یونانی ( مانند لیدین و فریژین وائولین ) را به موسیقی دانان ایران نیز درصدد تقسیم بندی موسیقی ایران بر آمدند .
بعلاوه ۳۰ لحن و ۳۶۰ دستان بوجود آمد . شاید بتوان ۳۰ لحن ( اصطلاح بعد از اسلام ) را معادل گوشه های فعلی موسیقی ایرانی دانست و دستانها چنانکه از نام آنها بر می آید ( ماه ابر کوهان ـ سبز بهار ـ گنج باد آورد ) ترانه هائی بودند که باربد آنها را گرد آورد .
بعد از اسلام موسیقی دانان ایرانی به موسیقی و ریتمهای عرب نیز آشنائی یافتند و با ترکیب موسیقی ساسانی مبانی علمی موسیقی را برای کلیه کشورهای اسلامی بنیان گذاشتند . از آن زمان موسیقی ایرانی و عرب اصول واحدی پیدا کرد که تا امروز نیز باقی مانده است .
باید دانست که تقریباً تمام موسیقی دانان و مؤلفین موسیقی اسلامی ایرانی بودند و از بین آنها مسلم ابن محرز ( اواخر خلافت بنی امیه ) اسحق موصلی ( ۱۵۰ ـ ۲۳۵ ) زریاب ‌‌( وفات ۲۴۶ ) ابـن خـرداد بـه ( وفات ۳۰۰ ) ابونصر فارابی ( ۲۶۰ ـ ۳۳۹ ) ابوالفرج اصفهانی ( ۲۸۴ ـ ۳۵۶ ) شیخ الرئیس ابوعلی سینا (۲۷۳ ـ ۳۲۸ ) صفی الدین ارموی ( ۶۱۳ ـ ۶۹۳ ) و قطب الدین علامه شیرازی ( وفات ۷۱۰ ) همه ایرانی بودند .
با آنکه اغلب آثار موسیقی در قدیم به زبان عربی نوشته شده بسیاری از اصطلاحات فارسی نیز بکار برده شده که همراه کتابها در کشورهای اسلامی انتشار یافت . بهمین علت هنوز بعضی از نامهای فارسی در موسیقی عرب ، ترک ، کشورهای بالکان و اسپانیا بکار می رود .
موسیقی دانهای قدیم مانند فلاسفه یونان ، موسیقی را جزئی از علم ریاضی میشمردند اما مباحث موسیقی آنها خیلی بیشتر از ریاضیات بود . در واقع فقط قسمتهائی دربارهٔ صوت شناسی ( آکوستیک ) و اندازه گیری فواصل نتهای موسیقی و بحث در شدت و ضعف و ریتم و ترکیب اصوات با علم ریاضی بستگی داشت . در حالیکه مطالب بسیار درباره روانشناسی موسیقی و سازشناسی و قـواعد هـم آهـنگی ( هارمونی ـ پولیفونی ) و تاریخ موسیقی نیز در کتابهای آنان ذکر شده بود .
تاریخ گذشته نزدیک موسیقی ایرانی مربوط به زمانی است که دستگاهها و ردیف موسیقی ایرانی بصورتی که امروز معمول است درآمد . این دوره از زمان ناصرالدین شاه که بزرگترین دوره هنری قاجاریه است آغاز میشود .
در این دوره موسیقی از صورت انفرادی خارج شد و به جامعه راه یافت ـ ارکستر و نوازندگان گروه تشکیل دادند و بزودی موسیقی در طبقات بالا نیز هوا خواهانی پیدا کرد . بعضی از نوازندگان و خوانندگان القاب اشرافی گرفتند و انجمن هائی برای اجرای کنسرت های عمومی بوجود آمد . در دوره مشروطیت موسیقی نقش بزرگی بازی کرد . بعضی از نویسندگان و شعرای معروف ترانه می ساختند و نمایش هائی برای موسیقی مینوشتند .
باید گفت دورهٔ آزادی موسیقی نیز فرا رسیده بود اما برای آنکه موسیقی اهمیت اجتماعی شایسته ای احراز کند پنجاه سال دیگر لازم بود .
موسیقی سنتی ایران به همت آقای علی اکبر فراهانی و فرزندانش میرزا حسن ، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی که از نوازندگان تار زمان ناصرالدین شاه بودند تدوین شد . تا آن زمان ردیف موسیقی ایرانی یعنی دستگاه ها ، متعلقات و گوشه های موسیقی یادداشت نشده و بصورت نت در نیامده بود . آشنائی هنرمندان ایرانی به خط موسیقی غربی باعث شد که ردیف های موسیقی سنتی نیز از زمان غلامحسین درویش با ابتکار او در ساختن پیش در آمد و تـنظیم ریتم های موسیقی بـه صورت معینی در آمد .
● دستگاه در موسیقی ایران
موسیقی سنتی ایران را دستگاهها و ملحقات یا متعلقات و گوشه های موسیقی تشکیل میدهد . دستگاه از دو کلمه ((‌ دست )) و (( گاه )) بمعنای مکان ، زمان و نغمه تشکیل شده است و مانند کلمه پهلوی دستان در موسیقی دوران ساسانی بنوعی موسیقی که با دست اجرا می شود اشاره می کند .
دستگاه را به معنای وسیعتر می توان به سیستمی تعبیر کرد چه از این حیث نیز موسیقی ایرانی به سیستماتلیون Systema teleion ( سیستم کامل ) یونانی شباهت دارد که در موسیقی قدیم یونان شامل دستگاههای دورین ، فریژین ، لیدین و ملحقات آنها مانند هیپو دورین و هیپر فریژین و غیره بوده است .
مـوسیقی سـنتی ایـرانی دارای هفـت دستگاه و پنج آواز است که از متعلقات یا ملحقات آن شمرده می شود . از این آوازها چهار آواز متعلق به دستگاه شور است و یک آواز متعلق به دستگاه همایون است .
۱) دستگاه شور :
▪ آواز افشاری
▪ آواز دشتی
▪ آواز ابوعطا
▪ آواز بیات ترک
۲) دستگاه همایون :
▪ آواز اصفهان
۳) دستگاه سه گاه
۴) دستگاه چهارگاه
۵) دستگاه ماهور
۶) دستگاه نوا
۷) دستگاه راست پنجگاه
آواز در اصل قسمتی از دستگاه است و چون در شور و همایون وسعت بیشتری یافته است جداگانه استقلال پیدا کرد .
در هر دستگاه و آواز گوشه های فراوان و مختلف بکار می رود . گوشه موسیقی جزء کوچکی است که به تنهائی استقلال ندارد اما هر گوشه به آهنگ خاصی نواخته می شود و نوازنده روی این گوشه ها بدیهه نوازی می کند .
اسـتادان بـزرگ موسیقی از سـده گذشتـه برای تنظیم و ترکیب گوشه ها در دستگاهها و آوازها طبقه بندی خاصی بکار می بردند که آنرا (( ردیف )) می نامیدند . این طبقه بندی هر چند متکی به اصول بود ، تا حدی نیز به ذوق و سلیقه استاد بستگی داشت . از میان اینگونه طبقه بندیها ردیف آقا حسینقلی ، میرزا عبدالله ، درویش خان و ابوالحسن صبا معروفتر است . یک دستگاه از نظر فرم موسیقی قطعه کاملی است و مانند سونات و سنفونی دارای قواعد و قسمتهای مختلف است که با ساز و آواز اجرا می شود .در موسیقی غربی معمولاً قطعاتی که بوسیله ساز یا ارکستر نواخته می شود با موسیقی آوازی فرق دارد اما در دستگاه موسیقی ایرانی آواز قسمت اصلی و مرکزی موسیقی است و قسمتهای پیشین و بعدی آواز در حقیقت بطور مقدمه یا خاتمه موسیقی به آن بستگی دارد .
با این حال گاهی نیز آواز نقش خود را به ساز می دهد و در این مورد اگر چه آواز خوانده نمی شود اما حـالت مـوسیقی جـنبه آوازی Cantabile را از دست نـمی دهد . در مـوسیقی غـربی نـیز اینگونه (( ترانه های بدون کلام ))‌ وجود دارد که با ساز تنها یا ارکستر بدون خواننده اجرا می شود .
▪ دستگاه موسیقی ایرانی پنج قسمت دارد .
۱) پیش درآمد
۲) چهار مضرب
۳) آواز
۴) تصنیف
۵) رنگ
در قدیم دستگاه موسیقی بوسیله یک ساز و گاهی به همراهی ضرب و آواز اجرا می شد . امروز قسمتهای سازی بوسیله ارکستر نواخته می شود که ضمن کنسرت هنرنمائی کند .
● پیش درآمد
پیش درآمد قطعه ایست سازی که در کنسرت با کلیه اعضاء ارکستر اجرا می شود و معمولاً دارای وزن آهسته و سنگین است . در موسیقی غربی نیز بسیاری از فرم های موسیقی مانند سویت ، اپرا ، بـاله و اوراتـوریو پیش درآمـد دارند و آن را اورتـور Ouverture یا انـترودوکسـیون Introduction می نامند .
● چهار مضراب
چنانکه از نام چهار مضراب بر می آید این قسمت نیز قطعه ای سازی است اما معمولاً با یک ساز بهمراهی ضرب نواخته میشود . تکنواز در این قطعه فرصت هنر نمائی دارد . چهار مضراب با آنکه اصولاً قطعه تکنیکی است جنبه بیان حالت و احساس Interpretation نیز دارد
● آواز
آوار گاهی بلافاصله پس از چهار مضراب و گاهی پس از مقدمه کوتاه ارکستر آغاز می شود . خواننده با (( تحریر )) متنوع و ممتد فرصت دارد هنر و قدرت خود را در پرورش آواز و بیان حالت بیازماید . بعلاوه با استفاده از گوشه های موسیقی که در این قسمت بکار می رود نوعی مدولاسیون نیز در آواز صورت می گیرد .
آواز ایرانی قطعه ضربی ( متریک ) نیست و در این مورد ریتم و تمپوی موسیقی به اختیار خواننده گذاشته می شود . بطور کلی آواز وزن آهسته دارد .
معمولاً آواز با یک ساز مانند تار ، کمانچه ، سنتور یا نی همراهی می شود . همراهی ساز به صورت نوای آرام و زمزمه مانند است . اغلب نغمه خواننده به صورت تاخیر با ساز تکرار می شود و گاهی نیز با آرایش جدید ( واریاسیون ) همراه است .
آواز معمولاً دارای لحن عاشقانه یا غم انگیز است و اشعاری که برای آن انتخاب می شود بسیار کوتاه است و اغلب تکرار می شود . کلماتی مانند (( ای دوست )) ، (( حبیب من )) و (( امان )) بعنوان تکیه کلام یا دستاویز آوازی بطور معترضه بین شعر بکار میرود .
● تصنیف
قسمت ضربی آوازی است که توسط آهنگساز ساخته می شود و پس از مقدمه کوتاهی معمولاً با وزن تند بوسیله ارکستر و خواننده اجرا می شود . در تصنیف نیز اغلب خواننده و ارکستر بصورت متناوب مکالمه ( در اصطلاح سؤال و جواب ) انجام وظیفه می کنند . اشعاری که در تصنیف بکار می رود اغلب لحن شاد و امید بخش و کمتر لحن محزون دارد .
● رنگ
آخرین قسمت دستگاه و قطعه ای ضربی است که با ارکستـر نـواخته می شـود و وزن تـند دارد . رنگ ، آهنگ رقص ایرانی است و معمولاً دارای نوای پر جوش و خروش و طرب انگیز است .
با مقایسه موسیقی غربی می توان گفت که دستگاه موسیقی ایرانی مجموعه ای از قطعات مختلف سازی و آوازی است که واحد کاملی را بوجود آورده است .
پیش درآمد جنبه ارکستری دارد . چهار مضراب قطعه سولیسی است . آواز معادل یک آریای اپرائی است . تصنیف یا ترانه با آواز اپرت قابل مقایسه است . رنگ یک رقص یا قطعه ای از باله است .
● ویلن ( رباب )
ویولون از سازهای زهی آرشه ایست که نمونه اصلی سازهای دیگر آرشه ای قرار گرفته و در ارکستر قسمت سوپرانو ( صدای بالای ارکستر ) را اجرا می کند . ویولون در قدیم به این نام و شکل و اندازه نبود و دارای تاریخچه تحول نسبتاً طولانی است .
سازهای زهی آرشه ای هزار سال پیش فقط در ایران و هندوستان بکار می رفت . اروپائیها منشأ ویولون را سازی بنام رباب Rabab می دانند که در ایران قدیم (( رواوا )) خوانده می شد . این سازی ایرانی با ساز هندی راواناسترون Ravanastron نسبت و خویشاوندی دارد . نام رباب بعد از اسلام بر وی آن گذاشته شد و بزودی در کلیه کشورهای اسلامی رواج یافت .شرح این ساز اولین بار در کتاب الموسیقی الکبیر فارابی آمده است . رباب در اصل با آرشه ای کمانی شکل نواخته می شد اما بتدریج در زمره سازهای مضرابی قرار گرفت و امروز رباب قدیمی اغلب رباب Robab خوانده می شود و سازیست مضرابی .
یکی از سازهای دیگر آرشه ای قیچک است که در نواحی جنوب شرقی ایران بسیار دیده می شود .
در قدیم نام آن غژک بوده و شکل آن بیش از رباب به ویولون امروزی شباهت دارد . معذلک موسیقی شناسان غربی در شرح تاریخچه ویولون از آن ذکری نکرده اند . رباب از قرن ۱۲ میلادی درزمان جنگهای صلیبی از شرق به اروپا آورده شد و در آن زمان بنام رَبَک مشهور شد . در فرانسه ربکن و در ایتالیا ربکا و ربکینو از آن یاد شده است . در کشور پرتقال حتی امروز هم ویولون را ربک مینامند . ربک یا رباب اروپائی ابتدا ساز کوچکی بود که روی زانو قرار داده می شد و با آرشه افقی نواخته می شد . در قرن ۱۳ بتدریج مانند امروز زیر چانه قرار می دادند . بزودی انواع کوچک و بزرگ آن ساخته شد و نام ویل Vielleو ویولا به روی آن گذاشته شد . ویولا دابراچو Viola da braccio به بازو گرفته می شد و ویولاداگامبا به زانو تکیه داده می شد . ساز کوچک ویولا را هم به ایتالیائی ویولینو می گفتند و این کلمه همان سازی است که امروز به زبانهای اروپائی ویولین یا ویولون گفته می شود .
نخستین سازندگان معروف ویولون در ایتالیا پیدا شدند . ابتدا کار مکتب برشیا Brescia بالا گرفت . این شهر که در شمال ایتالیا قرار دارد با سازنده بزرگ آلات موسیقی گاسپارو داسالو ( ۱۶۰۹ ـ۱۵۴۰) شهرت یافت و اولین ویولون حقیقی را ماجینی ساخت ( ۱۶۳۰ ـ۱۵۸۰ ) و قدیمیترین ویولونهائی که باقی مانده از دست این استاد است . ویولونهای ماجینی دارای صدای گرم و حجم بزرگ است . اما در همین ایام شهر دیگری در نزدیکی برشیا بنام کرمونا پیشی گرفت . در این شهر خانواده قدیمی آماتی زندگی می کرد که سابقه زیاد در ساختن آلات موسیقی داشت . آنـدره آماتی ( ۱۵۸۰ ـ ۱۵۲۰ ) و پس از او نوه اش نیکلو آماتی ( ۱۶۸۴ ـ ۱۵۹۶ ) ظریفترین و خوش صداترین ویولونهای عصر خود را به وجودآوردند . یکی از شاگردان نیکلو آماتی آنتونیو استرادیواریوس Antonio Stradivarius ( ۱۷۳۷ ـ ۱۶۴۴ ) بـود که امروز بـنام سـرآمد سـازندگان ویولون از او یاد می شود .
استرا دیواریوس ابتدا ویولونهای آماتی را سرمشق کار خود قرار داد اما وقتی یک ویولون ساخت ماجینی به دستش رسید کوشید تا صدای ویولون ماجینی را با ظرافت و خوش صدائی ویولونهای آماتی در هم آمیزد و از این راه در ساختن ویولون به عالیترین مقام هنری رسید . امروز بهترین ویـولونـهائی که سـاخته شده از آثـار استـرا دیواریوس است و او در طول عمر طولانی خـود ۹۳ سـال ، بیش از هزار ویولون به جهان هنر عرضه کرد که بسیاری از آنها به یاگار مانده و در دست استادان بزرگ ویولون و موزه ها و کلکسیونهای شخصی است .
باید دانست که ویولونهای استادان قرن ۱۷ میلادی ایتالیائی دارای دسته کوتاهتری هستند . امروز دسته ویولون را بلندتر می سازند تا اجرای قطعات فنی آسانتر باشد . آرشه ویولون با وجود سادگی سالهای متمادی مورد آزمایش قرار گرفت و بالاخره یک استاد فرانسوی بنام فرانسوا تورت در قرن ۱۹ آن را تکمیل کرد و به شکل امروزی در آورد .
نوازندگان بزرگ ویولون نیز ابتدا در ایتالیا ظهور کردند . در قرن ۱۷ کورلی نوازنده بزرگ عصر خود بود . در قرن ۱۸ تارتینی به جهان هنر قدیم گذاشت و در نواختن ویولون شهرت جهانی کسب کرد . اما سرآمد ویولونیستهای جهان پاگانینی بود که در قرن ۱۹ کلیه کشورهای اروپائی را با نبوغ خود محسور کرد . بسیاری از موسیقی شناسان معتقدند که هیچ نوازنده ای تاکنون به قدرت پاگانینی به دنیا نیامده است .
● تكنیك نوازندگی
ویولون سازیست بسیار حساس که مهارت و ناتوانی و قدرت و ضعف و تمام احساسات نوازنده را به وضوح منعکس می کند . بنابراین تکنیک ویولون از هنگام قرار دادن ویولون زیرچانه و بدست گرفتن آرشه شروع می شود . نکته جالب آن است که دستور قرار دادن ویولون تا صد سال پیش معین نبود . ولدمار Woldermar در سال ۱۷۹۷ در کتابی درباره متد ویولون مینویسد : (( ویولون را می توان در طرف راست یا چپ قرار داد . فرق نمی کند . تارتینی فرانتسل و کرامر ویولون را طرف راست قرار می دادند در حالی که لوکاتلی ، یارنویک و ویوتی به طرف چپ می گرفتند . )) در سال ۱۸۳۴ بایو در کتاب هنر ویولون وضع قرار گرفتن ویولون را در تهیه گاه چپ شانه متمایل به راست تعیین می کند . البته ویولون همیشه به دست چپ و آرشه به دست راست گرفته می شد اما هنوز مکتبهای مختلف ویولون در مورد میزان درست به دست گرفتن آرشه و نوع قرار دادن ویولون وحدت نظر ندارند . فن نوازندگی ویولون را می توان از حیث تکنیک دست چپ و تکنیک دست راست مورد بررسی قرار داد .
گاهی ویولون را بدون آرشه و فقط با انگشت به صدا در می آورند . این نوع نواختن را پیتسکاتو Pitzzicato می گویند . پیتسکاتو معمولاً با دو انگشت دست راست صورت می گیرد . در قطعات مشکل و تند گاهی پیتسکاتو با انگشتان دست راست و چپ تواماً نواخته می شود .
منبع : پایگاه خبری هنر ایران


همچنین مشاهده کنید





روزنامه ابتکارروزنامه ایرانسایت ورزش سهسایت تجارت نیوزروزنامه توسعه ایرانیسایت اقتصادنیوزسایر منابعسایت مثلث آنلاینسایت دیجیاتوسایت دیپلماسی ایرانی