در پی انفجارهای مرگبار متروی لندن و تایید سفر سه انگلیسی پاكستانی تبار از عوامل انتحاری این حملات به پاكستان در سال گذشته و همچنین بازدید یك نفر از آنان از مراكز و مدارس مذهبی این كشور، توجه جهانیان معطوف به اسلام آباد و مدارس مذهبی این كشور شده است. در همین ارتباط، رییس جمهوری پاكستان هفته گذشته به متولیان مدارس علوم دینی این كشور تا پایان سال جاری مسیحی فرصت داد برای به ثبت رساندن این مدارس و تدریس مواد درسی جدید در آنها اقدام كنند. با اینحال تحلیلگران تحولات پاكستان معتقدند، با توجه به پیشینه و ساختار مالی و مدیریتی مستقل علمای دینی و مدارس علمیه این كشور نمیتوان انتظار داشت تمام این مدارس به راحتی و در كوتاه مدت با برنامه دولت پاكستان كنار آیند. آمار رسمی وزارت امور دینی پاكستان حكایت از آن دارد كه در این كشور ۱۱۸۰۳مدرسه علمیه دایر است و تاكنون فقط حدود ده درصد از آنها به ثبت رسمی رسیده و باقی بدون شناسایی به فعالیت خود ادامه میدهند. بیش از ۱۷هزار طلبه خارجی در این مدارس مشغول به تحصیل هستند كه حدود ۹۰درصد آنان را افغانها تشكیل میدهند، بقیه این طلاب خارجی از كشورهایی چون مالزی، اندونزی، تایلند و سودان میباشند. حكومت پاكستان كه در برابر اقدامی انجام شده قرار گرفته است، همچنین دستور تشدید عملیات علیه فعالان گروههای تندرو و فرقهگرا در مدارس علمیه و جلوگیری از سخنرانی خطیبان مروج نفرت مذهبی و دینی در مساجد این كشور را صادر كرده و متعاقبا دهها تن از این افراد در دو هفته گذشته بازداشت و تحت بازجویی قرار داده است. به رغم اقدامات انجام گرفته، سوالات متعدد خبرنگاران غربی به ویژه انگلیسی و آمریكایی در مصاحبه روز گذشته با رییس جمهوری مشرف بیانگر این بود كه در افكار عمومی و مسوولان این كشورها هنوز سوالات بدون پاسخی درباره جدیت این اقدامات و تداوم آنها وجود دارد. نگاهی به تاریخچه شكلگیری مدارس علمیه در پاكستان عمق ریشهدار بودن تحولات اخیر را روشن خواهد كرد. در یك تقسیمبندی كلی و عمومی، میتوان سه جریان فكری اسلامی عمده را در پاكستان ملاحظه كرد كه خاستگاه تمام آنها، به پیدایش تفكر اسلامی در شبه قاره هند (هند، بنگلادش و پاكستان) باز میگردد. جریان اول، بنیادگرایی است كه ریشه در افكار و اندیشههای "شاه ولیالله دهلوی" (۱۷۰۳-۱۷۶۳م) دارد. نهضت شاه ولی الله در ابتدا یك نهضت فكری - فرهنگی بود كه اصلاح افكار دینی و خرافات زدایی را از زندگی جامعه مسلمانان هند، هدف اساسی خود قرار داده بود. اما پس از او پسرش شاه عبدالعزیز (۱۷۴۶-۱۸۲۴م) و نوهاش شاه اسماعیل (۱۷۸۱-۱۸۳۱م)، آن را به یك جنبش اجتماعی سیاسی تبدیل كرده و علیه سلطه انگلستان موضع گرفتند. در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی، یكی از علمای برجسته پیرو نهضت شاه ولی الله، به نام "محمد قاسم نانوتوی" در سال (۱۸۷۸م) مدرسه معروف "دیوبندی" را در قصبهای به همین نام در ایالت "اتارپرادش" هند بنیانگذاری كرد. مدرسه "دیوبندی" به تدریج تبدیل به مكتب فكری ویژهای شد كه تا امروز، به افراد تحصیل كرده در آن محل و یا وابسته به طرز تفكر آن عنوان "دیوبندی" اطلاق میشود. بنیانگذاران این مدرسه، حنفیانی مقید و سخت گیر بودند و در مبادی تعلیم و جزماندیشی، بر عقاید و مذاهب كلامی "اشعریه" و "ماتریدیه" مشی میكردند. مدرسه آنها تجدید حیات علوم كلامی در بخش مسلماننشین هند را وجهه همت خود قرار داد و دانشهای جدید را از مواد درسی خود حذف كرد. مكتب دیوبندی پس از اینكه رنگ سیاسی نیز پیدا كرد ، علمای وابسته به آن با همكاری تعدادی از علمای وابسته به جناحهای دیگر، گروه "جمعیت علمای هند" را در سال ۱۹۱۹میلادی پایهگذاری كردند. پس از تجزیه هند و تاسیس پاكستان، شاخه انشعابی آن با عنوان "جمعیت علمای اسلام" فعالیتهای خود را در پاكستان فعلی ادامه داد. این انشعاب به رهبری موسس جدید خود، "مولانا بشیر احمد عثمانی" به حزب سیاسی مذهبی فعالان دیوبندیها تبدیل شد. این حزب امروز به دو گروه اكثریت و اقلیت تقسیم شده است. رهبری جناح اكثریت را مولانا فضل الرحمان و رهبری جناح اقلیت را مولانا سمیع الحق به عهده دارند. این دو رهبر هر دو برخاسته از گروه قومی پشتون هستند و از لحاظ فكری، طرفداران سر سخت نص قرآن، سنت، و سیره خلفا و صحابه و معتقد به نظریات علمای سلف و مخالف با اجتهاد و تجدد به شمار میروند. روابط این دو رهبر پشتون تبار دیوبندی با گروه طالبان بسیار عمیق و ریشهدار بوده است و گزارشهای منتشره حاكی از آن است كه مدارس مذهبی این دو عالم مذهبی در ایجاد تفكر طالبانی و اعزام طلبههای جنگجو برای مبارزه با اشغالگران شوروی سابق نقشی مهم را ایفا كردند. دومین جریان فكری مدارس مذهبی در پاكستان، به مولانا "ابوالاعلی مودودی" ( (۱۹۰۳-۱۹۷۹بازمیگردد كه با اندكی تسامح میتوان آن را جریان نزدیك به تفكر "اخوانی" یا اخوان المسلمین در این كشور تلقی كرد. مولانا مودودی علیرغم اینكه شخصیتی بنیادگرا و تا حدودی متاثر از افكار اصلاحی شاه ولی الله دهلوی در قرن هیجدهم داشت، اما میان اندیشه و روش سیاسی او با جمعیت علمای اسلام تفاوت زیادی مشاهده میشود. مودودی معتقد به برخورد نقادانه با تاریخ صدر اسلام بود و در آموزههای خود درباره نوع حكومت اسلامی، از "جمهوری الهی" ( تئوكراسی جمهوری) نام برده است. وی در كنار تفكر سلفیگری، از نوعی پذیرش روشهای معاصر در نظام سیاسی نیز غافل نبود. او به ایجاد نظام چند حزبی و انتخابات آزاد اعتقاد داشت و استفاده از شیوههای حكومتداری مدرن را در حكومت دینی تجویز میكرد و می- گفت: تشخیص افراد مورد اطمینان در محیط ما، با آن راهی كه مسلمانان اولیه میپیمودند، امكان ندارد. بنابر این باید طبق مقتضیات زمان خود راههایی را به كار بریم". مودودی در سال ۱۹۴۱میلادی گروه "جماعت اسلامی پاكستان" را بنیان گذاشت. این حزب امروز بزرگترین حزب اسلامی و سیاسی در پاكستان به شمار میآید. رهبری كنونی "جماعت اسلامی" را قاضی حسین احمد برعهده دارد. قاضی حسین احمد طرفدار وحدت اسلامی و مبارزه با نفوذ فرهنگ غربی است، اما روش مبارزاتی او كاملا مسالمتآمیز و غیرانقلابی بوده و تحول فكری فرهنگی را قبل از هر نوع تحولی در نظام سیاسی ، لازم و ضروری میشمارد. تباین روشهای فكری و عملی دیوبندی و جریان اخوانی در تاریخ معاصر در اختلافات قاضی حسین احمد با مولانا فضل الرحمان و مولانا سمیع الحق مشهود است. بدینسان، قاضی حسین احمد كه رهبری ائتلاف شش گانه احزاب مذهبی و سیاسی پاكستان موسوم به "مجلس متحده عمل" را نیز برعهده دارد در خصوص چگونگی مبارزه سیاسی با این دو رهبر عضو ائتلاف مذكور اختلاف نظر دارد.گروه جماعت اسلامی در دوران جهاد افغانستان از جمعیت اسلامی "برهان الدین ربانی" و حزب اسلامی "گلبدین حكمتیار" در افغانستان حمایت میكرد.سومین جریان اسلامی در پاكستان جریان "سر سید احمدخان" (۱۸۱۷ -۱۸۹۸م) است. سید احمد خان در محافل روشنفكری پاكستان به عنوان الگوی مسلمانان "لیبرال" شناخته شده است. وی معتقد به مراجعه مستقیم و بدون واسطه به قرآن به عنوان بهترین راه شناخت دین بوده و نقش "سنت" و "اجماع" را در منبع شناسی دین مورد تردید قرار میداد. سید احمد خان تحت تاثیر مكتب عقل گرایی و فلسفه طبیعی قرن نوزدهم اروپا قرار داشت و قرآن را تفسیر علمی میكرد. مهمترین ویژگی در تفكر احمدخان، گرایش او به نوگرایی غرب بود. گرایش غربی سید احمدخان ، به انگیزه خصومت مسلمانان سنت گرا با او تبدیل شد تا آنجا كه سرانجام وی را به ارتداد و انحراف از دین متهم كردند. مسلمانان تحصیلكرده دانشگاهی و تا حدودی رهبران و طرفداران حزب "مسلم لیگ" علاوهبر گرایشهای ملیگرایانه و بعضا سكولاریستی از هواداران جریان سوم به شمار میروند. این سه جریان فكری همانطور كه اشاره شد، هر یك بهنحوی ریشه در افكار علمای مسلمان شبه قاره هند در دوران سلطه بریتانیا داشت كه عمدتا به افكار شاه ولی الله برمیگشت. اندیشههای شاه ولیالله، منشا پیدایش گرایشهای متعدد و مختلفی در شبه قاره شد اما آنچه پایه واقعی اندیشه دینی شاه ولی الله را تشكیل میداد، سلفی گری یا بنیادگرایی از نوع مشابه وهابیت بود، تا آنجا كه كارگزاران دولت انگلیس در شبه قاره او را متهم به وهابیت كرده بودند. كلیت این سه جریان فكری اسلامی تفكر اكثریت مسلمانان پاكستان را در برمیگیرد و از لحاظ صنفی نیز، دربرگیرنده حوزههای علمیه، دانشگاهها و بازاریها میباشد. با وجود این تقسیمبندی سه گانه جریانهای فكری اسلامی در این كشور كه جنبه عمومی دارد، تقسیم بندی دوگانهای فقهی نیز وجود دارد كه به خط مشی مدارس دینی و علما و روحانیون مذهبی مربوط میشود. شهرت و رسمیت تقسیمبندی دوم در خصوص محافل حوزوی و مذهبی ،بسیار قابل تامل است. در تقسیم بندی اخیر، اكثر مدارس و علمای دینی سنتی از لحاظ گرایشهای كلامی و فقهی به دو گروه عمده و مهم "دیوبندی" و "بریلوی" تقسیم میشوند. این دو گروه نماینده دو نوع تفكر كلامی (در چارچوب فقه حنفی) هستند كه هر یك به تدریج دارای حزب سیاسی مستقلی نیز گردیدند. دیوبندیها از نظر اعتقادی شباهت كلی به وهابیت پیدا كردهاند. آنها مانند وهابیت در برابر سایر فرقههای اسلامی حساسیت زیادی نشان داده و از" توحید و شرك" تفسیر ویژهای ارائه میدهند. اما بریلویها انعطاف پذیری بیشتری داشته و از "توحید و شرك" تفسیر سخت گیرانه و مغایر با مشهور ارائه نمیدهند. بریلویها تا حدودی گرایشهای صوفیانه دارند و در اعتقاد به اولیاالله نزدیك به كلام شیعی میاندیشند. موسس مكتب بریلوی شخصی به نام احمد رضاخان بریلوی (۱۸۵۶-۱۹۲۱م) بود و این مكتب را در واكنش نسبت به جنبش محمد بن عبدالوهاب و در مخالفت با عقاید دینی شاه ولی الله، شاه اسماعیل و علمای دیوبندی ایجاد كرد. نماینده سیاسی این مكتب در پاكستان گروه "جمعیت علمای پاكستان" به رهبری "مولانا شاه احمد نورانی" و "عبدالستار نیازی" میباشد. مكتب "دیوبندی" در پاكستان كنونی نماینده "دین رسمی" به شمار میآید و دارای اكثریت در میان مسلمانان اهل سنت است. طرفداران دیوبندی در پاكستان در حال افزایش بوده است. بویژه در دو دهه اخیر رشد دیوبندیها به دلیل رشد بنیادگرایی اسلامی در منطقه و سرمایهگذاریهای وسیع وهابیهای عربستان و همچنین حمایتهای حكومت آن كشور از ارتشبد "ضیا الحق" رییس جمهوری نظامی سابق پاكستان و جناح فكری حامی او از آنها سرعت بیشتری یافته است. عمدهترین گروههای وابسته به مكتب دیوبندی در پاكستان عبارتند از جمعیت العلمای اسلام،سپاه صحابه و جمعیت اهل حدیث.در تاریخ بیست سال معاصر پاكستان تشكیلات فكری و حتی ستیزهجوی متعددی از این گروهها منشعب شدند و برخی از آنها با گرایشهای فرقهگرایانه مسلحانه روی به فعالیتهای دهشتافكنانه از جمله ترور اهل تشیع روی آوردند. جذب طلبههای افغان برای جهاد و شكلگیری جنبش طالبان نیز حركتی از سوی تفكر علمای دیوبندی بود كه كه عمدتا در مدارس مذهبی این گروه تحصیل كردند. پس از كودتای سال ۱۳۵۷شمسی در افغانستان و اشغال این كشور توسط ارتش شوروی در زمستان سال ،۱۳۵۸صدها هزار شهروند افغان به پاكستان مهاجرت كردند. احزاب اسلامی پاكستان مانند جمعیت علمای اسلام، جماعت اسلامی و جمعیت اهل حدیث بعضا تحت تاثیر انگیزههای دینی و نژادی (پشتونگرایی) به كمك مهاجران افغان شتافته و مدارس و مراكز آموزشی متعددی را در دو ایالت بلوچستان و سرحد برای فرزندان آنها تاسیس نمودند و یا اینكه آنها را در مدارس وابسته به خود در شهرهای مختلف پاكستان جذب كردند. دهها مدرسه به وسیله جمعیت علمای اسلام بنیانگذاری شد و جوانان افغان نیز از اینكه مدارس مذكور مجانی بوده و در آنها قرآن و مسایل دینی تدریس میشد، به این مدارس پیوستند. بنابر این اولین آموزههای فكری طالبان در این مدارس شكل گرفت و طالبان نیز شدیدا تحت تاثیر مواد آموزشی آنها واقع شدند. آموزههای ایدئولوژیكی مبارزاتی و فعالیتهای سیاسی نظامی كشمیریها در مقابل هند نیز تا حد بسیاری از همین مدارس و پایگاههای مذهبی سیاسی نشات گرفته است. تحولات ۱۱سپتامبر و انفجارهای مهیب در نیویورك بهانهای شد برای دولت آمریكا تا با دست یازیدن به آن برای تغییر حكومت شبه نظالبان در افغانستان كه از اسامه بن لادن میزبانی میكرد، اقدام كند. ارتشبد مشرف با تغییر ۱۸۰درجهای سیاست افغانی حكومت این كشور كمكهای لجستیكی به ارتش آمریكا كرد تا مردم پاكستان ناباورانه شاهد همیاری حكومت كشورشان در نابودی تشكیلاتی باشند كه در مدارس مذهبی پاكستان شكل گرفته و از آنجا برخاسته بودند. وی پیشتر فعالیت چند گروه افراطی و دهشتافكن را كه براساس آموزههای گروههای تندرو شكل گرفته بودند، ممنوع اعلام كرده بود. با اینحال با توجه به شدت یافتن مجدد حملات دهشت افكنانه و اظهارنظرهای تند و صریح سفیر آمریكا در این كشور، دولت پاكستان دو سال قبل مجددا مجبور شد وارد عمل شده و گروههای ممنوعهای را كه با تغییرنام قبلی فعالیتهای فرقهگرایانه را ازسرگرفته بودند، غیرقانونی اعلام كند. انفجارهای متروی لندن و حقایقی كه پس از آن به تدریج معلوم و از طریق رسانهها منتشر شد، موج جدید سركوب و دستگیری عوامل این گروهها را ایجاد كرده است. "تونی بلر" نخست وزیر انگلیس نیز اخیرا در سخنانی تلویحا به دولت پاكستان گوشزد كرد تا فعالیت مدارس علمیه را در این كشور تحت كنترل خود درآورد. رییسجمهوری پاكستان نیز در سخنان روز گذشته خود با اشاراتی كه ظاهرا در پاسخ به اظهارات نخست وزیر انگلیس بود، یادآور شد: در مبارزه با تروریسم و تندروی باید شرایط محیطی را در نظر داشت و به صورت حساب شده و تدریجی عمل كرد. این جستار با اشاره به فرازی از سخنان مشرف كه بیانگر اهمیت مدارس دینی در پاكستان به پایان میرسد. وی در ظاهر خطاب به خبرنگاران و در باطن در پیامی پوشیده به رهبران كشورهای غربی تاكید كرد: نباید تصور كرد كه تمام مدارس دینی خلافكار هستند. آنها تشكیلات وسیع غیردولتی هستند كه به بیش از یك میلیون طلبه به صورت مجانی آموزشهای دینی میدهند.