دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

دین چین را فتح می‌کند


دین چین را فتح می‌کند
«توسعه روح اژدها، تأسیس یك فرهنگ مبتنی بر قدرت اژدها» و ایجاد این تصور كه اژدها مترادف چین باشد، یكی از تلاش‌های مسئولان دبیرستان دهكده فقیر «هانگ لی توان»؛ مدرسه‌ای كه از سوی معبد «اژدهای سیاه» حمایت شده و اگر این معبد نبود، نامی از این مدرسه نیز وجود نداشت، بوده است.
بسیاری از دولت‌های محلی در حومه چین به شدت غرق در تردیدند، چراكه تلاش‌های اخیر دولت مركزی برای راضی نگه داشتن روستاییان با لغو مالیات‌هایی كه چندین قرن است از مردم دریافت می شوند، زندگی را برای این بوروكراسی‌ها سخت‌تر كرده است. با قطع این ممر درآمد برای آنها، مقامات محلی در جمع‌آوری پول برای ادامه خدمات بهداشتی و آموزش و پرورش با مشكل روبه‌رو شده‌اند؛ بنابراین، با كمال میل به سایر نهادها اجازه می‌دهند تا در ارایه این خدمات سهمی را عهده‌دار شوند و در این میان، حتی معبد اژدهای سیاه نیز كه پیشینه پانصد ساله آن با انقلاب فرهنگی مائوئیست‌های رادیكال در سال‌های دهه ۱۹۶۰ نابود شده بود نیز بدون سهم نمانده است.
ظهور دوباره معبد اژدهای سیاه در منطقه «یولین»، تنها بخشی از موج تازه احیای فعالیت‌های مذهبی و شبه‌مذهبی در چین است كه به تدریج در حال تغییر زمینه‌های اجتماعی و سیاسی در بسیاری از حاشیه‌های این كشور است. مذهب در حال جذب عده زیادی در شهرهاست؛ و آن هم در كشوری كه ایدئولوژی ملحدانه حزب حاكم، همیشه غلبه داشته است.
این موج جدید دربرگیرنده دین‌های كهن این خطه مانند پرستش نیاكان، در كنار مذاهب سازمان‌یافته‌ مانند بودیسم، تائوئیسم و اسلام در میان اقلیت‌های قومی بوده و بیش از همه بر محور ریشه‌های خارجی این مذاهب؛ یعنی مسیحیت كه تاریخ كوتاهی را نیز در چین داراست، می‌چرخد. با توجه به این پدیده حزب به فكر بازبینی موضع خود در قبال مذهب افتاده است و به این نتیجه رسیده كه مذهب نیز ممكن است مزایای خود را داشته باشد.
نقش منتصبین حزب كه اغلب اشخاص جوانی هستند در برابر كهنسالان چینی كه ریشه در عصر پیش از مائو داشته و دارای تمایلات مذهبی نیز هستند و با توجه به فرهنگ باستانی چینیان در اخترام به افراد مسن تر بسیار كم رنگ است. این «وانگ» ۶۴ ساله كدخدای دهكده «هانگ لی تووان» بود كه با وجود «ژانگ» نماینده ۳۲ ساله حزب یك دهه پس از مرگ مائو دستور به بازسازی معبد را در سال ۱۹۸۶ صادر كرد. این افراد كه كنترل مالی نذورات و هدایای مردم را نیز در اختیار دارند، حجم عظیمی از این دارائیها را صرف تبلیغ اعتقادات خود می كنند.
«وانگ» در اتاقی كه آن را دفتر كار خود می داند از نحوه انتقام اژدهای سیاه از روستائیانی می گوید كه معبد او را خراب كرده بودند.سر مردی كه سر اژدهای سیاه را شكسته بود (خدایی به شمایل انسان) در اثر انفجاری دیگی در كارخانه متلاشی شد. دیگری پس از اینكه به طور تصادفی تبر را به پای خود زد در اثر خونریزی شدید جان سپرد . یكی دیگر باگاری تصادف كرد و مرد. وی همه این اتفاقات را مربوط به قدرت و خشم اژدهای سیاه می داند. این معبد هیچ كاهنی نداشته و اكثر مردم به خاطر قدرت این خدا در پیش بینی آینده اغلب برای پیش بینی نتیجه ازدواج یا فعالیتهای تجاری خود به آنجا می روند. «وانگ» از اژدها میپرسد كه آیا او اجازه ریاست را به او می دهد و او نیز اجازه می دهد... .
حزب كمونیست، رسما مذهب مردم را خرافات دانسته و انجام اعمال مذهبی عمومی را غیرقانونی خوانده است؛ اما در بسیاری مناطق روستایی، مقامات تسلیم عرف‌های جدید شده‌اند. برای مثال؛ در منطقه یولین با حدود ۴/۳ میلیون نفر جمعیت، كه معبد اژدهای سیاه نیز در این مكان است (۶۰۰ كیلومتری غرب پكن) حدود ۱۰۶ مكان رسمی و تعداد زیادی مكان‌های غیررسمی برای عبادات مذهبی وجود دارد كه بیشتر آنان هم جزیی از پنج مذهب رسمی تحت تحریمات دولت نیستند. چین، مسیحیت كاتولیك و مسیحیت پروتستان را دو آیین جدا می‌داند، اما یولین به معبد اژدهای سیاه اجازه داده تا با انجمن تائویست‌های تحت حمایت دولت مرتبط باشد كه به نوعی برای آنان مشروعیتی ایجاد می‌كند و معمولا برای این روند روابط خوبی بین این معابد و مقامات محلی برقرار می‌شود. شواهد احیای مذهبی چینی‌ها، می‌تواند در حواشی این كشور و به شكل معابد جدید، سالن‌های عبادات باستانی، كلیساها و مساجد (به جز در استان غربی ژین جیانگ كه دولت نگران تنشهای قومی بر محور اسلام است) دیده شود. حدود صد میلیون نفر پیروان مذاهب رسمی در چین وجود دارند كه ۱۰ درصد جمعیت این كشور را تشكیل می دهند، اما كارشناسان این میزان را بالاتر می‌دانند.
مقامات محلی حزب هم از ایجاد انعطاف بیشتر راضی هستند. آنها همیشه به خاطر روشهای دیكتاتوری دولت و احتمال ایجاد ناآرامی با اجرای سیاستهای نامقبولی كه چندان هم در جهت منافع حیاتی حزب نیستند نگران بوده اند. تظاهراتهایی كه در برابر اقدامات آنها صورت می گیرد لطمه بزرگتری را به آنها وارد می كتد تا اینكه چشم خود را به روی محبوبیت مذهب ببندند.
البته این به معنی پذیرش آزادی مذهبی توسط چینی‌ها نیست. برخی مذاهب مانند بودیسم تبتی، اسلام به شكلی كه در استان ژین جیانگ وجود دارد، كاتولیسم و پروتستانیسم كه دربردارنده اجتماعات غیررسمی در خارج از محل‌های عبادت است، هنوز هم مشمول كنترل‌های شدیدی از سوی كمونیست‌هاست، چراكه حزب حاكم، از ایجاد تشكل‌های ضددولتی توسط پیروان این مذاهب در هراس است. تحریم هفت ساله آیین «فالون گونگ»، مكتبی شبه بودیسم كه در سال‌های دهه ۱۹۹۰ ظهور كرد، هنوز هم به شدت ادامه دارد. بسیاری از پیروان این آیین مانند تعداد كمتری از پیروان دیگر مذاهب كه تلاش‌های دولت چین برای قانونمند كردن اعتقادشان را نپذیرفته‌اند، در زندان هستند.
هرچند در داخل حزب كمونیست بحث پیش گرفتن روش دیگری در برابر مذاهب، در حال رشد است كه البته به معنی لیبرال‌تر شدن دولت در ازای فعالیت‌های ضددولتی نیست، ولی می‌توان آن را نرم‌تر شدن موضع ملحدانه دولت و نشانه‌ای برای حمایت قوی‌تر از اعتقاداتی دانست كه دارای ریشه‌های عمیق تاریخی در میان قوم «هان» هستند. حزب حاكم به خوبی می‌داند كه ایدئولوژی وی، جذابیت كمی برای مردمش دارد و بسیاری از مردم به عقاید گوناگونی گرایش دارند؛ بنابراین، بهتر دیده كه با حمایت فعال از این اعتقادات، به جای فشار و تحریم آنان، مردم را به خود جذب كند.
«پان یوئد» از مقامات ارشد چینی كه در اصلاحات اقتصادی این كشور دارای مسئولیتهایی است، و هم‌اكنون معاون اداره دولتی حفظ محیط زیست چین است، در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۱ نوشت: «دیدگاه سنتی حزب نسبت به مذهب اشتباه بوده است. وی می‌گوید: منظور ماركس از این گفته كه «دین افیون ملت‌هاست»، این نبوده كه دین ایده بدی است. به گفته وی، مذهب به همان راحتی كه در جوامع كاپیتالیست وجود دارد، توانایی وجود در جوامع سوسیال را هم دارد. او به نقش موفق بودیسم و تائوئیسم در ایجاد ثبات اجتماعی در زمان سلسله‌های موفق چین اشاره می‌كند و ثبات را یكی از مهم‌ترین نیازمندی‌های امروزی حزب می‌داند.»
در آوریل گذشته، چین اجلاسی را برای رهبران بودایی سراسر جهان در استان «ژجیانگ» تشكیل داد كه البته دالایی لاما رهبر مذهبی تبعیدی تبتیها را دعوت نكرده بودند. در ماه اكتبر كمیته مركزی حزب بیانیه‌ای را منتشر كرد كه درباره چگونگی ایجاد جامعه‌ای هماهنگ با توجه به نقش مثبت مذهب شد.
این چرخش حزب، هم‌زمان با تلاش‌های اخیر آنان در احیای فرهنگ سنتی به عنوان شیوه‌ای برای ایجاد یكپارچگی در جریان سریع اقتصادی و اجتماعی كشور چین است. واژه «جامعه هماهنگ» كه در ماه‌های اخیر به ذكر خاص حزب تبدیل شده، به عنوان كنایه‌ای به ایده‌های كلاسیك نظم اجتماعی است كه در آن مردم با یكدیگر چالشی نداشته و با مهربانی با یكدیگر رفتار می‌كنند و به نوعی رد دیدگاه ماركسیستی تقابل طبقاتی نیز است.
مقامات هم‌اكنون در حال تشویق احیای مطالعات درباره كنفوسیانیزم هستند؛ فلسفه ای كه به عنوان تفكری ملوك الطوایفی توسط مائو محكوم شد. از سال ۲۰۰۴ چین از چندین «مؤسسه كنفوسیوسی» در سراسر جهان از جمله در آمریكا و اروپا حمایت كرده تا ترویج زبان و فرهنگ چین را بیشتر كنند.
در حاشیه‌های كشور، احیای ارزش‌های سنتی به تشویق و ترغیب كمتری نیازمند است. معابد خانوادگی كه در آن اجداد و نیاكان مردم عبادت می‌شوند، در بسیاری مناطق روستایی به ویژه در سواحل و جنوب این كشور منتشر شده‌اند. احیای هویت خانوادگی (در بسیاری مناطق چین نام مردم نسب گذشته آنان را نشان می‌دهد) تأثیر بسیاری بر سیاست دهكده‌ها گذاشته است. كسانی كه به عنوان كدخدا برگزیده می‌شوند تا اندازه زیادی، مدیون مقامات بالای اجداد پیشین خود در دهكده هستند. كنترل معابد خانوادگی نیز قدرت زیادی برای آنان در پی دارد. رشد قدرت خانوادگی، باعث تقویت رشد مسیحیت در برخی حاشیه‌ها نیز شده است، به گونه‌ای كه در دهكده «شاندونگر» در شرق چین، همسر یكی از دبیرهای سابق حزب یك پروتستان بود كه با دوستان خانمش در مراسم نماز شركت می‌كرد. اشتیاق مذهبی آنان به ویژه با توجه به نقش زن در خانواده تقویت می‌شد.
ایجاد خدمات بهداشتی با زمینه‌های مذهبی نیز از دلایل دیگر رواج مذهب و به ویژخ كاتولیسم است، چراكه بیشتر این مراكز، خدمات خود را به قیمتی بسیار پایین‌تر از قیمت دولتی ارایه می‌دهند و گردانندگان آن اغلب مسیحیان می باشند. مقامات چینی حتی سازمانهای مذهبی را تشویق به پیروی از هنگ كنگ می كنند كه در آنجا گروههای مذهبی اداره بسیاری مدارس و بیمارستانها را بر عهده دارند.
اما به هر حال حزب كمونیست هنوز هم نسبت به تلاش‌های خارجی برای استفاده از مذهب برای زیر سؤال بردن قدرت حزب موضع خوبی ندارد. انتصاب پاپ بندیكت شانزدهم به جای پاپ ژان پل دوم در سال ۲۰۰۵ كه چین او را یك ضدكمونیست جان‌سخت می‌دانست، باعث تلاش‌های بیشتر چین در بهبود روابط با واتیكان شده است؛ روابطی كه در سال ۱۹۵۱ تیره شده بود.آنها همچنین چندبن دور مذاكره را نیز با نمایندگان دالایی لاما انجام داده اند اما به شدت از قصد نهانی وی برای جدا كردن تبت از چین هراسانند.در سالهاس اخیر نیز بودیسم تبتی محبوبیت بیشتری را نسبت به بودیسم چینی پیدا كرده است.
در داخل حزب همه می دانند كه عده‌ای از اعضا به رغم مغایرت با قانون پیرو مذاهب مختلفی هستند. آیین «فالون گونگ» در دهه ۹۰ ادعا داشت كه بسیاری از پیروانش جزء اعضای حزب هستند.
نتیجه اجازه دادن به مذهب برای ایفای نقشی مهم‌تر در ارایه خدمات آموزش‌وپرورش، منجر به تعدیل ایدئولوژی دولت در میان جوانان كشور می‌شود كه به شدت از این امر سرخورده و خسته هستند.
در همین حال، نظرسنجی از حدود ۴۵۰۰ نفر اساتید و دانشجویان دانشگاه‌ شانگهای نشان داد كه ۴/۳۱ درصد مردم بالای شانزده سال، خود را آدم‌هایی مذهبی می‌دانند كه برخلاف آمار دولتی (صد میلیون) نشان می‌دهد حدود سیصد میلیون نفر از مردم این كشور، پیرو مذاهب مختلفند و همچنین نظرسنجیها حاكی از افزایش گرایش به مسیحیت است كه حدود ۲۱ درصد كل مذهبیون را تشكیل می دهند كه تخمین زده می شود حدود ۴۰ میلیون نفر باشند. به گفته محققان، این آمار نشان‌دهنده رشد گرایش به مذهب در بیست سال اخیر بوده است. به طور كلی ادیان تاریخی مانند بودیسم، تائوئیسم، و اسلام نیز ۶۷ درصد معتقدین را تشكیل می دهد.
منبع: اكونومیست
ترجمه: فراز شهلایی