چهارشنبه, ۱۲ بهمن, ۱۴۰۱ / 1 February, 2023
مجله ویستا


هیولاهای جذاب!


هیولاهای جذاب!
بیكنل امسال دهمین سال برپایی اش راگذراند و بیش از همیشه نیز مورد استقبال قرار گرفت. دیگر فستیوال بزرگ یوتا، همان جشنواره سان دنس متعلق به رابرت ردفورد است كه هر ساله در اواخر دی و اوایل بهمن برگزار می شود و ویژه فیلم های مستقل است و شاید مهمترین فستیوال دنیا در این رده خاص باشد. تا تبدیل شدن بیكنل به معتبرترین گردهمایی سینمای «B» نیز راه و فاصله زیادی نمانده است. بیكنل محلی است در ۲۰۰ مایلی جنوب سالت لیك سیتی و گاهی كل شركت كنندگان فستیوال از ۲۵۰ نفر هم فراتر نمی رود و با این حساب آنها تنها مشكلی كه ندارند، پارك كردن اتومبیل هایشان و چیزهایی از این قبیل است. این جشنواره از سال ۱۹۹۶ برگزار شده است.
زمان برگزاری این جشنواره هر سال وقتی است كه اهالی محل جشن های سنتی و ملی و محلی خود را كه به ورود مورمون ها به منطقه در سال ها پیش مربوط می شود، برپا می دارند. شهر كه همیشه خلوت است به این مناسبت از گذشته هم خلوت تر نشان می دهد. كسانی كه به بیكنل آمده اند گروهی كم شمار از عاشقان حرفه ای سینما و دست اندركاران فیلم های «بی» هستند. به جز آنها هیچكس زحمت این سفر دوردست را بر خود هموار ننموده است. خط و هدف جشنواره چیست در پاسخ باید گفت ساختن فیلم های خوب «A» با بودجه و امكانات فیلم های «B» و حتی فراتر رفتن از آن .
راستی معیار تشخیص فیلم های ب و به روایتی فیلم های «رده دوم» چیست و چگونه می توان آنها را از آثار «A» تمیز داد؟ تزمت هریس كه از بنیانگذاران فستیوال بیكنل است، می گوید: «موقعی كه این كار را شروع كردیم، بشدت از فستیوال های «A» خسته بودم و دیگر تحمل آن را نداشتم. دیدم بهتر است خودمان یك فستیوال را به راه اندازیم. چیزی كه بیانگر ارزش فیلم های B باشد و مردم را با آن آشنا كند.»
پخش فیلم «روبین واد» كاری از هریس در سال ۱۹۹۵ در تالار وین شهر بیكنل انگیزه های لازم را برای به راه اندازی این فستیوال به وجود آورد و این فكر را ایجاد كرد كه در آنجا و در این عرصه خاص هم می توان یك حركت خاص و گسترده سینمایی را به اجرا درآورد. هریس فیلم های دیگری نیز دارد كه اینجا و آنجا پخش شده اند و حتی در سان دنس و یا چند فستیوال عمده دیگر هم فرصت پخش پیدا كرده اند. یكی از آنها «تریلوژی بیور» است كه درباره یك ماجراجو در ایالت یوتا و با بازی شون پن در نقش اصلی همراه است. فعالیت ها و پروژه های جاری و كارهایی كه هریس در دست اقدام و اجرا دارد، باعث شده است او در سال های اخیر كمتر در كارهای بیكنل دست داشته باشد اما این فستیوال چنان جا افتاده و به یك بنیاد و هسته مركزی در سینمای «B» بدل شده است كه هریس بابت آن احساس غرور می كند و مسرور است كه این حركت اولیه را در مسیر تولید و تقویت فیلم های «B» انجام داده و اینك همگان در حال بهره گیری از آن هستند.
وقتی در اواخر تابستان ۲۰۰۵ و اندك مدتی بعد از دوره جدید فستیوال بیكنل از او در خصوص تجربیاتش از شركت در سایر جشنواره ها می پرسید، هریس به شوخی می گوید: «فستیوالی معتبرتر از این نمی شناسم. این شاید تنها جشنواره فیلم در سطح جهان باشد كه یك مراسم ورزشی و گردهمایی مردمی جنبی نیز دارد و حتی نوع غذا دادن آن به میهمانان نیز با همه جای دنیا و سایر فستیوال ها فرق می كند. ما چیزی به راه انداخته ایم كه اگر دیگران عاقل باشند می توانند مشابه و یا بسط یافته و كامل شده آن را در جاهای دیگر نیز دایر كنند.»
جیمز اندرسون كه از ۱۹۹۴ به بعد با شراكت همسرش صاحب تماشاخانه وین بوده است، هر ساله با اشتیاق در انتظار فستیوال بیكنل می نشیند زیرا مثل خیلی های دیگر اعتقاد دارد فیلم های جشنواره فقط در صورت ظاهر «B» و درجه دوم هستند و گاه چنان موفق و شسته و رفته از آب در می آیند كه از فیلم های بسیار پرهزینه تر «A» نیز بهتر می شوند. در عین حال او می گوید: «گاهی زیاد می خندید. مثلاً یك فیلم پخش می كنیم كه در مجموع چندان كار شاخصی نیست. سپس در سمینار و گردهمایی بعد از نمایش فیلم همگان درباره آن صحبت می كنند و این كه چه باید كرد تا آن اثر بهتر شود، بعضی وقت ها فكر می كنیم یك آنتی تز و عامل متضاد برای فستیوال های بزرگ دنیا هستیم اما این نوع فیلمسازی برای پایدار ماندن ضعف سینما و كامل شدن كار آن لازم است. شاید در سایر فستیوال ها بابت آمدن ستاره ها به آنجا پز بدهند. برای ما ناچاراً ارزش های دیگری مطرح است كه سوژه فیلم و قوت سناریو از بارزترین آنها است.»
قبل از برپایی جشنواره امسال مجریان فستیوال از طریق اینترنت از مردم عادی خواستند سه فیلم برتری را كه در ۱۰ سال اخیر در فستیوال فیلم های «B» در بیكنل دیده اند، نام ببرند و آنها چنین كردند و شكل و بافت این آثار و اطلاعات حاصله پایه و مقدمه ای برای شناخت و تأمین آثار دلخواه آنان جهت فستیوال امسال قرار گرفت. اندرسون می گوید: «فكر نمی كنم جامع تر از این فستیوال در دنیای آثار درجه دوم بیابید. این ها بهترین كارها در میان بدترین فیلم ها هستند!»«روبین واد» كه پیشتر نامش آمد، «Beach blanket bingo» كار فرانكی و آنت و «نیمه راه جهنم» فیلم هایی هستند كه در فستیوال امسال بیكنل هم به نمایش در آمدند و اگر نام های دیگری مثل «زمین و عنكبوت»، «حمله گوجه فرنگی های قاتل» و «Invasion of the body snatchers» را به یاد بیاوریم، متوجه می شویم كه سلایق تا چه حد متنوع و عجیب است، چگونه می توان تمام آنها را در قالب فیلم های B روانه بازار كرد و تعریف صحیح و دقیقی نیز در این زمینه در دست نیست و فقط به سلایق موجود بازمی گردند. پیشتر در حرف های هریس به وجود یك نمایش ورزشی و برنامه وسیع جنبی در ارتباط با بیكنل اشاره كردیم. آیا می دانید آن مراسم چیست؟ در پاسخ باید گفت كه درست در روز قبل از شروع فستیوال یك مسابقه اتومبیلرانی از منطقه توری كه بیرون شهر بیكنل تا محل تماشاخانه وین برگزار می شود و این مسیر از۸مایل فراتر نمی رود. اندرسون در صحبت هایی كه معلوم نیست شوخی است یا جدی می گوید: «فكر می كنم روزی این مسابقه پرتماشاگرتر از خود فستیوال شود! ما سرعت مجاز در این مسابقه را مخصوصاً به حداكثر ۷۰ كیلومتر در ساعت تقلیل دادیم زیرا ممكن بود باد هنرمندان ما را ببرد و چیزی از جشنواره باقی نماند!»
اندرسون به این هم كفایت نمی كند. « در گردهمایی روز نخست جشنواره صحبت از هر چیزی شد به جز فیلم حتی عده ای در خصوص كاربرد كم و ضعیف تایرهای اتومبیل در این منطقه صحبت می كردند و برخی نیز راجع به هنر سرامیك سازی! اما وقتی فستیوال شروع شد و دو سه فیلم جذاب به نمایش درآمد، مسائل فرم و شكلی را گرفت كه باید می گرفت.»و در سمینارهای جشنواره نیز برخی بحث ها و صحبت های به درد بخور شكل گرفت. مثلاً امسال گری گریوا مدیرفیلمبرداری «نیمه راه جهنم» و یكی از كارگردانان مطرح یوتا به نام لی فان دراش راجع به ابزار و زیرساخت های آثار «B» صحبت و فرایندها و اهرم های این فیلم ها را بررسی و توصیف كردند. از زبان آنها مشخص شد كه فیلم «B» دقیقاً چیست و چگونه باید آن را تهیه كرد و وقتی دست به این كار می زنید باید چگونه عمل نمایید تا در كارتان موفق باشید و یك فیلم خوب B را تحویل بدهید.در سال های اخیر در این سمینارها حتی بحث های داغی در خصوص بشقاب پرنده ها و موجودات سایر سیارات صورت گرفته و این مرتبط با پخش فیلم هایی بوده كه چنین تم هایی را داشته اند. گاهی بحث فنی درباره فیلم فراموش شده و مردم با اشتیاق درباره برخورد شخصی شان با موجودات سایر سیارات سخن رانده اند و شنونده ها هم پذیرفته اند و كسی سندی را در تأیید و اثبات این ادعاها نطلبیده است. این بدلیل عادت كردن حاضران با چنین حرف هایی و مطرح شدن ادعاهای غیرعادی در بیكنل بوده است. سالن ۳۰۶ نفری وین تقریباً می تواند تمام اهالی شهر را در خود جای دهد و آنها هم به این فستیوال و كارهای آن خو گرفته اند. به حرف های اندرسون بازمی گردیم. «شاید اهالی بیكنل در آغاز به كیفیت جشنواره شك داشتند، اما به تدریج آن را پذیرفتند و حالا هم می دانند كه این مظهر یك سینمای خاص و متفاوت است.» چنین سینمای متفاوتی در سال های اخیر فیلم های باارزش متعددی را موجب شده است.«هیولا» كه اسكار برترین بازیگر زن سال (۲۰۰۳) را نصیب چارلیزترون كرد، در ظاهر (وحتی باطن) فقط یك فیلم «B» بود و همین طور «پسرها گریه نمی كنند» كه اولین اسكار از دو اسكار میلادی سوانك را به سال ۱۹۹۹ نصیب وی كرد. حتی «Memento» و «بی خوابی» (كه دومی اخیراً از تلویزیون ایران پخش شد و هر دو كارهای كریستوفر نولان هستند) در اصل فیلم های B هستند، اما آثاری كه خط قصه شان بر ضعف بودجه و كاستی های جنبی چربیده و برخی المان های آن عمده شده اند.هالیوود و در نگاهی گسترده تر كل استودیوهای سینمایی فیلم های «B» كم نمی سازند و برخی از آنها هیچ تفاوت ساختاری و موضوعی با فیلم های «A» ندارند و شماری از آنها و به عنوان مثال كارهای پلیسی در این جمع از فیلم های درجه اول استودیوهای بزرگ نیز جذاب ترند. بنابراین به راه افتادن یك فستیوال ویژه این رویكرد در بیكنل و رونق گرفتن آن به رغم تمام شوخی های هریس و اندرسون جای تعجبی نداشته است. راجر كودمن معروف تمام شهرتش را در عالم سینما كه حاضر نبود آن را با هیچ ثروتی عوض كند، مدیون ساخت تعداد بی شماری فیلم های «B» از اواخر دهه ۱۹۵۰ تا سال های پایانی دهه ۱۹۷۰ بود و در كارهای او بزرگانی چون جك نیكولسون بزرگ هم (در سال های نخست بازیگری اش) شركت داشتند و امروز حتی كوین اسپیس و جورج كلونی وقتی قصد می كنند كه با انتقال از جلوی دوربین به پشت آن به كارگردانی و ساخت فیلم بپردازند، یك كار «بی» می سازند، زیرا بودجه كمتر آن را بهتر می توان جور كرد، كار در قالب آنها استقلال بیشتر صورت می پذیرد و محیط آن دور از قید و بندهای هالیوودی و محظورات مرتبط با اپیك ها و فیلم های بزرگ و پرهزینه است.شاید تمام فیلم های «B» مثل كارهای پلیسی «Red rock west» و یا یك حركت اشتباه موفق از آب درنیایند اما تمام فیلم های «A» نیز خوب نیستند. جذابیت و حسن اصلی فیلم های «B» غیرقابل پیش بینی بودن آنها است. در حالی كه فیلم های «A» یك نوع الزام و تحمیل و عامل قابل پیش بینی بودن را با خود دارند.پس درود بر هریس، بیكنل و هیولا! هیولایی كه باید شكل و مصداق و مترادف با فیلم های B باشد اما نیست.

منبع: Times ‎/ مترجم: وصال روحانی
منبع : روزنامه ایران


همچنین مشاهده کنید





روزنامه ایرانسایت ورزش سهسایت دیدارنیوزسایت رویداد 24خبرگزاری ایرناسایت فرادیدسایت انتخابسایت جمارانروزنامه ابتکارسایر منابع