پنجشنبه, ۶ تیر, ۱۳۹۸ / 27 June, 2019
مجله ویستا

تنگی میترال


تنگی میترال
تنگی میترال به شرایطی گفته می شود که لتهای دریچه میترال ضخیم شده و کامیشرها همراه با کوتاه وضخیم شدگی طنابهای وتری، بهم فیوز می شوند . تنگی میترال علت اصلی نارسایی احتمالی قلب در کشورهای در حال توسعه است.
تنگی میترال تقریبا" همیشه نتیجه تب روماتیسمی است . درگیری دریچه میترال به تنهایی در ۲۵% موارد اتفاق می افتد در حالی که ۴۰% دیگر از مبتلایان تنگی میترال و نارسایی میترال را همزمان دارند .
سابقه تب روماتیسمی ممکن است وجود داشته باشد یا نداشته باشد . در بیماران مبتلا به تب روماتیسمی از پروفیلاکسی با آنتی بیوتیکهایی نظیر پنی سیلین بنزاتین و یا پنی سیلین VK نقش پیش گیرنده ای در عود بیماری داشته است .
● دلایل کمتر شایع عبارتند از : تنگی میترال مادر زادی ، RA, SLE Myxoma, دهلیزی، کارسینوئید بدخیم و اندوکاردیت باکتریال.
● دلایل اکتسابی تنگی میترال نیز عبارتست از: SLE, RF ، سارکوئیدهای بدخیم ، موکوپلی سارکوئیدوز، اندوکاردیت عفونی فعال، نقرس، بیماری ویپل ، کلسیفیکاسیون گسترده حلقوی.
پاتوفیزیولوژی:
MS به تنهایی تقریبا" در ۴۰% بیماران روماتیسم قلبی ایجاد می شود. بعد از یک دورۀ تب روماتیسمی یک دوره تاخیری ۱۰ تا ۲۰ ساله باید طی شود تا علائم بروز نماید. نشانۀ بارز MS فیوز شدن کامیشرهاست. وسعت نرمال دریچه میترال در حدود ۶-۴ سانتی متر مربع است وقتی دهانه این دریچه به ۲ سانتی متر مربع کاهش می یابد، ناچارا" فشار دهلیز چپ (LAP) ، برای انتقال جریان خون نرمال افزایش می یابد. بحران تنگی MS زمانی اتفاق می افتد که دهانه دریچه به یک سانتی متر مربع کاهش می یابد و در این مرحله برای حفظ برون ده قلبی نرمال وجود فشار بالای LAP الزامی است .
افزایش فشار دهلیز چپ، فشار وریدها و مویرگهای ریوی را افزایش می دهد که منجر به تنگی نفس فعالیتی می شود. با پیشرفت بیماری، افزایش طولانی مدت و مزمن در فشار دهلیز چپ هیپرتانسیون ریوی، ناکارآیی دریچه سدلتی و پولموناری و نهایتا" نارسایی قلب راست اتفاق می افتد.
● گشاد شدن پیشروندۀ دهلیز چپ دو عارضه ایجاد می کند:
۱- ایجاد ترومبوس جداری : این ترومبوس ها در ۲۰% بیماران آمبولی ایجاد می کنند . بیماران بالای ۳۵ سال، کسانی که فیبریلاسیون دهلیزی همراه با برون ده قلبی پائین دارند و کسانی که ضمائم بزرگ در دهلیز چپ دارند ، مستعد آمبولیزاسیون می باشند .
عارضه قابل توجه دیگر ایجاد فیبریلاسیون دهلیزی است که در حدود ۴۰% از بیماران اتفاق می افتد . از بین رفتن انقباض دهلیزها در طی فیبریلاسیون دهلیزی۲۰% میزان برون ده قلبی را کاهش می دهد. به دلیل اینکه برون ده قلبی با ضربان قلب در ارتباط است، فیبریلاسیون دهلیزی همراه با پاسخ دهی سریع بطنی، زمان پر شدن دیاستولیک را کاهش داده و برون ده قلبی را تنظیم می کند . عملکرد بطن چپ اغلب نرمال است.
● اپیدمیولوژی :
در کشورهای توسعه یافته و ایالات متحده، بروزMS به دلیل کاهش ابتلا به روماتیسم کاهش یافته است.
در مناطق توسعه نیافته MS با سرعت بیشتری پیشرفت می کند حتی گاهی بیماران قبل از ۲۰ سالگی علامتدار می شوند. بدون دخالت جراحی طبیعت پیشرونده بیماری در ۸۵% موارد منجر به مرگ در ۲۰ سال بعد از شروع علائم می شود. ۳/۲ تمام موارد مبتلا به MS خانم می باشند. سن شروع علائم بیماری معمولا" بین دهه ۳ و ۴ زندگی است .
● تاریخچه طبیعی:
در بیشتر افراد MS یک بیماری پیشرونده است. معمولا یک دوره ۱۶ ساله قبل از شروع تنگی نفس طی می شود. قبل از متداول شدن جراحی در این زمینه پیش آگهی بیماری نامطلوب بوده است. ازسال ۱۹۲۵Roweetal ۲۵۰ بیمار با MS را مورد مطالعه قرارداد، در عرض ۱۰ سال، ۳۹% از بیماران فوت کردند، در ۲۲% از بیماران تنگی نفس بدتر شد، در ۱۶% حداقل یکی از عوارض ترومبوامبولیک را بروز کرد. در عرض ۲۰ سال، ۷۹% از بیماران فوت کردند، در ۸% علایم بیشتر شد و ۲۶% بیماران حداقل یکی از عوارض ترومبوامبولیک را نشان دادند.
پیشرفت بیماری حداقل در گروه علامتدار یک قانون است . بیماران جوان تر سیر خوش خیم تری را نسبت به هم گروهان مسن تر خود طی می کنند.
● تشخیص:
تشخیص MS براساس شرح حال قابل حدس است و با معاینه بیمار، الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی تائید می شود. دسته بندی کاردیاک می تواند در تشخیص و درمان افراد مختلف کمک کننده باشد.
۱. تاریخچه تب روماتیسمی حاد، هر چند بسیاری از بیماران این مورد را به خاطر نمی آورند.
۲. تاریخچه سوفل
۳. تنگی نفس فعالیتی شایع ترین شکایت است و معمولا" با فعالیت تب، آنمی، شروع فیبریلاسیون دهلیزی، حاملگی آغاز می شود.
۴. ارتوپنه اگر در پی تنگی نفس حمله ای شبانه ایجاد شود.
۵. خستگی فعالیتی
۶. هموپتیزی در پی پاره شدن وریدهای کوچک دیلاته شده برونشی. البته یک یافتۀ دیر رس است .
۷. درد قفسه سینه می تواند به علت ایسکمی بطن راست یا ثانویه به آمبولی کرونری یا اترواسکلروز کرونری همراه ایجاد شود .
۸. ترومبوآمبولیسم می تواند اولین علامت MS باشد
۹. تپش قلب
۱۰. سرفه در وضیت خوابیده ( سرفه شبانه )
معاینه بالینی: یافته های معاینه بالینی وابسته به وخامت بیماری و میزان ناتوانی قلبی زمینه ای دارد.
۱- سیانوز محیطی و صورت که در زمانی که بیماران پلی سیتمی دارند بیشتر دیده می شود.
۲- برجسته بودن ورید ژوگولار همراه با ریفلاکس هپاتوژوگولار.
۳- دیسترس تنفسی که نشان دهنده ادم ریوی است ( وجود رال و غیره )
۴- لرزش قابل لمس دیاستولیک در ناحیه آپکس
۵- ناحیه آپکس بهترین محل برای شنیدن سوفل تنگی میترال است که انتشار اندکی دارد . این سوفل تقریبا" هولودیاستولیک همراه با یک صعود سیستولیک ناشی از انقباض دهلیزی است. این سوفل اغلب به صورت LowPitched نزولی و ممتد توصیف می شود و بهترین وضعیت شنیدن آن زمانی است که بیمار به پهلوی چپ خوابیده باشد. یک صدای کوتاه ۸ ./. ثانیه بعد از S۲ شنیده می شود و با یک Opening Snap همراهی می شود. این صدا یک صدای کوتاه (از نظر زمان) و بلند ( از نظر بلندی صدا) است و زمانی ایجاد می شود که باز شدن دریچه ی تنگ ، در ابتدای دیاستول به طور ناگهانی متوقف شود.
۶- S۱ بلند که بعد از آن S۲ و O.P شنیده می شود . بهترین محل شنیدن آن در مرز جناغ در سمت چپ است و در زمانی که بیمار به پهلوی چپ خوابیده باشد، این صدا توسط یک سوفل دیاستولیک ممتد و LowPitched دنبال می شود که بهترین محل برای شنیدن این سوفل ، ناحیه آپکس می باشد و ممکن است به تدریج با پیشرفت میزان تنگی دریچه این صدا ضعیف شود . این صدای S۱ بعد از ورزش و فعالیت بهتر شنیده می شود.
۷- مدت زمان سوفل دیاستولیک ( ونه شدت آن ) بشدت تنگی میترال مرتبط است . سوفل هولوسیستولیک که در نارسایی میترال شنیده می شود ممکن است در برخی اشکال تنگی میترال نیز شنیده شود.
۸- کلابنیگ انگشتان ( چماقی شدن انگشتان )
۹- آمبولیزاسیون سیستمیک و نیز علائم نارسایی قلب راست در MS شدید و شامل آسیت ، هپاتومگالی و ادم پریفرال یا محیطی است .
اگرهایپرتانسیون ریوی وجود داشته باشد، ممکن است افزایش فشار بطن چپ، افزایش صدای دوم و یک سوفل دیاستولیک نزولی و High Pitched مربوط به نارسایی ریوی وجود داشته باشد (سوفل گراهام استیل).
● تشخیص های افتراقی :
▪ نارسایی دریچه آئورت : می تواند سوفل دیاستولیک و نارسایی طرف چپ قلب را ایجاد نماید ولی بطن چپ بزرگ شده و سوفل معمولا" پارااسترنال و High Pitched است.
▪ بیماری انسداد مزمن ریوی و آمفیزم : می تواند سیانوز و ادم ایجاد کند و می تواند همراه با MS اتفاق بیافتد . بیماران مبتلا به MS گاهی به عنوان بیماران آسمی تشخیص داده می شوند.
▪ Myxoma دهلیزی
● یافته های آزمایشگاهی :
۱- CBC در مواردی که هموتپزی وجود دارد برای ردکردن آنمی
۲- کشت خون وقتی مشکوک به اندوکاردیت باشیم
۳- الکترولیت ها
● مطالعات تصویری :
۱- CXR : رادیوگرافی قفسه سینه :
a ) نشانه های افزایش یا ریوی ریوی شامل : ۱- برجستگی شریان های ریوی ۲- بزرگ شدن بطن راست ۳- شواهدی دال بر نارسایی احتقانی قلب (ادم بینابینی با خطوط کرلی B)
b ) افزایش اندازه دهلیز چپ همراه با مسطح شدن بور چپ قلب ،
هم چنین بالا رفتن برونکوس اصلی چپ در اثر افزایش اندازۀ دهلیز چپ
C) تغییر الگوی عروقی ریه همراه با شیفت خون به سمت قواعد ریه، برجسته شدن ناف ریه همراه با محو ناگهانی مارکر عروقی
d) الگوی خطوط کرلی B و ادم ریوی
۲- الکتروکاردیوگرام (EKG ) :
a) بزرگ شدن دهلیز چپ که با پهن شدن موج که بیشتر از همه جا در اشتیاق II مشخص می شود، همراه با نیروی انتهایی منفی در V۱
b) هایپرتنشن ریوی شدید، انحراف محور راست و هایپرتروفی بطن راست.
c) فیبریلاسیون دهلیزی شایع است اما در MS یافته ای اختصاصی نمی باشد.
اکوکاردیوگرافی: اکوکاردیوگرافی ترانس توراسیک دیمن شنال اختصاصی ترین و حساس ترین روش غیر تهاجمی تشخیص تنگی است. با این روش می توان دریچه را محاسبه نمود . با Echo D۲ می توان اندازۀ دهانۀ دریچه میترال را همراه با اندازه دهلیزهای قلبی، اندازه گرفت. با اضافه کردن سونوداپلر رنگی می تواند گرادیان دریچه ای و فشار شریان ریوی و همراهی آن با نارسایی میترال را ارزیابی کرد.
روش های متفاوت استفاده شده برای تخمین زدن وسعت دریچه ای میترال در تابلوی ۲ آورده است.
Echod ۲ همچنین برای ارزیابی کیفیت دریچه مفید است. همینطور می تواند برای سنجش مناسب بودن دریچه میترال جهت ولووپلاستی با بالون مفید باشد. درجه بندی MGH در بیش از ۱۰-۸ % نتیجۀ ضعیفی را بیان می کند.
اکوکاردیوگرافی از طریق مری روش مفیدی برای پیدا کردن وژتاسیون های کوچکتر از ۵ میلی لیتر با ترومبوس های دهلیز چپ است که با اکوکاردیوگرافی ترانس توراسیک قابل مشاهده نمی باشد .
کاتتریزاسیون قلبی : اندیکاسیون ها : مردان بالای ۳۵ سال ، بیشتر زنان بعد از منوپوز ، وجود ریسک فاکتورها ، تاریخچه مصرف کوکائین ، سابقه والوپلاستی میترال با بالون ، شک قوی به وجود بیماری عروق کرنور . یافته های همودینامیک در زمان کاتتریزاسیون شامل :
▪ افزایش فشار Wedge ذهلیز چپ یا مویرگهای ریوی ( PWP )
▪ افزایش اختلاف فشار دهلیز چپ یا pwcp با بطن چپ
▪ امکان محاسبۀ دریچه میترال ( دهانۀ دریچه )
▪ کلسیفیکاسیون دریچه میترال
▪ وجود بیماری های عروق کرونری (CAD)● درمان : در مراکز اورژانس : قرار دادن بیمار در وضعیت عمودی : کنترل ضربان :
دیژیتال ها تاثیر بسیار مختصری در ریتم سینوسی در بیماران مبتلا به MS دارند .
در بیماران مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی ، دیژیتال ها می توانند در کاهش ضربان بطنی مفید باشند .
ممکن است اضافه کردن های بتابلاکرها به دیژیتال ها برای رسیدن به ضربان بطنی ۷۰-۶۰ نیاز باشد .
در بیمارانی که B بلاکر منع مصرف دارد، می توان از بلاکر کانال کلسیم استفاده کرد مثل diltiazem در صورت وجود ادم ریوی دیورتیک ها استفاده می شوند .
● ضد انعقادها: ضد انعقادها در پیش گیری از شکل گیری ترومبوس ها و آمبولیزاسیون در بیماران با فیبریلاسیون دهلیزی مفید است. در صورت امکان باید یک دورۀ ۴-۳ هفته ای از درمان ضد انعقادی قبل از شروع کاردیو ورژن شیمیائی یا الکتریکی جهت به حداقل رساندن ریسک آمبولیزاسیون سیستمیک تجویز شود .
● مشورت های کاردیولوژی : برای موارد MS شناخته شده یا مواردی که بیمار از نظر همودینامیکی غیر Stable می باشد ، آریتمی یا آمبولیزاسیون درخواست می شود . هم چنین در موارد شروع جدید بیماری یا پیشرفت علائم ، باید این مشاوره ها انجام گیرد .
درمان طبی : هدف درمان طبی کنترل کردن ضربان سریع بطنی است . در فیبریلاسیون دهلیزی داروی انتخابی دیژیتال ها هستند هرچند یک بتا بلاکر یا بلاکرهای کانال کلسیمی نیز ممکن است مفید باشد .
● گلیکوزیدهای قلبی : این داروها مکانیسم های الکتروفیزیولوژیک مسئول اریتمی را تغییر می دهند .
● Digoxin ( Lanoxin ) : این داروها ، داروی انتخابی برای فیبربلاسیون دهلیزی سریع است . این دارو یک گلیکوزید قلبی است که علاه بر اثرات غیر مستقیم روی سیستم قلبی عروقی ، تاثیرات مستقیمی بر نیروی انقباضی عضلات قلب نیز دارد . اثرات آن روی میوکارد شامل اثرات مستقیم روی عضله قلبی است که انقباض میوکاردی سیستولیک را افزایش می دهد . اثرات غیر مستقیم آن شامل افزایش فعالیت سینوس کاروتید شده و به دنبال آن افزایش فشار متوسط شریانی می شود .
● دوز بزرگسالی :
۰.۲۵ mg IV q۶ up to ۱ mg دوز شروعی
۰.۱۲۵ mg – ۰/۲۵ mg qd دوز نگهدارنده
● دوز خردسال :
Load ۳۰-۴۰ mic/kg po بین ۵-۲ ساله
Load ۲۰-۳۵ mic /kg po بین ۱۰-۵ ساله
Load ۱۰-۱۵ mic /kg po بزرگتر از ۱۵ ساله
دوزهای وریدی معادل ۸۰% دوز خوراکی در نظر گرفته می شوند و دوزهای نگهدارنده %۲۵-۳۵ دوز آغازین می باشند .
● موارد منع مصرف : در بیماران با حساسیت اثبات شده ، داروها یا محصولات مشابه و در کسانی که تشخیص پریکاردیت یا سندروم سینوس کاروتید گذاشته شده ، نباید استفاده شود .
● تداخلات دارویی : داروهایی که سطح Digoxin را افزایش می دهند شامل :
Cyclosporine, Captopril, Bepridill, Losnzodiazepines, aminoglycosides ,diltiazeme, quinidine, propantheline, propafenone, erthromycin, diphenoxylate, anticholinergics, oral amiodarone, itraconazole ,hydroxychloroquim, flecainide, flodipine, indomethacin, ibuprofen , quinine, omeprazole nifedipine, verapamil, tolbutamide, tetracycline,esmolol
داروهایی که ممکن است سطح سرمی دیگوکسین را کاهش دهند ، شامل :
Aminoglutethimide, antihistamine, cholesteyramine, neomycin, penicillamine ,aminoglycosides, oral colestipol, hydantoins , hypoglycemic agents, antineoplastic treatment combinations(including, carmustine, bleomycin, methotrexate, cytarabine, doxorubicin, cyclophosphamide vincristine, procarbazine,) aluminum or magnesium antacids, rifampin, sucralfate, sulfasalazine barbiturates, kaolin / pectin, and aminosalicylic acid.
▪ حاملگی : بی خطر بودن دارو در حاملگی هنوز به اثبات نرسیده است .
● مراقبت ها :
▪ مواظبت بیماران با نارسایی کلیوی و اختلالات الکترولیتی
▪ هایپوکالمی می تواند اثرات مثبت وریدی دیژیتال بر انقباض عضله قلب را کاهش دهد .
▪ کلسیم در صورت تجویز داخل وریدی ، می تواند در بیماران تحت درمان با دیژیتال ها اریتمی ایجاد کند .
▪ هپیرکلسمی ، بیماران را برای مسمومیت با ریژینال ها مستعد می کند و هیپوکالمی می تواند تا زمان نرمال شدن کلسیم سرم ، اثرات دیگوکسین را سرکوب کند .
▪ درمان جایگزینی با منیزیم باید در بیماران با هایبومنیزیمی انجام شود تا از سمیت یا دیژیتال ها جلوگیری شود .
توجه خاص به بیماران با هیپوتیروئیدیسم ، هایپوکسی و میوکاردیت حاد لازم است .
● بلاکرها : مهار کننده قدرت انقباضی قلب و نیز مهار کننده پاسخ های گشاد کننده عروقی به تحریک کننده های آدرنرژیک است . Metoprolol ( Lepressor ) یک داروی انتخابی و بلوکر اختصاصی رسپتورتبا آدرنرژیک است که اوتوماتیسیته انقباضات را کاهش می دهد . در زمان تجویز داخل وریدی باید فشارخون و ضربان قلب و ECG به دقت مانیتور شوند .
● دوز بزرگسال : ۵ میلی گرم داخل وریدی و تکرار دارو ۱۵ دقیقه تا ۱۵ میلی گرم
● دوز خردسال : کفایت تاثیر دارو برای کودکان هنوز به اثبات نرسیده است .
● موارد منع مصرف : از تجویز در افرادی که سابقه حساسیت به دارو یا محصولات مشابه را دارند باید پرهیز شود . هم چنین در کسانی که نارسایی احتقانی قلب شدید ، برادی کاردی ، آسم ، شوک کاردیوژنیک و آنومالی های انتقالی A-V دارند نیز نباید تجویز شود .
● تداخلات دارویی : نمک های آلومینیوم ، باربیتوراتها ، نمک های کلسیم ، کلستیرامین ، NSAID s ، پنی سیلین و ریفامپین که این داروها می توانند میزان بیولوژیک و سطح سرمی متوپرول را کاهش دهند که خود می تواند منجر به کاهش اثر فارماکولوژیک این دارو شود .
بر عکس هالوپریدول، هیدرولازین، دیورتیکهای لوپ و مهار کننده های MAO می توانند سطح Metoprolol را افزایش داده و از این طریق به سمیت و افزایش اثر فارماکولوژیک آن منجر شوند .
● حاملگی : امنیت استفاده از آن در زمان حاملگی به اثبات نرسیده است .
● توصیه ها : بلاک شدن بتا آدنرژیک می تواند نشانه ها و علائم هایپوگلیسمی حاد را کاهش داده و در مقابل نشانه های هایپرتیروئیدیسم را تشدید کند (از جمله طوفان تیروئید).
باید بیماران به دقت تحت مانیتورینگ قرار گرفته و دارو را به آهستگی کم کنیم . در طی تجویز داخل وریدی به دقت فشارخون و ضربان قلب و ECG باید مانیتور شود .
بلاک کننده های کانال کلسیمی : کلسیم در هدایت جریان الکتریکی و انقباضی سلولهای قلب، (تولید پتانسیل عمل) نقش دارد . بلاک کننده های کانال کلسیمی از حرکت یون های کلسیم از غشاء سلولی جلوگیری کرده در نتیجه هم تشکیل ایمپالس و هم سرعت هدایت را مهار می کنند .
Diltiazem ( Cardizem CD,Cardizem SR ,Tiazac ) در زمان دپولاریزاسیون مانع ورود یون کلسیم به کانال های آهسته یا نواحی وابسته به ولتاژ عضلات صاف و میوکاردیوم می شوند .
دوز بزرگسال: mg/kg ۲۵.۰ وریدی در طی ۲ دقیقه .تکرار بعد از ۱۵ دقیقه در صورت نیاز با mg/kg ۳۵.۰
● دوز خردسال: امنیت و کفایت تاثیر این دارو در کودکان به اثبات نرسیده است .
● موارد منع مصرف : از تجویز در کسانی که حساسیت به این دارو یا محصولات مشابه دارند باید پرهیز شود .همین طور نباید در کسانی که CHF شدید ، سندروم سینوس بیمار یا A.V بلاک درجه ۲ یا ۳ دارند و یا در کسانی که هایپوتنشن ( فشارسیستولیک کمتر از mmhg ۹۰ ) دارند، استفاده شود .
● تداخلات دارویی: Diltiazem میتواند سطح ,Carbamazepine Cyclosporin, Digoxine را در صورتی که به صورت همزمان تجویز شود، افزایش دهد.
در زمانی که Diltiazem همراه با Amiodarone تجویز شود ، می تواند برادی کادری و کاهش برون قلبی ایجاد نماید. و به طور مشابه وقتی همراه با بتابلاکر ها تجویز شود، می تواند دپرسیون قلبی را افزایش دهد.
Cimetidine می تواند سطح Diltiazem را افزایش دهد. Diltiazem می تواند سطح Theophylline را افزاش دهد.
● حاملگی : امنیت مصرف در زمان حاملگی اثبات نشده است.
● توصیه ها : باید در زمان تجویز به بیمارانی که مشکلات عملکردی کلیوی یا کبدی دارند توجه خاص مبذول داشت. Diltiazem می تواند سطح آنزیمهای کبدی را افزایش داده آسیب کبدی ایجاد نماید.
● توجهات بالینی بیشتر : کاتتریزاسیون قلبی یک روش نهایی برای تعیین اختلاف فشار دریچه میترال ، فشار شریان ریوی ، نارسایی میترال وابسته ، عملکرد بطن چپ و اترواسکلروز همراه می باشد .
این روش اغلب قبل از جراحی در بیماران مسنی که سابقۀ آنژین را بیان می کنند، یا نشانه های MS شدید در کلینیک یا دراکوکاردیوگرافی وجود دارد، استفاده می شود .
▪ بررسی با باین منجر به به بدتر شدن LAP می شود. اغلب در بیماران جوانی که فاقد کلسیفیکاسیون دریچه ای باشند، خانم های حامله و کاندیداهای ضعیف جراحی، استفاده می شود.
▪ جایگزینی دریچه میترال: در صورتی که دریچه ها بی حرکت باشند یا به طور شدیدی کلسیفیه شده باشند و یا در صورتی که اسکار شدید زیر دریچه ای وجود داشته باشد، انجام می شود. دریچه های مصنوعی بیولوژیکی یا مصنوعی مکانیکال می توانند در جایگزینی استفاده شوند. مرگ و میر حین جراحی ۲-۱% برای کامیشروتومی میترال و ۵-۲% برای جایگزینی دریچه میترال است .
پیش گیری : پروفیلاکسی اندوکاردیت باکتریال برای اعمال Invasive دهان و دندان باید در تمام طول عمر انجام شود . درمان مناسب فارنژیت استرپتوکوکال باید به سرعت ا نجام شود تا احتمال ایجاد تب روماتیسمی را به حداقل برساند . پروفیلاکسی علیه عفونتهای استرپتوکوکال و عود تب روماتیسمی در بیمارانی که سابقه تب روماتیسمی دارند باید حداقل برای ۲۵ سال استفاده شود.
عوارض: ترومبوآمبولیسم ، عود تب روماتیسمی، اندوکاردیت باکتریال، هایپرتنشن ریوی، ادم ریوی
عوارض جایگزینی میترال : نشت کنار دریچه ای، ترومبوآمبولی، اندوکاردیت، اختلال عملکرد مکانیکال، خون ریزی به علت آنتی کواگولان ها.
Pitfal● l های مدیکال و قانونی:
ممکن است وخامت بیماری در زمان پریودهای تاکی کاردی به علت کاهش در برون ده قلبی که منجر به کاهش شدت سوفل ها می شود، تشخیص داده نشود. عدم انجام پروفیلاکسی با آنتی بیوتیکها برای عفونتهای بتاهمولیتیک استرپتوکوکی در بیمارانی که بیماری دریچه ای میترال دارند و پروفیلاکسی آندوکاردیت عفونی، عدم درمان آنمی و عفونتها در بیماران مبتلا به.
منبع : درمانگران حکیم خراسان
همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها





خبرگزاری ایسناسایت عصرایرانسایت فراروخبرگزاری فارسسایت دیپلماسی ایرانی