دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

مردی که محبوب نیست


مردی که محبوب نیست
آورام گرانت تنها مربی لیگ برتر است که از ابتدای ۲۰۰۸ تا کنون حتی یک مسابقه این لیگ را واگذار نکرده. او سپتامبر گذشته در حالی هدایت چلسی را به عهده گرفت که در رده پنجم بود و حالا آبی های لندن را به پله دوم جدول رده بندی رسانده. هرچند آنها هفته گذشته موفق شدند رکورد شکست ناپذیری شان را حفظ کنند اما تساوی یک - یک با ویگان در استمفورد بریج یک بار دیگر باعث شد فریاد هواداران از روی سکو ها شنیده شود که گرانت را محکوم به نشناختن شرایط می کنند.
اما بزرگترین مشکل گرانت این است که او ژوزه مورینیو نیست. مربی پرتغالی سپتامبر گذشته در حالی به خاطر اختلاف شدید با رومن آبراموویچ استمفورد بریج را ترک کرد که در نخسنین فصل حضورش در چلسی جام قهرمانی لیگ برتر را به هواداران هدیه کرد. افتخاری که فصل بعد هم تکرار شد و البته نباید چند جام حذفی و اتحادیه را هم فراموش کرد. وخب، تکرار موفقیت های او برای هیچ مربی دیگری آسان نیست.
اما در نگاهی منصفانه باید اعتراف کرد گرانت در هشت ماه گذشته رکورد خوبی به نام خودش ثبت کرده. مورینیو در شش بازی نخست فصل یک شکست و دو تساوی در کارنامه چلسی درج کرد. در حالیکه گرانت در ۲۸ مسابقه بعدی تنها ۷ تساوی و ۲ شکست را متحمل شد؛ آن هم شکست های خارج از خانه مقابل منچستر یونایتد و ارسنال. حال اگر چلسی در رقابت قهرمانی با منچستر مغلوب شود ( که به احتمال زیاد چنین خواهد شد)، اهمیت آن ۷ امتیاز اول فصل مشخص می شود.
چلسی قبل از ورود مورینیو هم تیم موفقی بود اما این مربی جاه طلب بود که آبی پوشان را به فاتحانی همیشگی تبدیل کرد. تیمی که می توانست ۹ ماه تمام از حریفانش پیش باشد. مورینیو همیشه یک برنده بود و اگر احیانا می باخت دلیلش به اندازه کافی قوی بود.
در روز های شکست مورینیو همیشه داستان خودش را داشت وجنجالی به پا می کرد که خشک و تر را با هم می سوزاند و فرقی نمی کرد دوست مورینیو باشی یا دشمنش. حذف چلسی از نیمه نهایی لیگ قهرمانان ۵-۲۰۰۴ در آنفیلد در نهایت به ضرر لوییس گارسیا تمام شد و گل او را زیر سؤال برد. گلی به عقیده مورینیو کاملاً مشکوک بود و اصلا وارد دروازه نشد.
اما نتایج فصل قبل (قهرمانی در جام اتحادیه و حذفی و نایب قهرمانی در لیگ برتر) که به گفته خود مورینیو بهترین نتایج چند سال اخیر او بودند این فرضیه را تقویت می کرد که در صورت عدم دخالت هیات مدیره و مصدومیت زیاد مورینیو می توانست نتایج بهتری هم کسب کند؛ شاید مثلا قهرمانی در لیگ برتر و حتی لیگ قهرمانان اروپا.
البته جاه طلبی های خوزه مورینیو به مذاق همه اهالی دنیای فوتبال خوش نمی آمد. نمی توان فوریه ۲۰۰۵ را فراموش کرد؛ همان روز هایی که چلسی با نتیجه صفر-۲ مقابل بارسلونا آن هم در نوکمپ به زانو درآمد تا مربی مغرور شیرهای لندن، فرانک رایکارد را به تبانی با داور مسابقه متهم کند و مدعی شود اخراج زود هنگام دروگبا در نیمه دوم نتیجه صحبت های مربی کاتالان ها با آندرس فریسک بوده. و چیزی نگذشت که داور سوئدی مجبور به خداحافظی زود هنگام از دنیای داوری شد چراکه خود و خانواده اش بارها از سوی هواداران چلسی تهدید به مرگ شده بودند.
مورینیو با آن اخلاقیات خاصش روح کار تیمی را در چلسی پرورش داد و دوباره هواداران و حتی آنهایی را که دوستش نداشتند متقاعد کرد برای پرواز چلسی بر فراز قله های پرافتخار جهان فوتبال برنامه های زیادی در سر دارد. یعنی درست همان فاکتوری که گرانت این روزها آرزویش را دارد.
بعد از این که چلسی تحت رهبری او مقابل تاتنهام در فینال جام اتحادیه به زانو در آمد یک بار دیگر بینش او نسبت به فوتبال زیر سؤال رفت. هواداران معتقد بودند او اصلا مفهوم و حساسیت فینال را درک نمی کند وگرنه حاضر نمی شد دروگبا و نیکلاس آنلکا را بدون اینکه با هم به هماهنگی لازم برسند در چنین مسابقه سرنوشت سازی به میدان بفرستد. گرانت بعد از تساوی هفته قبل مقابل ویگان مدعی شد: ما هنوز از دور رقابت خارج نشده ایم و حتی یک نتیجه بد برای منچستر یونایتد ما را به قهرمانی نزدیک خواهد کرد. و خب این چیزیست که از شیاطین سرخ بعید به نظر می رسد.
ممکن است گرانت بتواند آن معجزه ای را که تونی بارتون سال ۱۹۸۲ در استون ویلا پیاده کرد در چلسی تکرار کند؛ بارتون در اواسط فصل به ویلا پیوست و توانست تیمش را به قهرمانی در رقابت های اروپایی برساند. هرچند قهرمانی چلسی در فصل جاری تقریباً محال به نظر می رسد اما فراموش نکنید شاگردان چلسی پله دوم جدول رده بندی را از آن خود کرده اند و حتی به نیمه نهایی جام قهرمانان اروپا رسیده اند... یعنی همان نتایجی که چند فصل قبل به اخراج کلودیو رانیری منجر شد.
فاطمه حلاجی
منبع : روزنامه ایران ورزشی