جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

وقتی پای کوچک‌ها، روی قلب بزرگان است


وقتی پای کوچک‌ها، روی قلب بزرگان است
● کمتر شدن فاصله‌ها، مصائب عاشقان فوتبال
بدون تردید دیگر مانند گذشته نمی‌توان با خیالی آسوده، قلم به‌دست گرفت و با نگاهی گذرا به‌نام تیم‌ها، در مورد صعود آنها به مرحله بعدی، به گمانه‌زنی پرداخت؛ چرا که کمتر شدن فاصله و تلاش فیفا برای جهانی شدن کیفیت فوتبال، کار بزرگان را برای صعود، نسبت به گذشته دشوارتر کرده است.
● گمانه‌زنی دشوار شده است
تا یکی، دو دهه قبل با نگاهی گذرا به تیم‌های حاضر در جام‌ جهانی بدون درنگ، گمانه‌زنی‌ها بر اساس نام و نشان آنها شروع می‌شد! به‌طور مثال اگر برزیل و سوئد با ۲ تیم آسیائی و آفریقائی با تیم‌های کوچک آمریکای‌شمالی و مرکزی هم‌گروه می‌شدند، بلافاصله صعود این ۲ تیم در اذهان تداعی می‌شد یا در اوایل دهه ۹۰ میلادی که کشورهای جدا شده از شوروی و بلوک شرق، گام به میدان نهادند. روی آنها نیز حساب چندانی باز نمی‌کردند، در حالی‌که اینک با کوتاه و کوتاه‌تر شدن فاصله‌ها و اینکه فیفا به‌عنوان یک هدف اصلی، برای جهانی شدن کیفیت فوتبال تلاش می‌کند، دیگر مانند گذشته نمی‌توان و نباید پا را روی پا انداخت و با چشم بر هم زدنی، در ارتباط با صعود تیم‌ها (دست‌کم از مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۰۶) اظهارنظر کرد.
در این رهگذر با نگاهی گذرا به گروه‌های هشت‌گانه، درمی‌یابیم کار صعود از مرحله اول، کم و بیش دشوار می‌نماید. به‌عبارت دیگر، در کنار نام‌های بزرگی چون برزیل، آرژانتین، ایتالیا، انگلستان و فرانسه که با کسب قهرمانی جهان و کیفیت بالائی که دارند از مکان بالقوه صعود برخوردار هستند، آلمان به‌عنوان میزبان و نه به‌خاطر پیشینه‌ای که دارد، همراه با پرتغال، سوئیس و مکزیک نیز از جمله تیم‌هائی به‌شمار می‌روند که در گمانه‌زنی‌ها، از شانس‌داران صعود هستند اما اگر قرار بر صعود این تیم باشد، پس نباید از بخت ایران، آنگولا و ژاپن سخن به میان آورد! یا اگر صعود آرژانتین از جمله ”بایدها“ به حساب می‌آید، پس تکلیف هلند، صربستان و ساحل عاج چه خواهد شد؟
۳ تیمی که هر کدام در قد و قواره یک صعودکننده به‌نظر می‌آیند! در سایر گروه‌ها نیز اوضاع و احوال به همین گونه است؛ به‌طور مثال چگونه می‌توان با وجود برتری‌های غیرقابل انکار برزیل، کاررونالدینیو و یارانش که هر کدام یک ستاره به حساب می‌آیند را برای صعود، در تقابل با کرواسی، استرالیا و ژاپن (که روی کاغذ، ضعیف‌تر از قهرمان ۵ دوره جام جهانی به‌نظر می‌رسند) ساده و از قبل تمام شده پنداشت.
اگرچه نباید در مورد صعود برزیل، تردید روا داشت، اما می‌توان برای تیمی مانند ژاپن با استرالیا هم شانس قایل شد. در ارتباط با فرانسه نیز شرایط دشوار است؛ چرا که جدا از سوئیس که در سال‌های اخیر، پیشرفت فراوانی داشته است، کره‌جنوبی و توگو به‌ویژه چشم بادامی‌ها نیز خود را شایسته صعود می‌دانند. در واقع فرانسه و سوئیس به‌عنوان ۲ اروپائی و ۲ تیمی که بالقوه می‌توانند صعود کنند، هرگز نباید و نمی‌توانند از پیش خود را در جمع ۱۶ تیم مرحله بعدی بینند.
کمتر شدن فاصله با وجود تفاوت‌های کیفی از اینکه فاصله کمتر شده و دیگر نمی‌توان تقسیم‌بندی ضعیف و قوی را به‌گونه‌ای مطلق در نظر گرفت، تردیدی وجود ندارد و به تبع چنین واقعیتی نیز نباید و نمی‌توان آفریقائی‌های تازه‌وارد، آسیائی‌ها و یا کشور کوچکی چون توباگو را به‌عنوان کیسه یوکس جام‌جهانی ۲۰۰۶ تلقی کرد اما بازهم بدون تردید، از منظر کیفی، میان گروهی از تیم‌ها از برزیل، آرژانتین و انگلستان گرفته تا ایتالیا و هلند و فرانسه و چک و اسپانیا با دیگران، تفاوت‌هائی وجود دارد که در راستای عوامل جغرافیائی آب‌وهوا عوامل ژنتیکی، اقتصادی و اجتماعی قابل توجیه و تجزیه و تحلیل است. در واقع با وجود راحت نبودن کار برزیل برای صعود، نمی‌توان از تفاوت تاکتیکی و تکنیکی میان این تیم با ژاپن و استرالیا غافل ماند و یا در حالی‌که شاگردان لیپی در رقابت با چک، آمریکا و غنا کار دشواری برای صعود پیش‌رو دارند، اما غنای تکنیکی و نظم تاکتیکی لاجوردی‌پوشان نه تنها با آمریکا و غنا قابل قیاس نیست حتی در تقابل با چک‌های قدرتی و تاکتیک‌پذیر هم، بالاتر و جذاب‌تر می‌نماید.
● جام‌جهانی با حضور بزرگان جذاب می‌شود
به هر حال با وجود نام‌های بزرگ در گروه‌های هشت‌گانه (که هر کدام برای خود، ادعائی در حد و اندازه قهرمانی دارند) و با قبول رقابت‌های دشوار و حتی تنگاتنگ در تمام گروه‌ها (به‌عنوان مثال در گروهی که هلند و آرژانتین در کنار ساحل عاج و صربستان قرار دارند) اما واقعیت و تجربه در کنار احساس و نگاه خاصی که نزد فوتبال‌دوستان در سطح جهان برای یک یا چند تیم وجود دارد، ما را به سمت و سوئی می‌برد که دوست داریم به گمانه‌زنی‌های کلاسیک بپردازیم.
در این رهگذر و به‌طور مثال، چگونه می‌توان از جذابیت‌های برآمده از حضور برزیل، آرژانتین، ایتالیا، چک، هلند، فرانسه، اسپانیا و انگلستان در مراحل بعدی به سادگی چشم پوشید و در پی آن بود که تازه‌واردهائی چون اوکراین، توباگو، غنا، آنگولا یا عربستان، پاراگوئه، استرالیا و تونس به مرحله بعدی صعود کنند! آیا برای چشم‌های بی‌تاب آنهائی‌که فوتبال ناب را در هنرنمائی مردانی چون رونالدینیو، کاکا، رنالدو، بهکام، جرارد، رونی، دل‌پیه‌رو، تونی، ندود، رائول، مسی، آنری، زیدان، ماکلله و ... جست‌وجو می‌کنند، می‌توان به انکار فاصله‌ها پرداخت؟ آیا می‌توان به آنها گفت که فینال جام جهانی ۲۰۰۶، قرار است میان توباگو و صربستان برگزار شود؟!
بدون تردید و با وجود کمتر شدن فاصله میان تیم‌ها و با تمام تلاشی که برای جهانی شدن کیفیت فوتبال به‌عمل آید، اما در جام‌جهانی نباید انتظار داشت که به‌جای برزیل و فرانسه، و به‌جای آرژانتین و هلند و یا ایتالیا و چک تیم‌هائی به مراحل بعدی راه یابند که یارای به بند کشیدن قلب و احساس میلیاردها مردم فوتبال زده را دارا نیستند. بدون تردید برای مردم و دست‌اندرکاران کشوری چون عربستان، پاراگوئه، اوکراین، استرالیا، غنا، ساحل عاج، آنگولا و توباگو درخشش در جام جهانی و بر جای نهادن عملکردی فراتر از انتظار و در نهایت حضور در مراحل پایانی جام‌ جهانی، افتخاری بزرگ و مایه بیداری غرور ملی و همچنین منافع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فراوانی به حساب می‌آید. اما آن روی دیگر سکه را چه باید کرد؟ چشم‌های منتظر و قلب‌های هیجان‌زده اکثریت مردم جهان در کجای کار قرار خواهند گرفت؟ نه! واقعیت این است که با همه احترامی که باید برای همه تیم‌ها از برزیل تا توباگو قائل شد و با قبول اینکه، امکان بروز برخی نتایج خوب (بدون در نظر گرفتن نام و نشان تیم‌ها وجود دارد) برای نگارنده که از ته دل دوست دارد ایران درخشش معجزه‌کننده‌ای در آلمان داشته باشد، جام جهانی ۲۰۰۶، بدون حضور برزیل، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، آرژانتین، هلند، چک، اسپانیا و پرتغال از مرحله حذفی به بالا لطف، زیبائی، هیجان‌ و ماهیت ناب خود را از دست می‌دهد و صد البته اینکه تیم‌های شگفتی‌ساز و در صدر آنها ایران، ژاپن، کره‌جنوبی، ساحل عاج و استرالیا نیز در جمع ۱۶ تیم مرحله یک‌هشتم نهائی جائی داشته باشند، به هیچ روی نظریه منطقی و احساسی بیان شده، منافات نخواهد داشت.
منبع : روزنامه ابرار ورزشی