جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

سخن رهبری را جدی گرفته ایم؟


سخن رهبری را جدی گرفته ایم؟
"اتحاد ملی و انسجام اسلامی" شعار برگزِیده امسال است که پشتوانه پیام نوروزی رهبری را با خود دارد. فهم بنده از طرح این شعار از طرف ایشان این است که حرکت همه نهادهای کشور در امسال می باید این سمت و سو را با خود داشته باشد.
در تارنماها و رسانه ها دیدم و شنیدم که احزاب و گروههای سیاسی در قالب "بایدها" و "نبایدها"ئی به این موضوع پرداخته اند. اما به گمان من، تا آنجا که به نهادهای سیاسی و مدنی مربوط است، این آرزو را با صرف بایدها و نبایدها نمی توان، حتی بطور نسبی، محقق کرد. صرف سخنرانی و تکرار کردن سخن رهبری هم که در عمل کافی نیست. کار ایشان در این موارد مشخص کردن جهت است و کار ما کشف و تعریف و تعقیب راهکارها و فراهم آوردن ملزومات آن است که کار ساده ای هم نیست. هم قدرت فکر و عمق نظر می خواهد و هم تجربه و پشتکار. اگر این نهادها، از چپ و راست و میانه، راست می گویند می باید از کلیات فراتر بروند و به راهکارها بپردازند. کشف این راهکارها محتاج مهندسی و برنامه ریزی است که به نوبه خود نیازمند اولا اراده جدی سیاسی و ثانیا پیگیری و علمی عمل کردن است.
نفس اینکه چنین شعاری مطرح می شود حاکی از آن است که چیزی در این میانه کم است. این فقدان لابد معلول عللی است که بعضی ریشه تاریخی دارند و بعضی به حال باز می گردند. به قول اهل فلسفه، علل موجده، علل مبقیه هم هست. مشکلات ما در "عمل" ناشی از مشکلات ما در "نظر" هم هست، و پس از آن است که می باید و می توان به پیشنهادهای عملی و مهندسی فکر کرد که محتاج حوصله و مداومت است. پس عقلا نمی شود همان دیدگاهها که داشتیم همچنان داشته باشیم و بر همان راه که می رفتیم همچنان برویم و با صرف سخنرانی، مهمانی دسته جمعی ، روبوسی عید و تعارفات و این قبیل امور، انتظار نتیجه ای متفاوت از آنچه هست داشته باشیم. تحقق این هدف ملزوماتی دارد که می باید آنها را جدی گرفت.
اگر قرار است خون تیره و تلخ در رگهای جامعه به شیر سفید شیرین تبدیل شود می باید نطفه فرزند نوی در رحم جامعه سیاسی و فرهنگی بسته شود. در طی دوران حاملگی است که تحول تدریجی از تیرگی و تلخی به سفیدی و شیرینی آغاز می شود تا به زایمان بینجامد. ضرورتهای موجود ایران به ما می گوید که "این مثنوی تاخیر" هم شده است و جبران آن هم یکروزه ممکن نیست.
مدتی این مثنوی تاخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد
تا نزاید بخت تو فرزند نو خون نگردد شیرین خوش شنو
و می دانیم که هر زایمانی، هرچند طبیعی، همراه با درد هم هست. و مادر جامعه، به سائقه مادری، این درد را به شیرینی تحمل خواهد کرد. پس باید، قبل از هر چیز، ظرفیت "مادری" جامعه را باور و به آن اعتنا کنیم و او را عقیم نپنداریم.
□□□
"بازگرد اکنون که ره بیراه شد". به اصل سخن باز گردم. چه باید کرد؟ چه سوال بزرگی؟ بگذارید تقارن روز اول بهار امسال ایران را با اول ربیع الاول (نخستین بهار) به فال نیک بگیریم، و گرمی خورشید تعالیم مولود مبارک این ماه، رسول خدا (ص)، را دستمایه همتی برای تصحیح نگاه و یافتن راه قرار دهیم.
□□□
یکی از شاگردان بزرگ آن بزرگوار، مولانا جلال الدین، به ما یادآور شده است که جهات مختلف شرق و غرب و شمال و جنوب وقتی پدید می آیند که از خورشید فاصله می گیریم. به همان میزان که به خورشید نزدیک شویم، حس ما از این جهات رنگ می بازد و تعینات ناشی از آنها بلاموضوع می شود. هرگام که به سوی خورشید برداریم، یک گام از دوئی های منبعث از جهات اعتباری دور می شویم:
هان و هان ناقه حقیم تعرض مکنید تا نبرد سرتان را سر شمشیر اجل
سوی مشرق نرویم و سوی مغرب نرویم تا ابد گام زنان جانب خورشید ازل
"والشمس و ضحیها" ( سوگند به خورشید و نورافشانی اش). اما نمی شود بدون اینکه از جای خود تکان بخوریم و گامی به سوی خورشید بازگردیم انتظار گرمای بیشتر و محو جهات و تفرقه ها را داشته باشیم. برای اینکه معنای سخن قرآنی "و لله المشرق والمغرب، فاین ما تولوا فثم وجه الله" ( مشرق و مغرب از آن خداست و به هر سو رو کنید رو به سوی خداست) را درست بچشیم و به فهم تذکر پایان آیه: "ان الله واسع علیم" (بیگمان خدا گشایشگر داناست) برسیم، می باید بتوانیم معنای آرزوی در درون کعبه بودن را حس کنیم که در آنجا رسم قبله مطرح نیست:
در درون کعبه رسم قبله نیست نی غم ار غواص را پاچیله نیست
راز همدلی هم همین است که الزاما منافاتی هم با ناهمزبانی ندارد. در این صورت است که از درون مجموعه زبانها و بیانهای مختلف، یک "زبان محرمی" پدید می آید که لازمه همدلی است :
ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است همدلی از هم زبانی خوشتر است
چرا که به گفته قرآن کریم: "گرامی ترین شما نزد خدا با تقوی ترین شماست" و این ملاک جمعی، نه تنها منافاتی با گونه گون بودن فرهنگها و قالبهای بیان آن فرهنگها ندارد که اتفاقا در جای خود موجب آشنائیها و شناخت متقابل و در نتیجه باروری جمعی هم می شود. "و جعالناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا" (شما را در هیات اقوام و قبییله هائی درآورده ایم تا آشنائیهای متقابل میان شما پدید آید).
□□□
سخن کوتاه می کنم و بسط این بساط مفهومی را به مجال دیگری وا می گذارم و پیشنهاد می کنم که مجلس شورای اسلامی که، به فرمایش امام، در راس امور است، برای یافتن راهکارهای، حداقل نسبی، در تحقق بخشیدن به آرزوی مندرج در شعار "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" پیشگام شود و در این راه از شعار بگذرد. هم علمی بیندیشد و هم علمی برنامه ریزی کند. مرکز پژوهشهای مجلس نهاد مناسبی برای تدارک این مقدمات علمی است. اهداف نباید چنان تعریف شوند که، در مرحله فعلی از فرط بزرگی و فراگیری، راه را بر عمل ببندند ولی می باید چنان باشند که بتوانند مقدمات تحقق اهداف بزرگتر را برای آینده فراهم کنند.
اگر اجمال این ضرورت به جد پذیرفته شود و اراده سیاسی بر آن تعلق گیرد، برای بسط و تفصیلش می شود وقت گذاشت و بنده هم، به سهم خود، در آن موقع حرفهائی خواهم داشت که ممکن است کمکی بکند. و خداوند از ما چیزی خارج از توانمان نخواسته است: و لا یکلف الله نفسا الا وسعها.
دکتر احمد جلالی
منبع : سایت الف