پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

۳۰ نوامبر ۲۰۰۴ ـ بحران انتخاباتی اوکراین در نهمین روز - نگاهی کوتاه به تاریخ اوکراین و اوکراینی ها


۳۰ نوامبر ۲۰۰۴  ـ  بحران انتخاباتی اوکراین در نهمین روز - نگاهی کوتاه به تاریخ اوکراین و اوکراینی ها
در نهمین روز از بحران انتخابات اوکراین ( ۳۰ نوامبر ۲۰۰۴ ) که سایر اخبار جهان را همچنان تحت الشعاع قرار داده و کبریت جنگ سرد تازه مسکو با غرب را کشیده و می رود تا فصل جاری تاریخ جهان را که در ۱۹۹۱ باز شده است ببندد؛ از اشاره کوچما رئیس جمهور آن کشور که روزهای آخر زمامداری را می گذراند سوء استفاده بسیار شده بود. وی در خلال مطلبی گفته بود که به خاطر حفظ تمامیت اوکراین و آرامش، تجدید انتخابات نظر بدی نیست. ما نباید بگذاریم که اوکراین به دو بخش تقسیم شود.
خبرگزاری ها یی که منبع اخبار رسانه ها در اکناف جهان هستند این اظهار کوچما را بدون توجه به این که وی قبلا برنده شدن نخست وزیر کشور، یانوکوویچ را رسما تایید کرده بود به عنوان تصمیم رسمی و قطعی وی مخابره کرده و بسیاری از روزنامه ها به استناد گزارش این خبرگزاری ها تیتر زده بودند که کوچما با تجدید انتخابات موافقت کرد.
همچنین تحریف اظهار یانوکوویچ ، که گفته بود که اگر وجود تقلب در انتخابات ۲۱ نوامبر از سوی دیوان عالی تایید شود، حاضر به تجدید انتخابات در آن حوزه هاست. این اشاره را هم برخی خبرگزاریها به صورت موافقت قطعی او با تجدید انتخابات مخابره کرده بودند. حال آن که یانوکویچ به آرمیتاژ معاون وزیر خارجه آمریکا گفته بود: اگر رای به نفع بازنده انتخابات و در تایید دادخواست این فرد مبنی بر وجود تقلب در انتخابات صادر شود انفصال بخش جنوبی و شرقی اوکراین که زادگاه اوست اجتناب ناپذیر خواهد بود. گفت و گوی آرمیتاژ با یانوکوویچ برای این بود که درخواست کند تلاش خود را بکار برد تا اوکراین ۴۸ میلیونی تجزیه نشود. در نظر غرب، اوکراین بدون کریمه و سواحل دریای سیاه ارزش استراتژیک ندارد.
به موازات مذاکرات آرمیتاژ. کولن پاول وزیر امور خارجه آمریکا نیز تلفنی با کوچما تماس گرفت و نگرانی آمریکا را از احتمال تجزیه اوکراین به او اطلاع داد. در پی همین مکالمه بود که گزارش داده شد کوچما گفته است که شاید راه حل، تجدید انتخابات باشد. در پی انتشار « تحریف » این گفته، برخی از هواداران یانوکوویچ شایع کردند که آمریکا پول فراوانی توزیع کرده ، و به شماری هم رشوه کلان و وعده اقامت در آن کشور را داده است.
۲۹ نوامبر طرح برکنار کردن یانوکوویچ از نخست وزیری اوکراین از طریق رای عدم اعتماد پارلمان، آراء لازم را به دست نیاورد و رد شد. و این در حالی بود که عمارت پارلمان در محاصره هواداران بازنده انتخابات بود . تظاهرکنندگان که با فشار وارد لابی پارلمان شده بودند درخواست داشتند که دوباره رای گیری شود.
دیوان عالی اوکراین در پی نخستین جلسه خود، از نخست وزیر ( یانوکوویچ ) خواست که تا آخر وقت سه شنبه ( ۳۰ نوامبر ) به موارد تقلب که شاکی مطرح داشته پاسخ کتبی بدهد. این درخواست به صورت ضرب الاجل داده شده بود. یانوکوویچ در انتخابات ۲۱ نوامبر ۸۷۱ هزار و ۴۰۲ رای بیش از رقیب خود آورده است.
ضمنا تظاهرکنندگان مخالف یانوکوویچ در شهر « کی اف » پسر او را کتک زدند و یکی از بستگانش را از شهر فراری دادند. امور اداری در « کی اف » از روز پس از انتخابات که ۲۱ نوامبر انجام شد بر اثر این تظاهرات تقریبا فلج شده است.
تفسیر روزنامه ها امروز هم عمدتا پیرامون آغاز جنگ سرد تازه ای در اروپا دور می زد برخی چنین اظهار عقیده کرده بودند :
ــ روسیه از این پس همانند عهد شوروی به استفاده از حق رد ( وتو ) در شورای امنیت برضد هرگونه قطعنامه سه کشور بلوک غرب دست خواهد زد.
ــ اوضاع اوکراین میدان آزمایش دوستی بوش و پوتین شده است.
ــ روابط غرب با روسیه پس از ۱۳ سال به چاله و دست انداز افتاده است. جنگ سرد سابق بود که آلمان و ژاپن را زنده کرد و رونق داد ولی این دو کشور دو ستون جنگ سرد بعدی خواهند بود و آسیب خواهند دید.
ــ اگر جنگ سرد تازه به همان گونه که آغاز شده ادامه یابد، دست آمریکا در عراق و افغانستان به اندازه امروز باز نخواهد بود و سوریه مانند امروز خاموش و ساکت نخواهد نشست و ....
در لندن «تام فنتون» مفسر قدیمی رسانه ها گفته بود که جنگ بر سر موازنه قدرت در اروپا است و طرفین از مرافعه بر سر انتخابات اوکراین برای تعرض به یکدیگر استفاده کرده اند. روسیه می خواهد بلوک خود را دوباره تشکیل دهد. روسها از دست رفتن اوکراین را تحمل نخواهند کرد و آماده پرداخت هرگونه هزینه برای آن هستند.
بحران اوکراین ۴۸ میلیون نفری که از ۳۳۴ سال پیش تا ۱۹۹۱ ( به مدت ۳۲۱ سال ) ضمیمه و یا درکنترل روسیه بود ایجاب می کند که نگاهی کوتاه به تاریخ این سرزمین افکنده شود.
اوکراین به سبب داشتن دو رود بزرگ دنیستر و دنیپر و رسوبات و جلگه های حاصلخیز و موقع جغرافیایی استراتژیک، همواره مطمح نظر اقوام مهاجر و مورد توجه قدرتهای استیلاگر بود. ساکنان اوکراین قدیم عمدتا سیتی ها بودند که امپراتوری ایران ایشان را از ماوراء شمال شرقی این امپراتوری دور ساخت و به اروپا عقب زد. دسته ای از سیتی ها که مطیع امپراتوری ایران بودند در سیستان ساکن شدند که به نام آنهاست. در عهد ساسانیان هم امپراتوری ایران خزرها را از اطراف دریای مازندران به اوکراین فراری داد که مهاجرت آنان به اوکراین تا پایان سده هفتم میلادی( پایان قدرت ساسانیان) ادامه داشت. به موازات خزرها، هونها و آوارها و پیش این سه قوم، گوتها در اوکراین مستقر شدند. هونها را هم ساسانیان ایران به اوکراین فراری داده بودند که بعدا در مجارستان ( هون گری ــ کشور هونها ) که همسایه جنوب غربی اوکراین است استقرار یافتند. از اواخر قرن نهم به کسانی که در اوکراین شمالی زندگی می کردند عمدتا « روسهای کی یفی » می گفتند و خودمختاری داشتند. از سال ۱۱۸۷ بود که نام « اوکراینا » به گوش رسید و به این سرزمین اطلاق شد. سرزمین فئودالیته اوکراین در سال ۱۲۲۳ توسط مغولها تصرف شد که دهها سال بر آنجا حکومت کردند و خان نشین کریمه مدتها پس از خروج مناطق دیگر اوکراین از دست مغولها ، همچنان پا برجا بود و برای این که دست تنها نماند خود را دست نشانده عثمانی کرده بود. از اواخر قرن چهاردهم، لهستانی ها بنای دست اندازی به اوکراین غرب رود دنیپر را گذاردند که بعد از آنها لیتوانیایی ها به این منطقه تعرض کردند و عثمانی نیز وارد جنوب اوکراین شد و آخر سر حکومت مسکوا ( روسیه) و سوئد هم به اوکراین نظر انداختند و درگیری نظامی این قدرتها و بعضی اوقات سازش آنها با یکدیگر بر سر اوکراین آغاز شد. اوکراین از سال ۱۴۹۰ به مدت دهها سال گرفتار شورش قزاقها ( قزاق یا کوزاک به زبان ترکی یعنی یاغی ) بود تا سرانجام روسیه بر همه رقباء فائق آمد و سرکردگان اوکراین مطیع پتر اول تزار روسیه شدند. روسها در سال ۱۷۲۰ بکاربردن زیان اوکراینی را در سازمانهای عمومی و مدارس ممنوع کردند و کوشیدند که کلیساهای کاتولیک قسمت غربی اوکراین ارتباط خود را با « رم » قطع کنند. در سال ۱۷۸۷ یک تزار روس شهر « دنیپروپترفسک » را در اوکراین ساخت و شرق و جنوب اوکراین به تدریج رنگ و خصلت روس به خود گرفت که در حال حاضر هم بیش از ۲۰ درصد اوکراینی ها خود را روس دانند. در جریان معارضات قدرتهای اروپایی باهم در قرون ۱۸ و ۱۹ تا اضمحلال امپراتوری اتریش، قسمتهایی از غرب و جنوب غربی اوکراین امروز در دست این امپراتوری بود که بر چک اسلواکی و مجارستان تسلط داشت. بعضی اوقات هم این مناطق دست به دست می شد. قسمتهای غربی اوکراین که پیش از جنگ جهانی اول در کنترل امپراتوری اتریش و بعدا لهستان بود پس از جنگ جهانی دوم ضمیمه اوکراین شوروی شد که ساکنان آنجا این روزها با «یانوکوویچ» مخالفت می کنند. از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و در دوران جنگ داخلی روسیه، چند سالی اوکراینی ها از استقلال برخوردار بودند که جنگ داخلی امپراتوری روسیه با پیروزی بلشویکها پایان یافت و استقلال اوکراین هم به پایان رسید. به تصمیم لنین ، هنگام تبدیل امپراتوری روسیه بر حسب ملیتهایش به اتحاد شوروی ، اوکراین هم یک جمهوری ساویت اعلام شد و چون احتمال فروپاشی این اتحادیه که بر پایه ایدئولوژی و ایدئوکراسی ( حکومت مسلکی ) تاسیس شده بود نمی رفت خطوط مرزی جمهوری ها دقیق نبود و قسمتی هایی از جمهوریها داخل مرزهای یکدیگر شدند که عامل مشکلات امروز و بهانه درگیری های احتمالی بعدی خواهد بود.
در دسامبر ۱۹۹۱ به تصمیم سه نفر، بوریس یلتسین، لئونید کراوچوک ( از اوکراین ) و رئیس جمهور وقت بلاروس، اتحاد شوروی بدون انجام رفراندم و یا مصوبه پارلمان کل منحل شد و اوکراین هم در چارچوب جامعه مشترک المنافع استقلال کامل یافت، ولی اوکراینی ها ساکن جنوب و شرق رود دنیپر که این کشور را به دو قسمت کرده است همچنان متمایل به روسیه هستند و زبان و آداب روسی خود را حفظ کرده اند و اتحاد با روسیه را بر نزدیکی به غرب ترجیح می دهند. در اوکراین ۲۳۲ هزار مایل مربعی، قسمتهای شرقی و جنوبی صنعتی و ثروتمندترند. در عهد شوروی بسیاری از رهبران آن اتحادیه از جمله برژنف، اوکراینی بودند.
منبع : تاریخ ایران و جهان در این روز