پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا
هدیه ازدواج

کسانی که این کار را می کنند عمل خود را این گونه توجیه می کنند که او (همسرشان) باید درست شود باید از این اشخاص پرسید: « چه کسی گفته که خود تو درستی و او بر خطاست» چطور کسی می تواند ادعا کند که خودش بر حق است و دیگری بر خطاست؟ آن هم در چه ؟ در تفسیرهای خودش از حق با شیوه ها و سلیقه های شخصی نکته این است که دو نفر که اطلاعات ،دانایی و توانایی تسلطشان بر نفس (تقوا) در ردیف یکدیگر است ( یعنی یکی معصوم نیست و آن دیگری انسان نادان آلوده به گناه) هر دو در معرض خطا و صواب هستند. اگر موضوع حق است و نه سلیقه های شخصی باز هم هر کسی از زن و مرد مسؤول کارهای خودش است. ضمن این که حق معیار خودش را دارد و همه وظیفه شناخت وعمل کردن به آن را دارند. هیچ کس وکیل و وصی حق نیست. کسی که منادی حق می شود حرفش در دل انسانهای مستعد جا می گیرد.
بعضی ها با بی انصافی و بی صداقتی پشت اسم اسلام و حقیقت سنگر می گیرند و خواسته ها ، سلیقه ها و حتی تربیت آبا و اجدادی خود را به اسم اسلام و حقیقت بر دیگری تحمیل می کنند. این افراد در واقع از اسم حقیقت یا اسلام یک سپر در برابر خواسته های خود ساخته اند تا در مقابل دیگران از خود دفاع کنند. چون معمولاً کسی که فشار وارد می کند مورد انزجار است. پس می خواهد حقیقت را خرج خود کند. او آن قدرشجاعت ندارد که بگوید من این طور میخواهم . اگر قرار بر هدایت کسی است می توان او را در شناخت معیارها کمک کرد . دادن شناخت هم با زور و جنجال ممکن نیست. مهم خود فرد است که بخواهد یا نه.
در زندگی مشترک قرار نیست که کسی خود را محور حق قرار دهد و بگوید دیگری باید طبق الگوهای من زندگی کند حتی اگر واقعاً بحق باشد. مثلاً «میهمان دوستی» کاری است اخلاقی اگر یکی از طرفین زن یا شوهر خیلی مهمان دوست است باز هم اجازه ندارد آن را بر همسر خود تحمیل کند. می تواند از خودش مایه بگذارد نه از همسرش و فقط می تواند او را راهنمایی کند.
این نکته که انسان ها باید بر محور حقیقت تربیت شوند و منطبق با آن تغییر کنند حرف کاملاً درستی است. اصل ارزش زندگی هم درهمین است. از طرف دیگر انسان ها نمی توانند و نباید نسبت به اصلاح خود جامعه و دیگری بی تفاوت و بی مسؤولیت باشند. اما نکته این است که راه اصلاح خود ، جامعه و دیگری بی تفاوت و بی مسؤولیت باشند . اما نکته این است که راه اصلاح هدایت است و نه اجبار. هدایت هم دادن شناخت است و باقی ، راه دل. در اینجا زور به کار نمی آید. البته این نکته با اجرای قوانین اجتماعی که نفع جمع را به دنبال دارد و دولت به عنوان پاسدار قانون موظف به اجرای آن است متفاوت است. این جا حرف از رابطه دو انسان است . در ارتباط با اصلاح شخصی انسان ها خودشان باید بخواهند که اخلاق حسنه داشته باشند و خود را اصلاح کنند. در این جا زور کاری نمی کند. مثلاً با استفاده از خیلی ابزارها می توان کسی را وادار کرد که راست بگوید ولی هدف از تربیت فقط راست گفتن نیست، راست گو بودن است و میان این دو تفاوت است. ( رجوع شود به کتاب پیرامون جمهوری اسلامی شهید مطهری).
رابطه صحیح بین دو انسان از تحمیل عقاید یکی بر دیگری حاصل نمی شود. وقتی کسی در زندگی مشترک بنا را بر این بگذارد که من می خواهم همسرم آن گونه باشد، این گونه نباشد این گونه عمل کند ، آن گونه عمل نکند، این کار را بکند ، آن کار را نکند و …. خواسته های خودش را بر دیگری تحمیل کند در واقع بنای یک رابطه ناسالم را گذاشته است . هر کس (اعم از زن و مرد) باید توجه داشته باشد که همسر او هم مثل خود او یک انسان است با طرز فکر ، دیدگاه ها ، علایق و سلایق ،باورها و حساسیت های خودش در یک کلمه هر کس یک شخصیت است و هویت خودش را دارد. چطور است که یکی می خواهد خودش باشد طبق همین اصل باید به دیگری هم اجازه بدهد که خودش باشد.
زندگی مشترک که بر محور من قرار گرفت دیگر زندگی مشترک نمی شود می شود زندگی من بر محور منیت خواسته های من ، نیازهای من، حرف من و ….. اگر زوجی هر یک بخواهند همه چیز حول محور خواسته های خودشان شکل بگیرد آن زندگی چه حالتی پیدا می کند؟ این دیگر زندگی شخصی ست که خواسته هایش را تحمیل می کند و مرگ دیگری و در این صورت اولی هم زندگی نمی کند. نهایت آن هم یا جدایی است و یا هر دو یک راه را در پیش می گیرند که جنگ است . در هر دو صورت از زندگی مشترک خبری نیست.
اگر کسی حساسیت های خاصی دارد که بدون رعایت کردن آنها زندگی برایش سخت است باید و باید قبل از ازدواج موافق با این حساسیت ها ،همسرش را انتخاب کند. در غیر این صورت این گونه بودن یا آن گونه بودن همسر او باعث آزار او میشود.
مثلاً اگر کسی همسری برگزیند که اهل میهمانی و سفر و برو و بیا و بریز و بپاش و خانواده شلوغ ، نمی تواند او را وادار کند که در خانه ای سوت و کور و ساکت وبی رفت و آمد وفاقد ارتباطات اجتماعی روزگار بگذراند.
دخترها و پسرهایی که کسی را به همسری قبول می کند با این فکر که پس از ازدواج او را تغییر می دهند، سخت اشتباه می کنند .زندگی مشترک برای ایجاد فشار و تحمیل کردن خود بر دیگری نیست . خانه میدان جنگ ، رو کم کنی، برد وباخت و … نیست، زندگی مشترک برای آرامش است. قرار است که خانه محل سکون و آرامش باشد . محلی برای گرفتن فشارهایی که از بیرون بر فرد وارد شده نه این که خود محلی برای اعمال و یا تحمل فشار باشد. خانه محل امن است جایی ست که جسم و جان و عقیده و سلیقه و احساس و باور و شخصیت و هویت و … هر کس در امان باشد ، نه مورد حمله و تجاور. در جنگیدن نمی توان از زندگی لذت برد. زندگی مشترک برای این است که زن و شوهر از هر لحظهی با هم بودن لذت ببرند. و این حاصل نمیشود مگر اینکه همدیگر را همان طوری که هستند دوست داشته باشند و بپذیرند.
نویسنده: گل پونه
منبع: مجله دختران شماره ششم
منبع: مجله دختران شماره ششم
منبع : بنياد انديشه اسلامي
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست