پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

پُرخوری بزرگ - La Grande Bouffe


سال تولید : ۱۹۷۳
کشور تولیدکننده : ایتالیا و فرانسه
محصول : ژان پی‌یر روسو
کارگردان : مارکو فرری
فیلمنامه‌نویس : رافائل آسکونا و فرری
فیلمبردار : ماریو وولپیانی
آهنگساز(موسیقی متن) : فیلیپ سارد
هنرپیشگان : مارچلو ماسترویانی، اوگو تونیاتزی، میشل پیکولی، فیلیپ نوآره، فلورانس جیروجتی، آندره‌آ فره‌نوئل و هانری پیکولی.
نوع فیلم : رنگی، ۱۳۳ دقیقه.


«سر آشپز اوگو» (تونیاتزی)، یک چهره تلویزیونی به نام «میشل» (میشل پیکولی)، «خلبان مارچلو» (ماسترویانی) و «قاضی فیلیپ» (نوآره)، برای مهمانی دوره‌ای و ارضای اشتهای‌شان برای غذای خوشمزه، این بار در منزل «فیلیپ» جمع می‌شوند. «فیلیپ» که پیشنهاد خرید خانه‌اش توسط سفارت چین را رد کرده، نخستین وانت گوشت را تحویل می‌گیرد و مهمانی شروع می‌شود. صبح روز بعد، «مارچلو» می‌گوید اگر زنی در کار نباشد، نمی‌ماند «فیلیپ» با «آندره‌آ» (فره‌ئول) ملاقات می‌کند، معلمه مدرسه‌ای که شاگردانش را به تماشای یادبودهای تاریخی باغ منزل «فیلیپ» آورده است. «آندره‌آ» دعوت «فیلیپ» به «آندره‌آ» پیشنهاد ازدواج می‌دهد. یکی از دخترها که از پُرخوری حالش بد شده، صبح روز بعد می‌رود و «میشل» هم برای ادامه به کمک احتیاج دارد. بعد، دو دختر دیگر هم می‌روند و «مارچلو» که بالاخره موفق شده ماشین کهنه در گاراژ را روشن کند، «آندره‌آ» را به باغ می‌برد. آن شب، «مارچلو» بعد از جروبحث با «فیلیپ» تصمیم می‌گیرد برود، اما صبح او را در ماشین یخ‌زده پیدا می‌کنند. در حالی که سر «اوگو» به «آندره‌آ‌»، پاته بزرگی را که «اوگو» تهیه کرده، رد می‌کنند و وقتی «اوگو» به تنهائی آن را می‌خورد، خفه می‌شود و می‌میرد. با رسیدن گوشت تازه، «فیلیپ» هم با خوردن یخ‌دربهشتی که «آندره‌آ» برایش آورده، می‌میرد. «آندره‌آ» به راننده وانت می‌گوید که گوشت‌ها را در باغ پخش کند، و خودش تنها وارد خانه می‌شود.
* پُرخوری بزرگ با معرفی چهار شخصیت اصلی‌اش - ماسترویانی، تونیاتزی، پیکولی و نوآره - در خانه یا محل کارشان آغاز می‌شود، طی صحنه‌هائی عاری از تأکید و تکه‌تکه که در آن‌ها تمرکز روی نکته‌های «تصادفی» و غرابت‌های کوچک رفتاری، تداعی‌گر فیلم دیگر فرری، دیلینجر مرده است (1968)، می‌شود. اما در حالی که آن فیلم طی کاوش وسوسه‌ها و مشغله‌های شخصیت پیکولی قصه را کنار می‌گذاشت، پُرخوری بزرگ مشاهداتش را در روایتی ماهرانه می‌گنجاند که رفته‌رفته به‌طرز مخاطره‌آمیزی به تمثیل‌پردازی نزدیک می‌شود. مجرد ساختن اخلاق بورژوائی به صورت نوعی مصرف‌گرائی استثنائی یادآور خود کدانی (پی‌یر یائولو پازولینی، 1969) است. در حالی که فیلم پازولینی تماشاگر را هم هدف قرار می‌دهد و در آن بورژواهای کاریکاتوری می‌دانند که جان به در خواهد برد، روایت واضح فرری شخصیت‌هایش را یک راست به سوی فنا(ی تا حدی خود خواسته) رهنمون می‌شود. فیلم، پاسخی تند به تجلیل‌های سینمائی از رفاقت مردانه نیز هست.