جمعه, ۲۲ تیر, ۱۴۰۳ / 12 July, 2024
مجله ویستا

دیگر کسی حق باختن ندارد


دیگر کسی حق باختن ندارد
كلاوس اوگن تالر امسال برای خود اهداف بزرگی را در نظر گرفته است. با اینكه او می داند داشتن شانس هم در فوتبال بسیار مهم است. سرمربی ۴۸ساله تیم ولفسبورگ آلمان در گفت وگو با اشپیگل در خصوص انتخاب درست بازیكن، صحبت های كنایه آمیز خود و چهره خود صحبت كرده است.
● آقای اوگن تالر در فصل گذشته بوندس لیگا چیزی نمانده بود كه شما به همراه تیم ولفسبورگ به دسته دوم سقوط كنید. در این فصل می خواهید چه كاری را بهتر از فصل گذشته انجام دهید
▪ ما سعی كردیم به تیم یك چهره و شخصیت جدید بدهیم. پنج، شش بازیكن از تیم رفتند و در عوض شش بازیكن جدید به تیم اضافه شدند. همان طور كه در فصل گذشته به بازیكنان گوشزد می كردم، امیدوارم تیم ما در این فصل با كیفیت بالاتر فوتبال بازی كند و به خصوص اتحاد تیمی خودش را حفظ كند. تیم ملی آلمان بهترین الگو برای تیم من است. آنها نشان دادند كه با اتحاد تیمی می توان به نتایج خوبی دست پیدا كرد. فوتبال یك ورزش تیمی است.
● آیا توانستید براساس خواسته خود تیم را برای این فصل ببندید
▪ من برای هر پستی كه نیاز به تقویت داشتیم سه بازیكن را نام بردم. بعد با هم بررسی كردیم كه چه گزینه هایی از نظر فنی و مالی امكان پذیر هستند. به هر حال من شرایط باشگاه را هم درك می كنم و نگفتم كه در دفاع به بازیكنی مثل لوسیو و در حمله به نیستلروی نیاز دارم. باشگاه ما از معدود باشگاه های آلمان است كه از نظر مالی در وضعیت نسبتا با ثباتی است. ولی ما آنقدر هم ثروتمند نیستیم كه بتوانیم بازیكن ۱۵ میلیون یورویی بخریم.
● برای شما فروش بازیكنانی مانند آندرس دی آلساندرو به اندازه آوردن بازیكنان جدید اهمیت داشت. كسانی بودند كه ادعا می كردند تیم ولفسبورگ جایگاه بازیكنان در حال بازنشستگی شده است.
▪ وضعیت تیم ما مانند یك جعبه پر از سیب است. اگر یك سیب این جعبه گندیده باشد وظیفه من است كه از بقیه سیب ها مراقبت كنم.
● خیلی ها می گویند ولفسبورگ جای مناسبی برای زندگی كردن نیست. آیا این ادعا، یافتن بازیكنان جدید را برای شما شوار نمی كند
▪ مهم شهر و یا محیط آن نیست. از من همیشه سئوال می كنند كه یك شهروند بایرنی چگونه می تواند به لوركوزن، جایی كه نمی توان در آن كوه ها را دید، برود. باور كنید كه در بایرن هم من كوه ها را نمی بینم. ولی به نظر من آنچه اهمیت دارد محیط كاری است كه در اینجا عالی است.
● فوتبالی كه شما دوست دارید از تیمتان ببینید چه فوتبالی است
▪ خیلی راحت است كه من به شما بگویم ما می خواهیم فوتبال جذاب و هجومی بازی كنیم. می دانم كه مشكل كار ما چه بود. ما موقعیت های كم گلزنی داشتیم و از موقعیت های خوبی هم كه به دست می آوردیم تعداد اندكی را می توانستیم تبدیل به گل كنیم. بعد هم اجازه دادیم حریف موقعیت های زیادی ایجاد كند و گل های زیادی هم خوردیم. ولی من می خواهم تیمم در این فصل طوری بازی كند كه طرفداران بگویند در این تیم رد پای مربی دیده می شود.
● ولی مربی ای مانند رالف رانگنیك ترجیح می دهد برای پنج سال به یك تیم دسته سومی مانند هوفن هایم برود تا بتواند آن تیم را از نو و با سلیقه خودش بسازد.
▪ شاید این كار اشتباهی نباشد. در فصل گذشته و تا تعطیلات زمستانی، هشت مربی از كار بركنار شدند این واقعا وحشتناك است. امروزه اگر به عنوان مربی تیمت دوبار پشت سر هم شكست بخورد این خطر وجود دارد كه بیكار شوی. به نظر می آید كه دیگر كسی حق باختن ندارد. ولی واقعیت این است كه هنوز هم در هر بازی دو تیم به میدان می آیند كه هر دو آنها می خواهند برنده شوند.
● آیا برای همین است كه مصاحبه های شما بعد از بازی ها بیشتر كنایه آمیز است
▪ فكر می كنم حرف های من بیشتر فی البداهه باشد. اگر هم كنایه آمیز به نظر می رسد، بیشتر به خاطر این است كه بعضا یك سئوال در طول چهار هفته، دوازده بار از من پرسیده می شود. هر انسانی رفتار خاص خودش را دارد. مهمت شول یك بار گفته بود كه سه سال طول كشیده تا او شوخی های من را درك كند.
● آیا در اینجا كسی شما را درك می كند
▪ فكر می كنم در اینجا كسانی هستند كه من را درك كنند.
● گفته می شود شما بی صبر هستید. خودتان می گویید كه این هم نقطه ضعف و هم نقطه قوت شما است
▪ درست است حتی اگر این مسئله در ابتدا متناقض به نظر برسد. من در كار كردن با بازیكنان صبر زیادی دارم ولی در رسیدن به موفقیت و دیدن بازی بی نقص از تیمم بسیار كم صبر هستم. ولی این امكان پذیر نیست. بازیكنان هم انسان هستند و اشتباه می كنند و همكار من در تیم حریف هم از بازیكنانش بازی بی نقص می خواهد. پس باید یاد بگیرم كه صبر داشته باشم.
● اما چگونه می توان صبر داشتن را یاد گرفت
▪ در اینكه شما بتوانید به راهی كه انتخاب كرده اید ادامه دهید برای مثال با بچه ها هم باید صبر داشته باشید. وقتی دختر سه ساله من گل ها را از باغچه می كند به او می گفتم تو اجازه نداری این كار را بكنی. ولی او فردای آن روز این كار را باز هم تكرار می كرد.
● شما آرام می مانید ولی صورت شما شكسته شده و چین و چروك زیادی دارد.
▪ بالاخره یكی زخم معده می گیرد و یكی هم صورتش شكسته می شود. من ترجیح می دهم صورتم چین و چروك داشته باشد.
● فوتبالیست ها كار های تبلیغاتی زیادی می كنند. شما هم حاضر هستید برای یك كرم ضدچروك مردانه تبلیغ كنید
▪ من باید از محصولی كه قرار است آن را تبلیغ كنم مطمئن باشم. اگر كرمی وجود داشته باشد كه بتواند چین و چروك صورت را از بین ببرد، چرا كه نه. ولی من تا به حال چنین محصولی را پیدا نكرده ام و حاضر هم نیستم عمل كنم.
● همانگونه كه در دیگر افراد می توان از كف دست آنها خصوصیات اخلاقی شان را دید، می توان از صورت شما به این قضیه پی برد.
▪ ولی در نهایت باز هم كسی من را به درستی نمی شناسد.
گفت وگوی اشپیگل با كلاوس اوگن تالر،مربی ولفسبورگ
مالته اوبرشلپ و راینر شفر
ترجمه:علی بوذری
منبع : روزنامه شرق