دوشنبه, ۱۰ بهمن, ۱۴۰۱ / 30 January, 2023
مجله ویستا


غیرمجاز پرطرفدار


غیرمجاز پرطرفدار
اندکی قبل از اینکه تنش های سیاسی روابط ایران و انگلستان را در آستانه قطع شدن قرار دهد، مارتین هاجسون خبرنگار مجله آبزرور و روزنامه گاردین از تهران دیدن کرد. او دریافت که گروههای هوی متالی در ایران هستند که اشعاری از شاعران ایرانی را می خواندند و زنانی در گروههای موسیقی پاپ فعالیت می کنند و فرهنگی اسلامی سعی در غربی شدن دارد.شبی بسیار سرد در تهران.
چند هفته ای از روزهایی که شیعه ها مراسم عزاداری روز عاشورا را برگزار می کنند گذشته است اما دیوارهای دود گرفته مرکز شهر تهران هنوز تزئیناتی که یادآور شهادت امام حسین نوه حضرت محمد است را برخود دارند. شب که فرا می رسد هوا از دود اتومبیل ها سنگین می شود .
اکباتان در حومه شهر تهران مارپیچی است که خیابان و بتون که در خود می پیچد و دوباره تکرار می شود.
در سایه آخرین بلوک ها، پله ها ما را به زیر زمینی که برای جلوگیری از خروج صدا عایق کاری شده هدایت می کنند که در آن گروه ۱۲۷ تمرین می کنند. زیر پوستر پاره ای از Jethro Tull ، صدای درامز می آید، نوای موسیقی محلی ایران ، ترومبون و پیانویی خوش آهنگ.
اکثر ترانه ها به زبان انگلیسی هستند که با شدت و قدرت تمام با صدای سهراب محبی ۲۶ ساله خوانده می شود. ترانه ها آشکارا به سیاست نمی پردازند اما پر از نا امیدی و پوچی تیره ای هستند.
تا مدتی قبل حتی نمی شد این تصاویر را تصور کرد. پس از انقلاب ۷۹ موسیقی پاپ قدغن شد. مذهبی های متعصب که تازه به قدرت رسیده بودند، موسیقی پاپ را هنری فاسد می دانستند. کسانی که با این ممنوعیت مخالفت می کردند با خطر ضرب و شتم، دستگیری و حتی زندان روبرو بودند. اکنون ممنوعیت ها اندکی کم شده اند اما از بین نرفته اند. گاهی کنسرتی برگزار می شود اما رقص کاملا غیرقانونی است. زنان می توانند در مقابل عموم مردم بخوانند اما تنها به عنوان صدای زمینه و موسیقی زیر نظارت شدید نهادی است که نامش فضای آثار اورول را به یاد می آورد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
یک گروه موسیقی برای اینکه بتواند آثارش را به طور تجاری منتشر کند و یا حتی برای اینکه کنسرت برگزار کند، باید به وزارتخانه مراجعه کنند و در آنجا کمیته هایی هستند که مجوز انتشار اشعار را صادر میکنند.
از آنجا که راک سبک پذیرفته شده ای نیست، تا کنون تنها گروه های معدودی توانسته مجوز فعالیت رسمی در این سبک را به دست آورند. محبی فرآیند کار را اینگونه توصیف می کند:«۳ سال وقت صرف بالا و پائین رفتن از پله های ارشاد می کنیم اما در نهایت نه می شنویم تنها به این دلیل که موسیقی غربی کار می کنیم.»
برای مقابله با این روند، ۱۲۷ آهنگهای خود را برروی اینترنت منتشر می کند و به عنوان اولین گروه ایرانی در فستیوال جنوب از جنوب غربی در آستین تگزاس شرکت کردند. اما این تمام آن چیزی نیست که آنها در ذهن دارند. «ما یک گروه هستیم و باید به خودمان را نشان بدهیم.ما بیشتر از ۵۰ آهنگ داریم ولی نمی توانیم آنها را اجرا کنیم.» این صحبت های محبی است که با اندوهی عمیق بیان می شود. «ما بیرون از فضای مجازی موجودیت نداریم. ما چیزی منتشر نمی کنیم. ما هنرمندان مجازی هستیم.»
وقایع سال ۷۹ همانقدر سیاسی بودند که فرهنگی. انقلاب ۷۹ بازنگری در فرهنگ جاری کشور بود پس از تلاشهای شاه برای مدرن کردن سریع کشور. در اولین روزهای انقلاب، رژیم سابق شاعران وخوانندگان را از برگزاری کنسرت های بزرگ منع کرد و از انجا که آیت الله خمینی می خاست مملکت را از «سم زدایی» کند، بسیاری از موزیسین ها به اروپا گریختند و یا به آمریکا ؛ و در لس آنجلس جمعیتی کوچک ولی پویا از فعالان موسیقی پاپ ایران شکل گرفت.
بقیه که یا نمی خواستند و یا نتوانستند از ایران خارج شوند، زیرزمینی شدند.
رامین بهنا ۳۷ ساله، آهنگساز فیلم و پیانیست سبک جاز، پلیس تهران را عامل اصلی آهنگساز شدنش می داند.«هنگامی که ۱۵ سال داشتم و طرفدار گروه Deep Purple بودم پلیس مرا در راه رفتن به تمرین موسیقی دستگیر کرد. قبل از آن من موسیقی را به آن صورت جدی نمی گرفتم. وقتی دستگیر شدم دریافتم که تنها کاری که می خواهم در زندگی انجام دهم نواختن موسیقی است.»
بهنا بسیار خوش شانس بود. او پس از چند ساعت آزاد شد اما هیچ امیدی برای دریافت مجوز اجرای یک برنامه عمومی نداشت. اما او و گروهش کنسرت هایی مخفی را در پارکینگ های زیرزمینی ترتیب دادند.
موسیقی پاپ در اواسط دهه ۱۹۹۰ شروع به بیرون آمدن از زیرزمین کرد، زمانی که ایران مشغول ترمیم زخمهای جنگ هشت ساله با عراق بود. برخی عقیده دارند که فعالیت مجدد موسیقی پاپ با تصمیم بالاترین مقامات حکومت بود. با اجازه ملاها موسیقی پاپ داخلی برای مبارزه با نفوذ موسیقی تبعید شدگان راه اندازی شد؛ کسانی که آثارشان در بازار سیاه به صورت گسترده در دسترس بود.
یک فعالیت آغاز شد و به عقیده یکی از آهنگسازان ایران مردم موسیقی پاپ تولید داخل را با میل بیشتری دنبال می کردند. او در ادامه صحبت هایش ادامه داد:«با اینکار، دولتمردان می توانستند به جهانیان بگویند که ما در ایران ازادی بیان داریم، موسیقی و کنسرت داریم و تمام اینها را طبق اعتقادات مذهبی خود انجام می دهیم.»
بزرگترین ستاره نسل اول موسیقی پاپ بعد از انقلاب در ایران علیرضا عصار بود. او مرا یک روز عصر برای صرف چای به آپارتمان شیکش در مرکز تهران دعوت کرد. مردی بود سنگین وزن و ۳۷ ساله. ریش و موی بلندی داشت و موهایش را مانند دم اسب بسته بود. موسیقی را با نواختن پیانو کلاسیک آغاز کرده بود و تصمیم داشت رهبر ارکستر شود و برای اینکار می خواست ایران را ترک کند که خاتمی با برنامه اصلاحات روی کار آمد.
اکنون سی دی های او بیش از یک میلیون نسخه به فروش می رود. او آخرین آلبومش را در استودیو Abbey Road با همراهی ارکستر سمفونی لندن ضبط کرده است.
او دی وی دی یکی از کنسرت هایش را برای من پخش کرد : بر روی آهنگی حماسی، با لحنی عبوس و دکلمه مانند شعری را می خواند. او گاهی آهنگ نیز می سازد اما همیشه از اشعار شاعران فارسی استفاده می کند.«این مهمترین تفاوت موسیقی پاپ ایران و غرب است. اینجا شعر بسیار مهمتر از موسیقی است.»
شاید مهمترین چیزی که توجه مخاطب غربی را به عصار معطوف می کند، تعداد آهنگای مذهبی اوست. اولین آهنگی که عصر را به شهرت رساند، قطعه ای بود در ستایش امام علی شیعیان. عصار او را قهرمان و الگوی خود می داند. «خیابان خوابها» آهنگی بود که در سال ۱۹۹۹ با صدای علیرضا عصار منتشر شد.
این اهنگ اولین آهنگ بعد از انقلاب ایران بود که به مساتئل اجتماعی می پرداخت و همزمان بود با جنبش اصلاحات. بسیاری این آهنگ را شنیدند و آن را حمله ای پنهان به دستگاه حکومتی تصور کردند، تصوری که علیرضا عصار آن را رد می کند.
«این ترانه درباره حکومت ما نبود، درباره افرادی بود که تظاهر به مذهبی بودن می کنند و وانمود می کنند که غموار مردم هستند اما در حقیقت هیچ تلاشی برای کمک به آنها نمی کنند.» عصار ادامه می دهد:«هنگامی که آهنگ منتشر شد بسیاری از اینکه من توانسته ام مجوز خوادن این آهنگ را بگیرم تعجب کردند.
هنوز هم متعجبم که آنها چطور به من مجوز اجرای این کار را دادند.»در طول اقامت من در ایران بارها از خطوط قرمزی که محدود کننده هنرمندان بود با من حرف زده می شد. سکس به طور کامل و هرچیزی که احساسات اسلامی را جریحه دار کند ممنوع است. نینف امیرخاص نوازنده کی بورد گروه آریان ، اولین گروهی که بعد از انقلاب مجوز رسمی فعالیت دریافت کرد، عقیده دارد:«مشکل اینجاست که هیچ قانون نوشته شده ای وجود ندارد که به شما بگوید چه چیز حق دارید بنویسید و چه چیز حق ندارید. گاهی شما مطمئن هستنید اثریکه خلق کرده اید مجمز می گیرد اما این اتفاق نمی افتد.»
من امیرخاص و علی پهلوان رهبر گروه را در استودیو راه ارسل در شمال تهران یافتم. جایی که آنها قطعاتی از تازه ترین آلبوم خود را برای من اجرا کردند. آ«طور که علی پهلوان می گوید اشعار آنها در خود معانی پنهانی دارد.«ما نمی توایم مستقیما به موضوع اشاره کنیم. باید به مردم اجازه داد که درباره مضوع اشعار ما فکر کنند.
یکی از اشعار ما درباره گلی است که به خوشید نگاه می کند. گاهی ابرهای تیره روی خورشید را می پوشانند اما در پایان شعر می شنویم "من گل آفتابگردانم و تو خورشیدی". نمی توانیم با قاطعیت بگوئیم این شعر درباره رابطه دختر و پسر است.»
رامین صدیقی تهیه کننده موسیقی و مدیر نشر هرمس می گوید:«بیان غیرمستقیم یک موضوع تنها یک واکنش در برابر سانسور نیست. فرهنگ ایرانی به خصوص شعر ایران در جهت گسترش زبانی مخفی و رمزگونه برای عبور از خطوط قرمز کوشیده است. بیشتر آثار ادبی ایران دو جنبه معنایی دارد و این برای اجتناب از رد کردن خطوط قرمز است. به طور مثال وقتی شما از عشق می نویسید، می گوئید که منظور من از عشق، عشق به خداست و کسی هم نمی تواند هیچ ایرادی بگیرد.»
وقتی اشعار یک گروه از سد سانسور رد شد، آنها برای هر اجرای زنده به مجوز دیگری نیز نیازمندند. رقصیدن ممنوع است و نیروهای امنیتی در محل حاضر می شوند تا مطمئن شوند که شنوندگان نشسته اند.
طرفداران خواننده تنها با او همخوانی می کنند و گاهی دست می زنند. علی پهلوان می گوید :«گاهی ما مجبوریم آهنگ را قطع کنیم و از مردم بخواهیم که سرجای خود بنشیند. در غیر اینصورت مجبور خواهیم شد که کنسرت را تعطیل کنیم.»
گروه آریان اولین گروه ایرانی است که از مردان و زنان تشکیل شده است. حتی قبل از انقلاب ۷۹ نیز ایده تشکیل چنین گروهی بسیار تند و افراطی تلقی می شد. زنان هنزو به تنهای اجازه خواندن ندارند. محافظه کاران عقیده دارند این کار زنان را به وسیله ای برای تحریک مردان تبدیل می کند.
ساناز کاشمری ۳۲ ساله یکی از اعضای گروه آریان می گوید:«بسیار دوست داریم که خواننده اصلی باشیم اما به ما اجازه این کار را نمی دهند. ما می توانیم بخوانیم اما فقط برای زنان و با گروهی که مردی در آن نباشد. ما در ایران به تعداد کافی موسیقیدان زن نداریم تا بتوانیم این کار را انجام دهیم.»
در ایران وقتی به پشت بام می روید، در تمام بام ها و بالکن ها آنتن های ماهواره را می بینید. قانونا این کار ممنوع است اما قانون به طور مقطعی اجرا می شود و مردم می توانند به صدها شبکه تلویزیونی خارجی دسترسی داشته باشند. دولت ایران داشتن اینترنت پرسرعت را برای مردم ممنوع و سایت های مخالف و غیراسلامی را فیلتر کرده است، با این حال حتی نوجوانان هم میدانند که چگونه باید از فیلتر عبور کرده و به سایت های ممنوعه دسترسی پیدا کنند. دولت ایران موسیقی غربی را نیز ممنوع کرده است اما پیدا کردن این نوع موسیقی در بازار سیاه کار دشواری نیست.
باید در جائی مانند دی وی دی فروشی حسین در شمال تهران دنبال اینگونه آهنگ ها بگردیم. قفسه ها با آهنگ های ایرانی و خارجی پر شده است. تمام آنها کپی های غیرقانونی هستند. دقیقا مانند نرم افزارهایی که چند مغازه پائین تر به فروش می رسد، اما از آنجا که ایرانی پیمان کپی رایت جهانی را امضا نکرده است، فروش دی وی دی قاچاق جرم به حساب نمی آید. حسین می تواند یک دوجین آلبوم را در عرض چند دقیقه بر روی سی دی بریزد و در ازای چند پوند بفروشد.
کسانی که حسین را به ادامه این کار تشویق می کنند بچه های انقلاب هستند. ۷۰ درصد جمعیت زیر سی سال است ، نسلی که هیچ خاطره ای از سقوط شاه ندارند و تنها خاطره ای مبهم از سال های سیاه جنگ در ذهن آنهاست. نسلی که در مراکز خرید لباس های مد روز در شمال تهران گشت می زنند. پسرانی با موهای ژل زده و دخترانی با دماغ های عمل کرده.
چند روزی از برگشتنم به انگلیس می گذشت که از سهراب محبی ایمیلی دریافت کردم که خبر از انتشار اولین آلبوم انها در اواخر امسال خبر می داد.
Sweden Phisteria شرکتی کوچک و مستقل پس از اینکه آنها در تلویزیون سوئد برنامه ای اجرا کرده اند، با آنها قرارداد بسته است.
موسیقی همیشه وضعیتی مبهم در ایران داشته است. موسیق سنتی ایران با شعر رابطه تنگاتنگی دارد و شعر بلندترین قله هنر ایران به شمار می رود. اکثر این اشعار از شاعران صوفی قرون وسطای ایران مانند مولوی و حافظ انتخاب می شود. برخی از شیعیان عقیده دارند که قرآن موسیقی را حرام کرده است.
موسیقی پاپ از اوایل قرن بیستم با حال و هوای ترانه فرانسوی در ایران آغاز شد. Rock&#۰۳۹;n&#۰۳۹;roll در دهه ۵۰ همراه با کارگران خارجی نفت ایران از راه رسید. فرهاد مهراد فعالیت هنری خود را در باشگاه صنعت نفت آغاز کرد ام ا به خواندن ترانه های معترض روی آورد. شاه او را زندانی کرد و حکومت اسلامی او را قدغن.
پاپ در دهه ۶۰ با ترانه های عاشقانه و فضایی ما بین موسیقی سنتی و غربی به وجود آمد. گوگوش بزرگترین ستاره و ملکه موسیقی پاپ ایران است. با اینکه بعد از انقلاب خواندن زنان قدغن شد اما گوگوش هنوز هم پرفروش ترین هنرمند موسیقی پاپ ایران است.
در دهه ۹۰ و در دوران خاتمی موسیقی پاپ در ایران ظهوری دوباره داشت. گروه های رپ و راک از اینترنت برای ارائه موسیقی خود استفاده می کنند.
منبع : دو هفته نامه فریاد


همچنین مشاهده کنید





سایت انصاف نیوزسایت دیپلماسی ایرانیخبرگزاری مهرروزنامه آرمان ملیسایت تاپ نازسایت دیجیاتوخبرگزاری فارسسایت اقتصادنیوزوبگردیسایت الف