جمعه, ۴ بهمن, ۱۳۹۸ / 24 January, 2020
مجله ویستا

کودک طلائی - The Golden Child


کودک طلائی - The Golden Child
سال تولید : ۱۹۸۶
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : پارامونت
کارگردان : مایکل ریچی
فیلمنامه‌نویس : دنیس فلدمن
فیلمبردار : دانلد ا. تورین.
آهنگساز(موسیقی متن) : میشل کولومبیه
هنرپیشگان : ادی مورفی، چارلز دنس، شارلوت لوئیس، رندال &#۱۷۱;تکس&#۱۸۷; کاب، جیمز هونگ، شاکتی، تائو لوگو، ج.ل.ریت. تایگر چونگ لی و پونس مار.
نوع فیلم : رنگی، ۹۴ دقیقه.


تبت مرد خبیثی به‌نام «ساردو» (دنس) و افرادش با اخلال در برگزاری مراسمی مقدس، کودکی جادوئی معروف به «پسر طلائی» (ریت) را می‌ربایند. همزمان در لس آنجلس، سیاه‌پوستی به‌نام «چندلر» (مورفی)، متخصص یافتن بچه‌های گم شده که در جست‌وجوی نوجوانی گم شده است که توسط «کی‌نانگ» (لوئیس)، زنی مرموز و اهل تبت دزدیده شده، باخبر می‌شود که او را برای نجات پسر طلائی «برگزیده»اند. «چندلر» ابتدا تردید دارد، اما بعدتر وقتی می‌فهمد نوجوانی که دنبالش می‌گشته به قتل رسیده تا خونش را به کودک جادوئی بدهند، به یک معبد چینی می‌رود. «کی نانگ» می‌گوید اگر به کودک جادوئی خون بدهند، می‌میرد و در نتیجه، زمین به جهنم تبدیل خواهد شد. «پسر طلائی» به‌رغم آنکه نمی‌تواند از مخفیگاه «ساردو» از طریق اربابش باخبر می‌شود که تنها راه کشتن «پسر طلائی» (که خون را قبول نکرده)، یافتن خنجر «آشانتی» است. «ساردو» در رویای «چندلر» ظاهر می‌شود و به او می‌گوید بچه را در مقابل خنجر «آشانتی» تحویل خواهد داد. «چندلر» برای یافتن خنجر به تبت می‌رود و گدائی پیر در مقابل صد دلار، گردن‌بند را به او می‌دهد. در معبد راهبان در می‌یابد، گدای پیر، که در واقع پدر «کی نانگ» است، خنجر را در اختیار دارد. «چندلر» خنجر را به‌دست می‌آورد و همراه با «کی‌نانگ» به لس‌آنجلس باز می‌گردد. در فرودگاه از دست «ساردو» می‌گریزند. اما بعدتر مورد حمله او قرار می‌گیرند و «کی‌نانگ» زخمی می‌شود. «چندلر» که دریافته نجات «کی نانگ» در گروی نجات «پسر طلائی» پیش از غروب آفتاب است، با راهنمائی پرنده‌ائی پرنده‌ای جادوئی به مخفیگاه «ساردو» راه می‌یابد و پسرک را نجات می‌دهد. «ساردو» که خود را به هیبت اژدها درآورده به تعقیب «چندلر» می‌پردازد، اما گردن‌بند «چندلر» مایه نجاتش می‌شود و سرانجام، «ساردو» را با خنجر «آشانتی» از پا درمی‌آورد. در لس آنجلس، «پسر طلائی» «کی‌نانگ» را به زندگی بازمی‌گرداند و هرسه، برای زندگی آینده تصمیم می‌گیرند.
* پس از موفقیت پلیس بورلی هیلز (مارتین برست، 1984) انتخاب قالب جادو و کُنگ فو برای کمدینی مثل مورفی که پیش از هر چیز بر شوخی‌های کلامی تکیه دارد، بسیار عجیب به‌نظر می‌رسد. فیلم از هیچ نظر با حس و حال نیست. تنها نکته‌های دیدنی آن جلوه‌های ویژه ILM (اینداستریال لایت‌اند مجیک، کمپانیِ جرج لوکاس) و دنس در نقش یک «آدم‌بده» است که مثل قهرمانان وسترن اسپاگتی‌های سرجولئونه لباس می‌پوشد!

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




روزنامه آفتاب یزدسایت اعتماد آنلاینخبرگزاری یورونیوزسایت خبرآنلاینوبگردیروزنامه توسعه ایرانیروزنامه شهروندخبرگزاری صدا و سیماروزنامه آرمان ملیخبرگزاری ایرنا