جمعه, ۲۶ مهر, ۱۳۹۸ / 18 October, 2019
مجله ویستا

چالش های جدی پاسخ های مقطعی


چالش های جدی پاسخ های مقطعی
نزدیک دو سال است که موضوع «سهمیه بندی جنسیتی کنکور» به یک بحث جنجالی در رسانه ها، اعم از دانشجویی و غیر دانشجویی تبدیل شده است. این بحث حتی به فضای عمومی دانشگاه ها نیز کشیده شد که تحصن ها و تجمعات دانشگاه علم و صنعت در اسفند ۸۶ از موارد قابل ذکر در این زمینه است. این اعتراضات به دنبال اظهارات رئیس این دانشگاه مبنی بر عدم پذیرش دانشجوی دختر در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۸۷ به وقوع پیوست.
اما طرحی که از آن در رسانه های دانشجویی ؛ عنوان طرح «سهمیه بندی جنسیتی کنکور» یاد می شود، با هدف ایجاد توازن میان پذیرش دانشجوی دختر و پسر صورت می گیرد که از سال ۸۵ در برخی رشته ها اعمال شده است. اما در کنار این طرح، بحث دیگری نیز اخیراً و به دنبال اعتراضات برخی از داوطلبین کنکور سراسری ۸۷ به نتایج این آزمون رخ داد و آن مساله «بومی سازی» پذیرش دانشجو است. این طرح نیز دو سالی است اجرا می شود.
دو بحث اخیر، از آنجا که خبر از وجود دو چالش اساسی در عرصه آموزش عالی کشور می دهند، با وجود عدم ارتباط موضوعی با یکدیگر، موضوع این یادداشت را تشکیل می دهند.
۱) افزایش ورود دانشجویان دختر به دانشگاه، به یک چالش مهم برای وزارت علوم و به طور کلی آموزش عالی کشور مبدل گشته است. براساس آمارهای رسمی، بالای ۶۰ درصد دانشجویان را دختران تشکیل می دهند که این به معنای به هم خوردن تعادل و توازن در پذیرش دانشجو بین دو جنس دختر و پسر می باشد. این مساله آثار اجتماعی زیادی دارد که بررسی آنها خارج از حوصله این یادداشت می باشد. مسئولین آموزش عالی برای حل این چالش راحت ترین، دم دست ترین و البته ناعادلانه ترین راه را انتخاب کرده اند؛که همان، ایجاد محدودیت برای پذیرش دانشجوی دختر در برخی رشته ها است. به نظر می رسد چنین راه حلی کارگشا نبوده و حداقل درمان دراز مدت نیست. به نظر می رسد راه حل اصلی چنین معضلی، توجه جدی به اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و ایجاد فرصت های شغلی مناسب برای آنهاست.
حل شدن مساله اشتغال دانشگاهیان، دو پیامد مثبت را در پی خواهد داشت: اولاً، انگیزه داوطلبان پسر برای ورود به دانشگاه بالا می رود در نتیجه زمینه ایجاد توازن بین دانشجویان دختر و پسر فراهم می گردد. ثانیاً، با ورود فارغ التحصیلان دختر به بازار کار، نگرانی اتلاف منابع در آموزش دختر در سطوح عالی برطرف می گردد. ارتقای کیفیت آموزش عالی با توجه به ارتباط صنعت و آموزش، توجه بر بازار اشتغال در ایجاد رشته های درسی و ... در زمره گام هایی است که برای حل مساله اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی ضروری است.
۲) دور شدن دانشجویان از خانواده و تمرکز آنان در شهرهای بزرگ از جمله تهران مساله دیگری است که ذهن مسئولین آموزش عالی را به خود معطوف کرده است. نتیجه چنین معضلی، تحمیل هزینه های اضافی به آموزش عالی نظیر هزینه خوابگاه و مانند آن، قرار گرفتن دانشجویان جدا از خانواده در معرفی مفاسد اجتماعی، اخلاقی و آسیب های روانی و... می باشد. اما راه حلی که مسئولین آموزش عالی با عنوان «بومی سازی پذیرش دانشجو» برای برون رفت از چنین چالشی درنظر گرفته اند. به اندازه
راه حل معضل اول نامناسب و به همان اندازه ناعادلانه است. این راه حل نخستین بار از ذهنیت سرمایه داری یکی از مسئولین بیرون آمد ولی متاسفانه برخی از مدیران دولت نیز آن را جدی گرفتند. برای روشن شدن میزان ناعادلانه بودن این طرح مثال زیر را درنظر داشته باشیم: دانشجویان با رتبه یک یا دو رقمی مجبور می شود برای مثال در دانشگاه ابهر، دانشگاه بومی خودش تحصیل کند ولی دانشجوی تهرانی با رتبه سه رقمی وارد دانشگاه تهران می گردد.
با مقایسه سطح علمی این دو دانشگاه، عمق فاجعه روشن می گردد. اما وجود یک نکته ظریف در آثار پیاده سازی کامل طرح بومی سازی که مساله ای امنیتی هم قلمداد می شود، به مساله قومیت ها مربوط می گردد. پراکنده شدن دانشجویانی با هویت قومی در شهرهای مختلف و ارتباط آنها با سایر دانشجویان از ترک، کرد، فارس گرفته تا بلوچ و ... نقش مهمی در حذف تعصبات قومی و ایجاد هویت ملی دارد. با بومی سازی پذیرش دانشجو این مساله از بین می رود و برعکس تمرکز دانشجویان قومی در دانشگاههای محلی در تقویت هویت قومی موثر خواهد بود و از سوی دیگر آسیب پذیری هویت ملی را بالا می برد. برای حل مساله تمرکز دانشجویان در تهران و دور شدن دانشجویان از خانواده و آثار زیان بار آن، لازم است قبل از اجرای «بومی سازی»، «مقدمه واجب» آن نیز مدنظر قرار گیرد. بدین معنا که نوعی تمرکز زدایی علمی از دانشگاههای تهران و چند شهر بزرگ صورت گیرد و قطبیت علمی از تهران به چند مرکز استان نیز منتقل شود. از این رو تمرکز زدایی علمی از تهران، مقدمه واجب بومی سازی پذیرش دانشجو محسوب می گردد. البته به جای بومی سازی، بهتر است ا ز تعبیر «منطقه ای سازی» استفاده شود. بدین معنی که دانشجو در نزدیک ترین دانشگاههای معتبر منطقه خود پذیرش شود و نه الزاماً در دانشگاه بومی محل سکونت خود.
نکته دیگر در طرح بومی سازی، اظهار نگرانی است که مسئولین در مورد دانشجویان جدا از خانواده مطرح می کنند و اینکه آنها در معرض انواع مفاسد اخلاقی و ... بخصوص در تهران قرار می گیرند. به نظر می رسد در این جا با نوعی از مغالطه مواجه هستیم. اگر مفاسدی در جامعه هست و اگر تهران تبدیل به مرکز انواع مفاسد اخلاقی، اجتماعی و ... شده است، راه حل آن تنها دور کردن قشر دانشجو از تهران نیست، بلکه باید برای چنین مساله بااهمیتی به صورت ریشه ای چاره اندیشی شود. نفس وجود فساد در جامعه خودش یک معضل بزرگ است که همه جوانان اعم از دانشجو، دانش آموز، کارگر و ... را تهدید می کند و دفع این معضل بر بسیاری از امور دیگر تقدم دارد.
فاطمه امیری ر ز
منبع : روزنامه کیهان

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




روزنامه خراسانروزنامه شهروندخبرگزاری مهرروزنامه سازندگیخبرگزاری ایرنا