یکشنبه, ۳ شهریور, ۱۳۹۸ / 25 August, 2019
مجله ویستا

داوطلبان شهرستانی ، شهروندان درجه ۲


داوطلبان شهرستانی ، شهروندان درجه ۲
" قشر بندی " و" نابرابری" یکی از واقعیت های تلخ جامعه انسانی به شمار می رود که همزاد بشر بوده و ظاهراً بجز در دوران کمون های اولیه ، در طول تاریخ بشر وجود داشته و حتی پس از دوران برده داری هم اَشکال بسیار حادی از آن وجود داشته که سخت ترین آن را در نظام سلسله مراتبی "کاست" درهندوستان قدیم شاهد بوده ایم که بر مبنای اعتقاد به پاکی و ناپاکی نشات گرفته از تعلیمات هندوها طبقه بندی شده بود.
پایین ترین طبقه در این نظام قشربندی « پاریا» نامیده می شدند که نجس شمرده شده و اگر سایه آنها هم بر روی کسی می افتاد آن فرد باید خود را آب می کشید!!
این قبیل افراد حق نداشتند در طول روز در شهر و روستا تردد کنند و به طریق اولی جابجایی و تحرک اجتماعی در چنین نظامهایی ( از راههایی مثل ازدواج و تحصیل و ... ) محال بود .
اکثر نظامهای اجتماعی و سیاسی در طول تاریخ و به خصوص در سده های اخیر با انگیزه های متفاوت سعی کرده اندکه در جهت رفع "نابرابری" اقداماتی را سامان دهند تا ازاین رهگذر به جامعه ایی آرام ترومتعادل تر دست پیدا کنند .
متفکرین زیادی درعالم ، از جامعه شناسان بزرگ گرفته تا فلاسفه و عالمین علم اقتصاد و سیاست و روانشناسی وعلوم تربیتی و ... سعی کرده اند که ریشه های نابرابری را بشناسند و برای رفع و یا کاهش آن راه حلهایی ارائه دهند .
اکثر مکاتب فکری - بجز مارکسیستها ، آنهم مارکسیستهای کلاسیک - اصل وجودِ نابرابری را به دلیل وجود استعدادهای متفاوت در انسانها به رسمیت شناخته اما نسبت به آن بخش از نابرابریها که به دلیل شرایط اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی خاص و نابرابری در توزیع منابع قدرت در جامعه برای گروههای خاصی ازمردم عارض می شود معترض بوده و آنرا ناروا می دانند .
یکی از فرمولها و راه حل هایی که اغلب مکاتب فکری و سیاسی در جامعه امروز برای کاهش نابرابریهای ناروا تجویز می کنند عبارت است از : « ایجاد فرصتهای برابر تحصیلی برای همه شهروندان » .
اینکه این راه حل با چه مکانیزمی عمل می کند و چگونه باعث می شود که انسانها بر حسب میزان استعداد و سختکوشی خود در طول زمان به سمت موقعیتهای متفاوت از نظر میزان کمیابی یا فراوانی شغل و موقعیت اجتماعی و ... هدایت شوند ، بحث مفصلی است که در این مقاله نمی خواهم به آن بپردازم ، اما می توان قبول کردکه این فرمول تا حد زیادی مورد اقبال گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی قرار گرفته و البته تا حد بسیار زیادی هم جواب داده است ( یعنی موجب کاهش نابرابری اجتماعی شده است ) .
علت آن هم این است که جوامع به سرعت در حال تخصصی شدن هستند و آنچه در جامعه تخصصی شده به درد می خورد ، علم ، آگاهی ، هنر و تعهد حرفه ای است و این کالاها فقط از طریق نظام آموزشی قابل انتقال به نسل هاست .
در جوامع توسعه یافته و در حال توسعه، دیگر فرزندِ فلانی بودن و عضو فلان طایفه و تبار بودن فضل بشمار نمی رود بلکه علم و هنرو تعهد فرد است که او را از دیگران متمایز می سازد. ( توضیح اینکه نگاه من به این مبحث تا اینجا یک نگاه کلی بود و منظورم جامعه خاصی مثل ایرانِ خودمان نیست !)
حال ببینیم در ایران خودمان و از طرف عالی ترین مرجع فرهنگی کشور- یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی- در مورد این اصل بدیهی چه اتفاقی در حال رخ دادن است ؟ آن هم در دوران مسئولیت دولتی که مدعی عدالت محوری و رفع چهره فقر و نابرابری از مناطق مختلف کشور بوده و یکی از افتخارات خود را سرکشی مرتب به مناطق محروم کشور می داند .
در اخبار داشتیم که تعدادی از داوطلبان ممتازکنکور سراسری که در مناطقی جز تهران زندگی می کردند از قبول شدن در دانشگاههای معتبر تهران محروم شده اند !!
ابتدا باور این مطلب برایم بسیار دشوار بود اما پس از آنکه خبر رسانه ای شد و کمی پرس و جو کردم ، با کمال تاسف دیدم که خبر صحت دارد و صدا و سیما هم به شکلی ناقص و بدون تامین نظر معترضین و صرفاً در جهت توجیه علت این ظلم فاحش ، به شرح و بسط آن پرداخت .
پیش از طرح چند سوال از رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی ، چند اصل موضوعه را برمی شمارم :
۱) همگی قبول داریم که جامعه ما در حال تخصصی شدن و رو به توسعه است و مانند همه جوامع مشابه به متخصص نیاز دارد و بنابراین متخصصین در جامعه فردا از نقش و موقعیت ممتازتری نسبت به غیر متخصصین برخوردار خواهند بود و مهمترین نهادی که از طرف جامعه و حکومت وظیفه تربیت نیروی متخصص را برعهده دارد « دانشگاه » است .
۲) همگی قبول داریم که بنا به دلایل مختلف – که بعضاً منطقی هم هستند - تنها تعدادی از دانشگاههای کشور از لحاظ رتبه علمی ، سرآمد هستند و فارغ التحصیلان آن فوراً جذب بازار کار شده و یا شانس ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر را می یابند و مدارک آنها در دنیای خارج هم معتبرتر بوده و برای دارندگان آن موقعیت ویژه ای را ایجاد می نماید .
۳) همگی قبول داریم که به دلایل مختلف تاریخی ، مدیریتی و سیاسی ، نظام تعلیم و تربیت عمومی کشور یک نظام کاملاً نابرابر بوده و امکانات و نیروی انسانی زبده و ... در سطح کشور به شکل عادلانه توزیع نشده است و اساساً فلسفه به وجود آمدن سهمیه های مختلف در کنکور سراسری نیز در واقع قبول و وجود همین نابرابری در توزیع امکانات آموزشی بوده است .
۴) همگی بخاطر داریم که مقام معظم رهبری چه مقدار بر حمایت از نخبگان جوان تاکید دارند و مسئولین امر را موظف نموده اند که وسایل و شرایط ارتقاء استعدادهای برتر کشور را فراهم کنند و درهیچ کجا هم شنیده نشده است که ایشان جوانان تهرانی را مستعدتر و مستحق تر از جوانان سایر شهرستانها بدانند؛ جوانانی که رنج محرومیت از امکانات آموزشی را بر خود هموار کرده و در شرایط سخت – در مقایسه با همتایان تهرانی خود – روزگار سپری می کنند .
شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه مورخ ۱/۵/۸۷ بنا به پیشنهاد مورخ ۲۶/۳/۸۷ وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری مقرر داشته که ۶۵% ظرفیت همه دانشگاههای دولتی و ۷۰% ظرفیت دانشگاههای آزاد به داوطلبان بومی استانی تعلق بگیرد .
معنای ساده و محاوره ای این مصوبه آن است که به فرض اگر یک رشته مثل مهندسی برق الکترونیک دانشگاهی مانند دانشگاه صنعتی شریف در تهران ۱۰۰ نفر پذیرش داشته باشد ۶۵نفر آن را از بین داوطلبین تهرانی برمی گزیند و سپس به پذیرش سایر داوطلبین ( از سایر نقاط کشور) می پردازد ، فارغ از اینکه نمره شصت و پنجمین نفر قبول شده تهرانی حتی خیلی کمتر از داوطلب مستعد شهرستانی باشد!
این مصوبه در تاریخ ۳/۶/۸۷ ابلاغ شده و مسئولین سازمان سنجش هم عجولانه و بدون اطلاع رسانی به داوطلبین آنرا فوراً در نتایج سال جاری اعمال نموده اند !
البته این را هم بگویم که مشکل اصلی ، عدم اطلاع رسانی نیست بلکه مشکل ، اصل مصوبه است ( نکته ای که مجری محترم بخش خبری ۲۲:۳۰ شبکه ۲ سیما به آن توجه نکرد و مثل آدمهای ساده لوح در مقابل توضیحات رندانه مسئولین سازمان سنجش که ید طولایی در بافتن توجیهات به اصطلاح قانونی دارند ، به داوطلبان معترض وعده داد که در دوم مهرماه نتیجه رشته های نیمه متمرکز اعلام می شود و داوطلبان مستعد شهرستانی می توانند منتظر بمانند تا در یکی از آن رشته های نه چندان مطلوب قبول شوند !)
اکنون چند سوال مهم و اساسی دارم که امیدوارم مسئولینی که این طور غیرمسئولانه تصمیم می گیرند و یک شبه سرنوشت جوانهای زیادی را به ناحق تغییر می دهند ،به این سوال ها و دغدغه ها پاسخ دهند:
۱) اگر وزارت علوم و وزارت بهداشت و در رأس آنها مجموعه دولت توانایی و کفایت تامین امکانات اولیه ای مثل خوابگاه و غذا را ندارند چرا استعدادهای جوان شهرستانی این کشور را از تحصیل در دانشگاههای معتبر محروم می کنند ؟
یا اگر نگران این هستید که جوانان چشم و گوش بسته شهرستانی با حضور در دانشگاههای تهران ، قرص اِکس مصرف می کنند وشیطان پرست می شوند ومعضلات اخلاقی برای جامعه درست می کنند ! خوب بروید دانشگاهها را درست کنید و در تربیت دینی جوانان دانشجو کوشش کنید نه اینکه صورت مسئله را پاک کنید!
۲) آیا فکر نمی کنید که اجرای این تصمیم ، یعنی بازتولید فقرو محرومیت در مناطق حاشیه ای کشور ؟
به راستی فارغ التحصیلان دانشگاههای معتبر که با تدابیرمشعشع شما مسئولین ، اغلب از شهروندان درجه یک تهرانی برگزیده شده اند رنج زندگی و خدمت در استانهای محروم را بر خود هموار خواهند ساخت ؟
گو اینکه به سبب سیاستهای غلط دولتها در دوران پس از جنگ ، تهران و برخی از مناطق کشور به سیاه چاله هایی تبدیل شده اند که همه نیروهای انسانی متخصص و منابع کشور را در خود می بلعند و در این شرایط تنها امید برای رفع ریشه ای محرومیت و عقب ماندگی، گسیل داشتن نیروهای متخصص زبده به مناطق مختلف کشور است که آنهم تنها و تنها از فارغ التحصیلان شهرستانی که ریشه در این مناطق دارند برمی آید و بس ؛ درحالیکه با اجرای این مصوبه ، اندک نیروهای مستعد شهرستانی هم که می توانستند به منطقه خود و اتفاقاً به دولت در این زمینه کمک کنند از گردونه نیروهای متخصص زبده خارج می شوند .
۳) جناب آقای رییس جمهور ، جنابعالی بعنوان کسی که همین اخیراً از سوی مقام معظم رهبری به سبب تجدید گفتمان انقلاب مورد تمجید قرار گرفتید چرا در مقام ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی قبول کردید که چنین مصوبه ای به انجام برسد ؟
گو اینکه متاسفانه شنیده ها حاکی از آن است که شخص جنابعالی از مدافعین این آپارتاید تحصیلی بوده اید ! که امیدواریم با نقض فوری این مصوبه نشان دهید که این شایعات غلط بوده و براستی جنابعالی هنوز به وعده هایی که با طرح ساده و بی آلایش آنها در بین مردم استانها از آنها رای گرفتید پایبند هستید .
شما را دعوت می کنم که بار دیگر به نتایج انتخابات ریاست جمهوری خود رجوع کنید و ببینید مردم کدام مناطق به نسبت جمعیت به شما رای بیشتر داده اند !
۴) جناب آقای رییس جمهور !
جنابعالی که معتقد بودید و هستید که قانون بودجه این مملکت - که به نظر من به هیچ کار شهروندان عادی نمی آید - باید آنقدر شفاف و ساده شود همه از آن سردر بیاورند؛ چرا نگاهی به دفترچه های راهنمای کنکور سراسری نمی اندازید که مورد نیاز همه خانواده های ایرانی بوده و چگونگی رقم خوردن سرنوشت فرزندانمان را تعیین می کند .
دراین دفترچه ها عملاً یک مسئله ساده را آنقدر می پیچانند که دست آویزی برای ندانم کاریها و ظلم و اجحاف به جوانان این مملکت شود و هیچ کس هم نتواند از لابلای این دفترچه حقی را برای خود اثبات کند و در مواقع اینچنینی براحتی از سوی مسئولین سازمان سنجش متهم شود که خودش در انتخاب رشته اشتباه کرده !! و الا دامن مسئولین از هرگونه خطا و اشتباه مبراست ؟
در استانی که من در حال حاضر در آن زندگی می کنم دانش آموزان و خانواده هایی را می شناسم که سالهاست برای کنکور زحمت می کشند وبا کسب رتبه های ۲ رقمی در منطقه ۲ کشوری نتوانسته اند در رشته های سرآمد و مورد علاقه اشان قبول شوند !!
اجرای این مصوبه موجی از ناامیدی و دلسردی را در دانش آموزان مستعد بوجود آورده است ، چون این قبیل دانش آموزان در صورتی که این مصوبه در سال بعد هم اجرا شود با معلومات فعلی اشان می توانند در دانشگاههای استان خود براحتی قبول شوند و هیچ امیدی ندارند که با استفاده از بضاعت موجود سیستم آموزش و پرورش شهر خود ، آنقدر آماده شوند که برای تصاحب ۳۵% کرسی دانشگاههای معتبر با دانش آموزان تهرانی رقابت کنند واین یعنی مرگ امید درنسل جوان شهرستانها ؛ جوانانی که تا پیش از این مصوبه هم به سبب محرومیت از امکانات خوب تحصیلی دردوره های ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان ، خود را شهروند درجه ۲ می دانستند چه رسد به امروز!!
مسئولینی که چنین تصمیم مدبرانه ای(!) را گرفته اند ، در مقابل از دست رفتن حس عدالت در مناطق مختلف کشور و خدشه دار شدن انسجام ملی چه پاسخی دارند ؟ و چگونه انتظار دارند که جوانان مناطق مرزی کشور برای آسایش همقطاران خود در پایتخت کشور جانفشانی کنند تا آنها راحت تر درس بخوانند و از امکانات دانشگاههای معتبر برخوردارتر شوند ؟!
امیدوارم مسئولین امر به سرعت در رفع این ظلم آشکار اقدام کنند و بر مسئولین استانی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی است که صدای این جوانان محروم و با استعداد را به گوش مسئولین شورای عالی انقلاب فرهنگی و سازمان سنجش و وزارت علوم برسانند .
رضا محبوبی - کارشناس ارشد برنامه ریزی رفاه اجتماعی
منبع : عصر ایران

همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها

 گزارش / تحلیل




 وبگردی

 از میان خبرها


روزنامه اعتمادسایت ورزش سهروزنامه آرمان ملیسایت انتخابسایر منابع