متاستازهاى استخوانى در توراکس در اغلب موارد متعدد هستند و معمولاً از تومورهاى کليه، تيروئيد، ريه، پستان، پروستات، معده، رحم يا کولون منشاء مىگيرند. در کارسينوم پستان و ريه، درگيرى استخوان بهدليل گسترش مستقيم تومور به آن است.
تومورهاى خوشخيم نسج نرم
ليپومها
ليپومها شايعترين تومورهاى خوشخيم ديوارهٔ قفسه سينه هستند. گاهى از اوقات اين تومورها بسيار بزرگ و لبوله هستند و ممکن است بهشکل يک دمبل گسترش پيدا کنند و از طريق يک سوراخ ورتبرال به درون فاشياى اندوتوراسيک نفوذ کنند.
تومورهاى نوروژنيک
اين تومورها ممکن است از اعصاب بيندندهاى يا سطحى منشاء بگيرند. شايعترين آنها نوروفيبروماهاى منفرد و سپس نورولماها هستند.
همانژيومهاى کاورنو
همانژيومهاى ديوارهٔ توراکس معمولاً دردناک هستند و بيشتر در کودکان ديده مىشوند.
لنفانژيومها
اين ضايعهٔ نادر در اغلب موارد در کودکان ديده مىشود. ممکن است حدود آن نامشخص باشد و برداشتن آن را مشکل کند.
تومورهاى بدخيم نسج نرم
فيبروسارکومها
فيبروسارکوم شايعترين سرطان اوليهٔ نسج نرم در ديوارهٔ قفسهٔ سينه است که اکثراً در بالغين جوان ديده مىشود.
ليپوسارکومها
اين تومورها حدود يکسوم از تمامى سرطانهاى اوليهٔ ديوارهٔ قفسه سينه را تشکيل مىدهند. اين تومورها در مردان شايعتر هستند.
نوروفيبروسارکومها
اين تومورها ديوارهٔ توراکس را تقريباً دو برابر ساير قسمتهاى بدن درگير مىکنند و بيشتر در مبتلايان به بيمارى فونرکلينگ هاوزن ديده مىشوند و معمولاً از اعصاب بيندندهاى منشاء مىگيرند.
تومورهاى خوشخيم اسکلتى
کندروماها، استئوکندروماها و ميگزوکندروماها
تومورهاى غضروفى معمولاً منفرد هستند و شيوع آنها در زنان و مردان، از کودکى تا دههٔ چهارم زندگى برابر است. اين تومورها معمولاً بدون درد هستند و بيشتر در قدام قفسه سينه و در امتداد حاشيهٔ دنده يا در ناحيهٔ پارااسترنال ديده مىشود. درمان قطعى تومور برداشتن وسيع و موضعى آن است.
ديسپلازى فيبرو
ديسپلازى فيبرو (کيست استخوان، استئوفيبروم، استئم فيبرو، فيبروز اوسيفيکان) حدود يکسوم يا بيشتر از تومورهاى اسکلتيِ ديوارهٔ قفسه سينه را تشکيل مىدهد. اين تومور کيستى استخوان در هر ناحيهاى از سيستم اسکلتى بدن ممکن است ديده شود ولى در نيمى از موارد در ريهها يافت مىشود. اين تومور معمولاً منفرد است و ممکن است با تروما ارتباط داشته باشد. بعضى از بيماران از تورم، حساسيت يا درد يا ناراحتى مبهم شکايت دارند، ولى ضايعه معمولاً خاموش است و در عکس راديوگرافى معمولى از قفسه سينه ديده مىشود. درمان شامل خارجکردن موضعى ضايعه مىباشد.
گرانولوم ائوزينوفيليک
گرانولوم ائوزينوفيليک ممکن است در کلاويکول، اسکاپولا يا (بهندرت) در جناغ ايجاد شود. در اغلب موارد ارتشاح ريوى نيز همراه با آن وجود دارد. اين شرايط غالباً نشانهٔ يک شکل خوشخيمتر بيمارى لترر - سيو يا سندرم هند - شولر - کريستيان است. تب، کسالت، لکوسيتوز، ائوزينوفيلى يا درد استخوان نيز ممکن است وجود داشته باشد. درگيرى دنده بهصورت يک تورم همراه با تخريب کورتکس استخوان و رشد جديد پريوست بروز مىکند. تصوير بالينى ممکن است به استئوميليت يا سارکوم يوئينگ شباهت داشته باشد. در صورتىکه بيمارى موضعى باشد، برداشتن ضايعه به درمان قطعى بيمارى منتهى خواهد شد.
همانژيوما
همانژيوم کاورنوى دندهها بهصورت يک تودهٔ دردناک در نوزادى يا کودکى بروز مىکند. در راديوگرافى سادهٔ قفسه سينه، توده يا بهصورت نواحى شفاف متعدد و يا يک کيست ترابکولهٔ منفرد ديده مىشود.
ساير بيمارىها
فيبرومها، ليپومها، استئومها، و کيستهاى آنوريسمى استخوان، همگى به نسبت از جمله ضايعات نادر ديوارهٔ قفسه سينه هستند. تشخيص اين ضايعات پس از بيوپسى اکسيزيونال قطعى خواهد شد.
تومورهاى بدخيم اسکلتى
کندروسارکومها
کندروسارکومها شايعترين تومورهاى بدخيم اوليه در ديوارهٔ قفسه سينه هستند. حدود ۲۰-۱۵% از کل کندروسارکومهاى اسکلتي، دندهها يا جناغ را درگير مىکنند. اکثر اين تومورها در بيماران بين ۲۰ تا ۴۰ سال بروز پيدا مىکنند و شايعترين محل درگيرى در اين تومورها محل اتصالدندهها به غضروف است ولى ممکن است در هر قسمتى از دنده ديده شوند درگيرى موضعى پلور، دندههاى مجاور، عضله، ديافراگم يا ساير نسوج نرم نيز شايع است. با اين حال، درد علامت نادرى است و اکثر بيماران تنها از توده شکايت دارند. در تصوير راديوگرافى از قفسه سينه تخريب کورتکس استخوان ديده مىشود که معمولاً با کلسيفيکاسيون نقطهاى منتشر همراه است و لبهٔ تومور نيز مشخص نيست. درمان عبارت است از خارجکردن گسترده و راديکالِ ضايعه. غدد لنفاوى موضعى نيز بهندرت درگير مىشود. ميزان بقاء ۵ ساله، بسته به کافىبودن يا نبودن ناحيهٔ برداشتهشده در عمل جراحي، بين ۱۰ تا ۳۰% متغير است.
سارکوم استئوژنيک (استئوسارکوما)
استئوسارکوم در دهههاى دوم و سوم زندگى رخ مىدهد و در ۶۰% از موارد، بيمار مبتلا مذکر است. اين سارکوم بدخيمتر از کندروسارکوم است. يافتههاى راديوگرافى عبارتند از تخريب استخوان و کلسيفيکاسيون مجدد با زاويهٔ ۹۰ درجه نسبت به کورتکس استخوان، که در راديوگرافى بهصورت نماى شاخص 'طلوع خورشيد' (sun-burst) ديده مىشود. متاستاز هماتوژن به ريه شايع است. درمان عبارت است از برداشتن موضعى و راديکال ضايعه، ولى پيشآگهى بد است و ميزان بقاء بالاى ۵ سال بسيار پائين است.
ميلوما (پلاسماسيتوم منفرد)
اين تومورها غالباً تظاهرى از ميلوم متعدد سيستميک هستند و در بيماران مبتلا به ميلوم ديوارهٔ قفسه سينه، معمولاً علائم بيمارى سيستميک نيز ديده مىشود. يافتههاى راديوگرافى عبارتند از ضايعات ليتيک و مناطق 'سوراخشده' (punched - out) استخوانى که شواهدى از تشکيل استخوان جديد نيز در آنها ديده نمىشود. بيمارى غالباً در بالغين در دهههاى پنجم تا هفتم ديده مىشود و شيوع آن در مردان حدوداً دو برابر زنان است. ميلوم منفرد بسيار نادر است و درگيرى سيستميک نهايتاً در تمامى موارد ديده مىشود. درمان با آنتىمتابوليتها درد استخوانى را تسکين مىدهد، هرچند که مدت زندگى طولانىتر نمىشود. ميزان بقاء ۵ ساله تنها حدود ۵% است.
سارکوم يوئينگ
تومورهاى يوئينگ با علائم سيستميک نظير تب و کسالت و علائم موضعى نظير يک تودهٔ گرم و دردناک در ديوارهٔ قفسه سينه همراه هستند. يافتههاى راديوگرافى يک کلسيفيکاسيون 'پوست پيازي' بارز و مشخص را نشان مىدهند. اين تومورها بهشدت بدخيم هستند و در ۳۰% تا ۷۵% از بيماران در مراجعهٔ اول شواهدى از وجود ضايعات اسکلتى ديگر نيز ديده مىشود. تشخيص بايد با بيوپسى سوزنى قطعى شود، چون برداشتن ضايعه با جراحى مدت بقاء را افزايش نمىدهد. تنها درمان ممکن براى اين بيمارى پرتودرمانى است. بهندرت ممکن است که بيمار تا ۵ سال زنده بماند.