التهاب حاد رودهٔ باريک (انتريت) اغلب معده را نيز درگير مىکند (گاستروانتريت) يا با گرفتارى کولون نيز همراه است (انتروکوليت). درگيرى گرههاى لنفى ناحيهاي، لنفادنيت مزانتريک ناميده مىشود. اين بيمارىها معمولاً خودبهخود محدود مىشوند و ممکن است ناشى از ويروسها، باکترىها، انگلها، سموم يا عوامل ناشناخته باشند.
انتريت يرسينيائى
توجه زيادى به يرسينيا انتروکوليتيکا شده است؛ اين پاتوژن ممکن است باعث گاستروانتريت حاد، ايلئيت انتهائي، انتروکوليت، کوليت، لنفادنيت مزانتريک، آبسههاى کبد و طحال، و فرآيندهاى خودايمنى نظير اريتما ندوزوم و پلىآرتريت شوند. يرسينيا انتروکوليتيکا همچنين در بيمارىهاى ديگر نيز (بهويژه در زنان) مقصر شناخته شده است، از جمله کارديت، گلومرولونفريت، بيمارى گريوز و تيروئيديت هاشيموتو.
گاستروانتريت حاد با تب، اسهال و گاه استفراغ شايعترين سندرم باليني، بهويژه در کودکان است. لنفادنيت مزانتريک حاد و ايلئيت انتهائى حاد در نوجوانان و بزرگسالان شايعتر هستند. اين عفونتها ممکن است باعث چنان درد و حساسيت به لمسى در شکم شوند که آپانديسيت، تشخيصى احتمالى بهنظر برسد. اگر جراحى لازم شود، گرههاى لنفى ملتهب بزرگى در مزانتر ايلئوم انتهائى ديده مىشوند و ممکن است خود روده نيز در نگاه ملتهب بهنظر برسد. در اين شرايط، معمولاً آپاندکتومى انجام مىشود. يرسينيا انتروکوليتيکا ممکن است به ترىمتوپريم - سولفامتوکسازول يا داکسىسيکلين پاسخ بدهد، و عفونتهاى يرسينيا انتروکوليتيکاى عارضهدار بايد درمان شوند. سپتىسمى مرگبار گزارش شده است.
انتريت کمپيلوباکتريائى
عفونت کمپيلوباکترژژونى شايعتر از عفونت با سالمونلا يا شيگلا است. شير خام، آب نوشيدنى تصفيهنشده و گوشت سفيد نيمپز بهعنوان واسطههاى انتقال عفونت شناسائى شدهاند. تابلوى بالينى از درد ملايم شکم، تب، استفراغ و اسهال غيرقابل افتراق از گاستروانتريت ويروسى تا اسهال خونى عود کند، يا مزمن شديد که شبيه به کوليت اولسرو يا گرانولوماتوز است فرق مىکند.
کشت مدفوع و گاه خون مثبت هستند.
اگرچه عفونت کمپيلوباکتر ژژونى در بيشتر بيماران خودبهخود محدود مىشود و نشانهها ظرف يک هفته فروکش مىکنند، عود در ۲۰% بيماران درماننشده رخ مىدهد. آنتىبيوتيک مناسب اريترومايسين، سيپروفلوکساسين يا داکسىسيکلين است.
ايلئوم ديستال شايعريتن محل بيمارى است. باسيل در غدد مخاطى لوکاليزه مىشود و به پالکهاى پىير گسترش مىيابد، جائىکه التهاب، ريزش بافت و تلاشهاى موضعى براى محاصرهٔ عفونت منجر به بروز نشانهها مىشوند. انتريت سلى هيپرتروفيک منجر به تنگى مىشود، و نشانهها و علائم، همان تظاهرات انسداد هستند. نوع زخمى (اولسراتيو) باعث درد شکم، يبوست و اسهال متناوب، و گاه لاغرى پيشرونده مىشود. سوراخشدگى آزاد، تشکيل فيستول يا خونريزى ممکن است در بيمارى درماننشدهٔ شديد رخ دهند.
درمان طبى نبايد تنها براساس شک بالينى انجام شود، چرا که کارسينوم و بيمارى ک رون نشانهها و علائم مشابهى ايجاد مىکنند. بيوپسى بهوسيلهٔ کولونوسکوپي، لاپاراسکوپي، يا حتى لاپاراتومى براى نشاندادن ارگانيسم لازم است.
شيمىدرمانى ضد سل پايهٔ درمان است. اگر تشخيص غيرقطعى باشد، اگر بيمارى به شيمىدرمانى مقاوم باشد، يا اگر عوارض ايجاد شوند، جراحى لازم است. برداشتن روده (رزکسيون) اقدام جراحى ارجح است، و باىپس تنها بهشرطى انجام مىشود که آبسه يا فيستول وجود داشته باشد.
تيفوئيد
سالمونلا تايفى ممکن است باعث بروز زخمهائى در ايلئوم ديستال يا سکوم شود.
انتروپاتى ناشى از داروهاى ضد التهابى غيراستروئيدى
داروهاى ضدالتهابى غيراستروئيدى ظرف چند ساعت پس از مصرف نفوذپذيرى روده را افزايش و مخاط را در معرض ماکرومولکولها و سموم موجود در مجراى روده قرار مىدهند. تهاجم باکتريائى ممکن است به ايجاد التهاب کمک کند. اين بيماران ممکن است انسداد، سوراخشدگى روده يا کمخونى داشته باشند. تشخيص افتراقى شامل بيمارى کرون، ايسکمي، سل و لنفوم است.
دارو بايد قطع شود. تنگىها نياز به جراحى و برداشتهشدن دارند.
انتروپاتى ناشى از پرتوتابى
پرتودرمانى شديد براى سرطان شکمى يا لگنى تقريباً هميشه با درجاتى از آسيب گوارشى همراه است، چرا که سلولهاى تکثيريابندهٔ اپىتليوم بهشدت به پرتوتابى حساس هستند. دژنرسانس سلولها و ادم ديواره ممکن است باعث ايجاد درد شکم، تهوع و استفراغ، و گاه اسهال خونى حين درمان يا چند ماه بعد شوند. با روشهاى جديد پرتوتابي، در بيشتر بيماران نشانهها معمولا خفيف و گذرا هستند.
آسيب به عروق خونى ديوارهٔ روده به مراتب شديدتر از ضايعهٔ مخاطى زودهنگام است. تکثير اندوتليوم و فيبروز مديا ممکن است بهتدريج سبب بستهشدن جدار رگ طى چند ماه تا چند سال شوند، که منجر به ايسکمى مزمن روده مىگردد.
هدف جراحى تسکين نشانهها است. اگر برداشتن قطعهٔ درگير ممکن نباشد، عمل باىپس انجام مىشود. روده علىرغم ضخيمبودن آن شکننده است و بايد در هنگام آزاد کردن چسبندگىها دقت شود. اگر کولون ديستال و رکتوم درگير باشند، کولوستومى انحرافى مطمئنترين مسير است.