پريتونيت سلى در ۵/۰% از موارد جديد سل ديده مىشود، که بهصورت يک عفونت اوليه و بدون درگيرى فعال تنفسى و رودهاي، کليوى يا لولهٔ رحمى بروز مىند. علت آن فعال شدن مجدد يک کانون نهفتهٔ صفاقى است که خود، از انتشار هماتوژن يک هستهٔ دوردست و يا پارگى غدد لنفاوى مزانتريک منشاء گرفته است. توبرکولهاى سفيد، برجسته، سفت، کوچک و متعدد بر روى صفاق، امنتوم و مزانتر، يافتهٔ مهم پريتونيت سلى هستند. يک توبرکلوم سکوم، غدد لنفاوى متعدد يا درگيرى امنتوم ممکن است يک تودهٔ قابل لمس ايجاد کنند.
يافتههاى بالينى
علائم مزمن (که بيش از يک هفته طول کشيده باشند) عبارتند از: درد و اتساع شکم، تب، تعريق شبانه، کاهش وزن، و تغير اجابت مزاج. آسيت در نيمى از موارد ديده مىشود، بهويژه در مواردىکه بيمارى درازمدت بوده باشد، و ممک اولين تظاهر بالينى بيمارى باشد. در يکسوم از موارد در لمس شکم يک توده احساس مىشود. تشخيص افتراقى عبارت است از بيمارى کرون، کارسينوم، سيروز کبدي، و لنفوم رودهاي. يکچهارم از بيماران علائم حاد دارند که نشاندهندهٔ انسداد حاد در روده يا پريتونيت حاد است که نماى بالينى آپانديسيت، کولهسيستيت يا پارگى زخم را تقليد مىکند.
جستجوى يک کانون سلى خارج شکمى که در نيمى از موارد بهوضوح يافت مىشود، تنها سرنخ تشخيصى مفيد است. افيوژن پلور در ۵۰% از بيماران ممکن است ديده شود. پاراسنتز، لاپاروسکوپى يا بيوپسى از صفاق تنها در بيمارانى که آسيت دارند انجامپذير است. مشخصات مايع صفاق عبارتند از: غلظت پروتئين بيش از ۳ g/mL، با تفاوت کمتر از ۱/۱ g/dL بين آلبومين سرم و آلبومين مايع آسيت، و غلبه لنفوسيتها بر ساير ردههاى گلبولسفيد. تشخيص قطعى در ۸۰% از موارد با کشت و اسمير مستقيم امکانپذير خواهد بود. تست پوستى PPD تنها زمانى مفيد است که مثبت باشد (حدود ۸۰% از موارد). بررسىهاى خونى و بيوشيميائى بهندرت کمککننده هستند و لکوسيتوز ناشايع است. سرعت رسوب در بسيارى از موارد افزايش پيدا مىکند. وجود آسيت متراکم يا توده نسج نرم در CTاسکن تشخيص را تائيد مىکند و ممکن است نشانهٔ ضرورت عمل جراحى باشد.
درمان
در موارد مزمن در صورت قطعىشدن تشخيص، درمان غيرجراحى ارجحيت دارد. در صورت عدم وجود انسداد يا پارگى روده، بيوپسى از صفاق يا ندول امنتوم تنها اقدامى است که بايد انجام شود. معمولاً ناحيه ديستال ايلئوم و سکوم بهعلت تنگى ناشى از يک ضايعهٔ سلى دچار انسداد مىشود، هرچند که ممکن است چندين قسمت کوچک از رودهٔ کوچک سالم باقى مانده باشند. بهترين روش درمان قسمتهاى کوچکى از روده که بهصورت موضعى مبتلا شدهاند اين است که آنها را برداشته و قسمتهاى سالم را آناستوموز کنيم.
با تائيد شدن تشخيص و حتى در صورت محتمل بودن آن، شيمىدرمانى ترکيبى ضدسل بايد آغاز شود. پاسخ مطلوب بهصورت يک قاعده در تمام موارد ديده مىشود، ولى ايزونيازيد و ريفامپين بايد تا ۱۸ ماه پس از عمل ادامه پيدا کنند.