گرفتگى (cluadication) متناوب، درد يا خستگى عضلات اندام تحتانى است که در اثر راهرفتن ايجاد مىشود و با استراحت تسکين مىيابد. درد، مبهم و عمقى است که بهتدريج به درجهاى شديد مىشود که بيمار را ناگزير به ايستادن مىکند. گاهى بيماران از 'کرامپ' يا 'خستگى در عضلات' شکايت و عنوان مىکنند که پس از ۵-۲ دقيقه عدم فعاليت درد کاملاً فروکش مىکند. اين درد به اين ترتيب از ديگر دردهاى اندامها افتراق داده مىشود که براى آنکه ظاهر شود، هميشه نياز به مقدارى فعاليت هست، و با توقف راهرفتن فروکش مىکند. بهبود نشانهها به نشستن يا ديگر تغيير وضعيتى بستگى ندارد.
گرفتگى اغلب در عضلات پشت ساق رخ مىدهد، در انسدادهاى پروگزيمال به مبداء سرخرگ عمقى ران، ممکن است درد تا ران تداوم يابد. ضايعات درون سرخرگهاى هيپوگاستريک يا پروگزيمال به آنها سبب اضافهشدن درد گلوتهآل مىشوند؛ ناتوانى جنسى اغلب همراه اين نشانهها است. سندرم لهريخ (LeRiche) در مردان و در اثر بيمارى آئورتوايلياک رخ مىدهد و شامل گرفتگى عضلات لگن، ران، و باسن، آتروفى عضلات ساق، ناتوانى جنسي، و کاهش يا فقدان نبضهاى رانى است.
دو حالتى که اغالب شبيه به گرفتگى هستند، استئوآرتريت لگن يا زانو و فشردگى اعصاب نخاعى در اثر تنگى استئوفيتى کانال عصبى نخاع کمرى (تنگى نخاعي) هستند. استئوآرتريت را مىتوان افتراق داد، زيرا درد عمدتاً در مفاصل رخ مىدهد، مقدار ورزش براى ايجاد نشانهها متغير است، نشانهها بهنحو مشخصى در صبح بدتر هستند، استراحت باعث تسکين بلافاصلهٔ نشانهها نمىشود، و شدت نشانهها از روزى به روز ديگر تفاوت مىکند (و ممکن است مربوط به تغييرات آب و هوا باشد). نشانههاى بالينى فشردگى اعصاب نخاعى در اثر افزايش لوردوز کمرى ايجاد مىشوند؛ درنتيجه، ايستادن نيز مانند راهرفتن باعث بروز نشانهها مىشود، که مادامکه بيمار با نشستن يا خوابيدن نخاع کمرى را صاف نکند، برطرف نمىشوند.
درد حين استراحت
درد ايسکميک حين استراحت - نشانهاى ناگوار که در اثر نوريت ايسکميک و نکروز بافتى ايجاد مىشود - بهمعناى پيشرفت فراوان نارسائى سرخرگى است که معمولاً در صورتىکه نتوان بازسازى شريانى انجام داد، منجر به گانگرن و قطع عضو مىشود. اين درد مربوط به يک گروه عضلات نيست، بلکه درد سوزشى شديدى است که معمولاً محدود به پا در بخشهاى ديستال به متاتارسالها است. اين درد ممکن است در منطقهٔ يک زخم ايسکميک يا انگشت پيش از گانگرن لوکاليزه باشد. اين درد با بالابردن اندام يا آوردن ساق پا بهحالت افقى بدتر مىشود. به اين ترتيب، اين درد در هنگام استراحت در رختخواب ظاهر مىشود و ممکن است مانع از خواب شود. درد با ايستادن بيمار تا حدى تسکين مىيابد، زيرا نيروى گرانش به رساندن خون سرخرگى کمک مىکند.
بيمار دچار درد مداوم هنگام استراحت پاهاى خود را روى لبهٔ تخت آويزان مىکند تا تسکين بيابد يا بهصورت نشسته روى صندلى مىخوابد. بهخاطر قرارگرفتن مداوم در وضعيت رو به پائين، ساق و پاى بيمار دچار درد شديد حين استراحت ممکن است متورم باشد، و تشخيص را با دشوارى مواجه سازد. درد شديد ممکن است براى تسکين نيازمند خوابآور باشد. درد حين استراحت بهمعناى پيشرفته بودن ايسکمى است؛ پيش از بروز اين نوع درد بهطور کلاسيک، گرفتگى پا رخ مىدهد، ولى ممکن است اين نوع درد در بيمارانى که راهرفتن آنها در اثر بيمارىهاى ديگر (مثلاً آنژين صدري) محدود شده باشد، خودبهخود رخ دهد. افتراق درد ايسکميک استراحت از نوروپاتى در بيماران دچار ديابت مزمن ممکن است دشوار باشد. بهطور مشخص، بيماران دچار درد ايسکميک حين استراحت با قراردادن اندامهاى خود در وضعيت رو به پائين تاحدى تسکين مىيابند، در حالىکه در بيماران نوروپاتيک چنين نيست.
ناتوانى جنسى
ناتوانى در ايجاد يا حفظ نعوظ ممکن است در اثر ضايعاتى ايجاد شود که جريان خون را در هر دو سرخرگ هيپوگاستريک مسدود مىکنند و بهنحو شايعى در ارتباط با انسداد آئورت انتهائى يافته مىشود.
حس
اگرچه بيمار ممکن است وجود کرختى را در اندام خود گزارش کند، ناهنجارىهاى حسى عموماً در معاينه پيدا نمىشوند.