|
|
|
|
وطن اصلى مرکبات، آسياى جنوب شرقى است ولى از زمانهاى بسيار قديم کشت آنها در ايران و سواحل درياى مديترانه رواج داشته است.
|
|
|
مرکبات، درختان يا درختچههائى هستند با گلهاى کامل که به تيره Rutaceae وابسته مىباشند. در اين تيره، پنچ جنس مختلف وجود دارد که مرکبات ايران همگى متعلق به جنس ليمو -Citrus بوده و مهمترين آنها پرتقال-(.Orange (C.sinensis L نارنگى - (.Tangerine (C.reticulata L، ليمو ترش مازندرانى -(.Sour lemon (C.limon L، ليمو شيرين -(.Sweetemon (C. limetta L ، ليموترش شيرازى -(.Lime (C. aurantifolia L و نارنج -(.Sour orange (C. aurantium Lمىباشند. گونههاى مختلف اين جنس مىتوانند يکديگر را تلقيح کنند و در روى هم پيوند شوند. از حدود ۴۰۰ نوع مختلف مرکبات که در حال حاضر در ايران وجود دارد، تعداد زيادى از آنها دو رگههاى بين گونهاى - Inter-species hybrid، مىباشند. علاوه بر انواع مذکور، در حال حاضر، دارابى خارجى يا گريب فروت -(.Grape fruit (Citrus paradisi L ، بهخاطر ميوه درشت و لذيذى که دارد و نارنج سه برگ -(.Trifoliate orange (Poncirus trifoliata L، که ميوهاش غيرخوراکى است نيز بهخاطر مقاومت بسيار زياد آن دربرابر سرما، تا حدودى در ايران کشت مىشوند.
|
|
|
|
|
|
مرکبات، در شرايط گرم و مرطوب، بهترين رشد را مىنمايند و به غير از نارنج سه برگ که در برابر سرماى حدود ۲۰- درجه سانتىگراد پايدار است. ساير انواع در اثر يخبندان بهشدت آسيب مىبيندو بر حسب نوع در ۴ الى ۱۰- درجه سانتىگراد از بين مىروند. براى رسيدن کامل ميوه، بايد هوا در فصل رشد بهويژه تابستان و پائيز نسبتاً گرم باشد. در شمال ايران اين شرايط بهخوبى جنوب فراهم نيست و به همين دليل در آن منطقه فقط ارقام محلى نتيجه خوب مىدهند، بنابراين، دو گروه مشخص مرکبات شمال که پر آبتر، ترشتر و پوست نازکتر هستند و مرکبات جنوب که شيرينتر کم آبتر و پوست کلفتر هستند بهوجود آمده است. در بين مرکبات، انواع ليموترش (مازندرانى و شيرازي( در برابرسرما از همه حساستر مىباشند و درجات بعد ليموشيرين، پرتقال، نارنگى ونارنج قرار دارند.
|
|
مرکبات را مىتوان در انواع مختلف خاک (بهشرطى که اسيدى نباشند و داراى دست کم يک متر ژرفا و مواد آلى و زهکشى کافى باشند) کشت کرد ولى خاکهاى رسىشنى که حاوى مقدارى آهک نيز باشند، براى آنها مناسبتر هستند.
|
|
|
گل مرکبات، برحسب نوع، در ۸-۳ سالگى بهطور جانبى روى شاخه يکساله بهوجود مىآيد. درختان مرکبات خودبارور هستند و توسط باد گردهافشانى مىشوند. در انواع بىهسته، ميوه از طريق بکرزائى تشکيل مىگردد و معمولاً در انتهاى نزديک به دم ميوه داراى برجستگى ناف مانندى مىباشند. اين انواع بهطور کلى نافدار (ناول - Navel) ناميده مىشوند.
|
|
|
در شرايط ايران، مرکبات نيازى به (هرس) و تنک شدن ندارند ولى در کشورهاى ديگر بهويژه در مناطقى که کاملاً مناسب مرکبات کارى هستند، به دليل رشد پيوسته و زياد، با وسايل افزارهاى (مکانيکي) درختان را هرس مىکنند و بدين وسيله آنها را کوتاه نگاه مىدارند.
|
|
|
کليه مرکبات به غير از ليموترش شيرازى و نارنج معمولاً بهوسيله کوپيوند (پيوند جوانه) ازدياد مىيابند. هر نوع را مىتوان براى ساير انواع بهعنوان پايه به کار برد که چون صفت پايدارى در برابر سرما تا حدودى از پايه به پيوندک انتقال مىيابد، درسالهاى اخير، کاربرد نارنج براى اين منظور بيشتر رواج يافته است. در گزينش پايه، پايدارى آن در برابر گوموز - Gummosisو ساير بيمارىهاى خاکزى نيز مهم است و بايستى در نظر گرفته شود. در مورد ليمو آبشيراز، چون حدود ۸۵ درصد از بذرها داراى رويانهاى ناميزه - Apomict embryos هستند و از سوى ديگر،دوره نونهالى -Juvenility در ليمو کوتاه است و دانهال زود به بار مىنشيند، معمولاً آن را (بهويژه درجنوب کشور) توسط بذر و بدون کوپيوند زدن، ازدياد مىکنند. نارنج نيز، به دليل مشابه، معمولاً با بذر تکثير مىگردد.
|
|
فاصله کشت مرکبات، بر حسب نوع، ۵/۷-۵ متر است که معمولاً براى نارنج و نارنگى کمتر و براى بقيه بيشتر مىباشد. ميزان محصول مرکبات در ايران، بر حسب منطقه متفاوت است. در شمال معمولاً به دليل بارندگى بيشتر و دماى کمتر، مقدار محصول در واحد سطح بيشتر است و بهطور متوسط حدود ۱۵ تن در هکتار مىباشد در حالى که در جنوب اين رقم، به دليل گرمى هوا و کمبود آب و آهن قابل جذب در خاک، تنها به ۱۰-۷ تن بالغ مىگردد. البته در هر دو منطقه، باغهائى وجود دارند که ۵۰-۴۰ تن محصول در هکتار نيز توليد مىکنند.
|
|
|
مهمترين ارقام بومى پرتقال ايران عبارتند از: شهسواري، آملي، بهشهري، بمي، جهرمى و دارابي.از ارقام خارجى که کشت آنها تا حدودى در ايران رواج يافته است مىتوان والنسيا - Valencia و واشنگتن ناول - Washington navel، را نام برد.
|
|
ارقام نارنگى ايران بيشتر محلى هستند و از ارقام خارجى اونشو - Unshu و کلمانتين - Clementine تا حدودى کشت مىشوند.
|