چهارشنبه, ۱۲ مهر, ۱۴۰۲ / 4 October, 2023
مجله ویستا

ماه من گفتم که با من مهربان باشد ، نبود


ماه من گفتم که با من مهربان باشد ، نبود    مرهم جان من آزرده جان باشد ، نبود
از میان بی موجبی خنجر به خون من کشید    اینکه اندک گفتگویی در میان باشد ، نبود
بر دلم سد کوه غم از سرگرانیهای او    بود اما اینکه بر خاطر گران باشد ، نبود
خاطر هرکس از و می‌شد، به نوعی شادمان    شادمان گشتم که با من همچنان باشد ، نبود
وحشی از بی لطفی او سد شکایت داشتیم    پیش او گفتم که یارای زبان باشد، نبود


همچنین مشاهده کنید





سایت نامه نیوزخبرگزاری فارسسایت دیدبان ایرانسایت خبرآنلاینسایت زومیتسایت جمارانسایر منابعسایت عصرایرانسایت پارسینه پلاسسایت فرادید