هنگامى که هوشياربودن بيمار هنگام جراحى مورد نظر است، از بىحسى موضعى استفاده مىشود. بهخصوص در بىحسى نخاعى و اپىدورال، عضلات اسکلتى معمولاً بهخوبى شل مىشوند؛ بنابراين استفاده از داروهاى شلکنندهٔ عضلانى ضرورت ندارد. يکى از اشکالات اين روش، عدم ايجاد بىحسى کافى است؛ اشکال ديگر، افت فشار خون درنتيجه بلوک سمپاتيک مىباشد. از بىحسى موضعى بيشتر در جراحىهاى قسمت تحتانى شکم يا اندامهاى تحتانى استفاده مىشود، زيرا اثر بلوککنندهٔ سمپاتيک در اين نواحى در حداقل مىباشد.
با بىحس کردن قسمتى از بدن که مورد جراحى قرار مىگيرد، به تنهائى (مانند بىحسى نخاعى در مورد جراحى قسمت تحتنانى شکم يا بلوک شبکه براکيال براى جراحى دو بازو)، مىتوان موربيديته پس از جراحى را کاهش داد. تعدادى از مثالهاى اين قضيه عبارتند از:
۱. با بىحسى نخاعى يا اپىدورال، خونريزى از آتروپلاستى کامل مفصل ران يا پروستاتکتومى کاهش مىيابد.
۳. امکان دارد که عملکرد ريه کمتر تحت تأثير قرار گيرد.
۵. ممکن است مدت تشنج کمتر شود.
بلوک نخاعی و اپىدورال
بىحسى نخاعى از طريق تزريق يک مادهٔ بىحسکنندهٔ موضعى به داخل فضاى اينتراتکال کمرى انجام مىشود. با اين عمل ريشه اعصاب نخاعى و گانگليون ريشهٔ خلفى و احتمالاً محيط طناب نخاعى بلوک مىگردد.
بىحسى اپىدورال با تزريق يک ماده بىحسکنندهٔ موضعى بهداخل فضاى اکسترادورال (اپىدورال) صورت مىگيرد. دسترسى به فضاى اپىدورال معمولاً از ناحيهٔ کمر انجام مىشود. محدوديتى که نه تنها در مورد بىحسى نخاعى و اپىدورال، بلکه در کل بىحسىهاى موضعى وجود دارد، نياز به استفاده از سداتيوها مىباشد. استفاده بيش از حد از سداتيوها مىتواند باعث نارسائى تنفسى و بهدنبال آن ايست قلبى شود.
بىحسى نخاعى چند عارضه دارد که شايعترين آنها که بيشتر در بيماران جوان ديده مىشود، سردرد است. شيوع سردرد هنگامى که از يک سوزن شماره ۲۵ استفاه مىشود، فقط ۱% مىباشد. در مورد سردردهاى شديد بايد تزريق اپىدورال 'blood-patch' انجام داد اين کار با تزريق ۱۰-۵ mL از خون بيمار در فضاى اپىدورال، در مکانى که قبلاً پونکسيون CFS صورت گرفته، انجام مىشود. سردرد معمولاً سريعاً تسکين يافته، عود نخواهد کرد. تصور مىشود که با اين اقدام، نشت CSF کاهش يافته، فشار فضاى سابآراکنوئيد بهحد طبيعى خواهد رسيد.
از آنجائى که بىحسى نخاعى باعث بلوک عصبدهى مثانه مىشود، تجويز مقادير زياد مايع وريدى مىتواند مثانه را متسع نمايد؛ بنابراين استفاده از کاتتر ادرارى ممکن است ضرورى باشد. امکان دارد با شروع بىحسى نخاعي، بهخصوص در صورت وجود هيپوتانسيون، تهوع و استفراغ ايجاد گردد. اگر علىرغم درمان موفق هيپوتانسيون، تهوع و استفراغ ادامه پيدا کنند، ديازپام يا دروپريدول ممکن است مؤثر باشند. عارضهٔ نادر ديگر آسيب اعصاب محيطى مىباشد که شيوع آن يکهزارم است.
بلوک عصبى
بلوکهاى عصبى براى جراحى اندامهاى فوقانى مناسبترين روش مىباشند. بلوک اعصاب بيندندهاى در تسکين درد پس از جراحى بسيار مؤثر مىباشد. در کل، بلوکهاى عصبى نقش کوچکى در بىحسى دارند، زيرا باعث ايجاد ناراحتى در بيمار شده، به زمان زيادى نياز دارند.