شنبه, ۷ خرداد, ۱۴۰۱ / 28 May, 2022
مجله ویستا

غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد


غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد    نه عاشق بلهوس باشد که از آزار بگریزد
ببر، گر بلبلی درد سر بیهوده از گلشن    که گوید عاشق روی گلم و ز خار بگریزد
نباشد بی وفا گل بلکه مرغی بی وفا باشد    که چون گل را نماند خوبی رخسار بگریزد
بس است این طعنه از پروانه تا جاوید بلبل را    که رنگ و بوی گل چون رفت از گلزار بگریزد
چرا از نسبت خود عشق را تهمت نهد وحشی    کسی کز جور یار و طعنه‌ی اغیار بگریزد


همچنین مشاهده کنید





سایت دیدبان ایرانسایت فراروسایت همشهری‌آنلاینسایت مثلث آنلاینروزنامه ایرانخبرگزاری ایرناروزنامه دنیای اقتصادسایت دیپلماسی ایرانیروزنامه تعادلسایت ساعدنیوز