نماى خلفى - قدامى شکم در حالت ايستاده ۱۰% تا ۱۵% از موارد سنگهاى صفراوى مات را نشان مىدهد.
در بسيارى از انواع بيمارى صفراوي، تشخيص با ديدن هوا در درون مجارى صفراوى در راديوگرافى ساده مطرح مىشود. اين يافته معمولاً نشانهٔ وجود يک فيستول صفراوى - رودهاى است ولى بهندرت ممکن است در کلانژيت شديد، کولهسيستيت آمفيزماتو، آسکاريازيس صفراوى نيز ديده شود.
کولهسيستوگرافى خوراکى
شب قبل از انجام آزمايش، تيروپانوئات سديم (بيلوپاک)، يا اسيد ايوپانوئيک (تلهپاک) بهصورت خوراکى همراه با يک وعده غذاى سبک مصرف مىشود. دارو جذبشده، در وريد پورت به آلبومين متصل مىشود، وارد سلولهاى کبدى شده و در صفرا ترشح مىشود. با تغليظ تيروپانوئات در کيسه صفرا، مجارى صفراوى بهطور متوسط ۱۰ ساعت پس از مصرف دارو در راديوگرافى ظاهر مىشوند. سپس نماهاى خلفى - قدامى و مايل در حالت ايستاده و يک نماى فوقانى يا لترال در حالت خوابيده گرفته مىشوند.
اگر مادهٔ حاجب به ميزان کافى از روده جذب نشود و يا بهصورت ناکامل از کبد دفع شود، کولهسيستوگرام خوراکى کيفيت خوبى نخواهد داشت. جذب رودهاى غالباً در بيمارىهاى حاد شکم که با ايلئوس، استفراغ يا اسهال همراه باشند مختل مىشود. اگر سطح بيلىروبين بيش از ۳ ميلىگرم در دسىليتر باشد، احتمالاً دفع کبدى نيز ناکافى خواهد بود. نتيجهٔ تست در ۵% از موارد منفى کاذب است. يک کيسه صفراى طبيعى ممکن است تا چندين هفته پس از تروماى شديد يا يک بيمارى جدى در کولهسيستوگرافى ديده نشود.
در ۲۰% از بيماران پس از رژيم معمولى تکدوز، مجارى صفراوى ديده نمىشوند. در صورتىکه دوز مجدد از ماده حاجب داده و راديوگرافى در روز بعد تکرار شود، مجارى در ۲۵% از اين بيماران مشخص خواهند شد. مشخص نشدن مجارى صفراوى نشانهٔ معتبرى مبنى بر وجود بيمارى کيسه صفرا است (> ۹۵% مثبت واقعي). روش سادهتر اين است که در مرحلهٔ بعد بهجاى انجام کولهسيستوگرافى خوراکى با دوز دو برابر، اولتراسونوگرافى انجام شود.
کلانژيوگرافى ترانس هپاتيک پوستى
(PTC, THC)
کلانژيوگرافى ترانس هپاتيک پوستى به اينصورت انجام مىشود که يک سوزن ظريف از قسمت تحتانى و راست قفسه سينه و از درون پارانشيم کبد عبور داده شده و در درون يک مجراى صفراوى قرار داده مىشود. مادهٔ حاجب محلول در آب تزريق شده و تصاوير راديوگرافى تهيه مىشوند.
ميزان موفقيت تکنيکى بهشدت ديلاتاسيون مجارى صفراوى داخل کبدى بستگى دارد. THC بهويژه براى نشان دادن آناتومى مجارى صفراوى در بيمارانى که دچار تنگىهاى خوشخيم صفراوى يا ضايعات بدخيم در قسمت پروگزيمال مجراى صفراوى هستند و در مواردىکه ERCP ناموفق بوده است ارزش زيادى دارد. در صورتىکه ماده حاجب نتواند وارد مجرا شود، عدم وجود انسداد اثبات نمىشود. در بيمارانى که دچار کلانژيت هستند تا زمانىکه عفونت کنترل نشده نبايد THC انجام شود. عملاً تمام بيماران صرفنظر از اينکه دچار کلانژيت هستند يا خير بايد قبل از انجام آزمايش درمان آنتىبيوتيکى دريافت کنند.
کلانژيوپانکراتوگرافى رتروگراد اندوسکوپيک (ERCP)
در ERCP زير هدايت مستقيم يک دئودنوسکوپ، سوندى در درون اسفنکتر اُدى گذاشته مىشود. معمولاض در اين روش مجارى پانکراس نيز همانند مجارى صفراوى مشخص مىشوند. اين روش کلانژيوگرافى بهخصوص در بيمارانى کاربرد دارد که مکانيسمهاى انعقاد در آنها غيرطبيعى است و کانديد مناسبى براى THC يا PTC نيستند. اين روش معمولاً بهترين روش بررسى درخت صفراوى در بيمارانى است که احتمالاً دچار سنگ کلدوک يا ضايعات انسدادى در اطراف ناحيهٔ آمپول واتر هستند.
اولتراسونوگرافى
اولتراسونوگرافى براى بررسى وجود سنگهاى کيسه صفرا و گشادى مجارى صفراوي، هم حساسيت زيادى دارد و هم بسيار اختصاصى است. در بررسى بيمارىهاى کيسه صفرا، تشخيصهاى مثبت کاذب نادر است و گزارشات منفى کاذب بهدليل کوچک بودن سنگ يا انقباض کيسه صفرا تنها در ۵% از بيمارانى که اولتراسونوگرافى مىشوند رخ مىدهد. در اولتراسونوگرافى معمولاً سنگهاى درون مجراى صفراوى مشترک از نظر مخفى مىمانند.
در صورتىکه در اولتراسونوگرافى مجارى گشاد شده ديده شوند، THC تقريباً در تمام موارد از نظر تکنيکى موفقيتآميز خواهد بود.
گاهى اوقات گزارش اولتراسونوگرافى حاکى از وجود لجن در کيسه صفرا است. اين ماده در اولتراسونوگرافى مات ديده مىشود، سايهٔ آکوستيک ايجاد نمىکند، و لايهاى در سطح تحتانى کيسه صفرا مىسازد. لجن ممکن است بههمراه بيمارى سنگ صفراوى و يا به تنهائى ديده شود. اين ماده در وضعيتهاى بالينى متعددى ديده مىشود که مشخصهٔ بسيارى از آنها استاز کيسه صفرا است (نظير روزهدارى طولاني). وجود لجن به تنهائى انديکاسيونى براى کولهسيستکتومى محسوب نمىشود.
اسکن راديونوکلئيد (اسکن HIDA)
مشتقاتى از اسيد ايمينودىاستيک (2DA) که با تکنتيوم ۹۹ نشاندار شده باشند با غلظتهاى بالا در صفرا ترشح مىشوند و تصاوير بسيار عالى با دوربين گاما ايجاد مىکنند. پس از تزريق داخل وريدى مادهٔ راديونوکلئيد، مجارى صفراوى و کيسه صفرا بهطور طبيعى بين ۱۵ تا ۳۰ دقيقه، و روده طى ۶۰ دقيقه در تصاوير ظاهر مىشوند. در بيمارانى که دچار درد و حساسيت حاد ربع فوقانى راست شکم هستند، در صورتىکه تصوير خوبى زا مجراى صفراوى ديده شود ولى با تصويرى از کيسه صفرا همراه نباشد، نشانهٔ انسداد مجراى سيستيک و قوياً به نفع تشخيص کولهسيستيت حاد خواهد بود. انجام اين تست آسان است و در حال حاضر بهترين روش براى اثبات اين تشخيص محسوب مىشود.