روش القاء ترتيبى سريع، شايعترين راه القاء بيهوشى است در اين روش تزريق سريع يک باربيتورات فوقالعاده کوتاه اثر (مانند تيوپنتال)، و بهدنبال آن يک شلکنندهٔ عضلانى دپلاريزان (مانند سوکسينيل کولين) صورت مىگيرد. در اين روش بيهوشى ظرف ۳۰ ثانيه القاء شده، لولهگذارى تراشه ۹۰-۶۰ ثانيه وقت لازم دارد. معمولاً از ماسک اکسيژن پيشاپيش استفاده مىشود. تا هنگامى که بيمار تنفس ندارد، حداکثر وقت براى لولهگذارى وجود داشته باشد. مىتوان بهجاى سوکسينيلکولين از يک داروى بلوککنندهٔ عصبى - عضلانى غير دپلاريزان استفاده کرد (مانند وکورونيوم، آتراکوريوم يا پانکورونيوم)، ولى شروع فلج تا حدود ۶۰ ثانيه به تأخير خواهد افتاد.
در روش القاء ترتيبى سريع، زمانى که تراشه بدون حمايت باقى مىماند به حداقل مىرسد. بههمين دليل از اين روش اغلب در جراحى اورژانس و در بيمارانى که اخيراً غذا خوردهاند استفاده مىشود. اشکال اين روش، احتمال ايجاد هيپوتانسيون در بيماران دچار اختلالات قلبى - عروقى يا کاهش حجم در گردش مىباشد.
القاء استنشاقى
استنشاق نيتروز اکسيد بههمراه يک بيهوشکنندهٔ فرار (مانند هالوتان، انفلوران، دسفلوران، يا ايزوفلوران) مىتوان ظرف ۵-۳ دقيقه بيمار را بيهوش نمايد. پس از القاء بيهوشى مىتوان يک داروى بلوککنندهٔ دپلاريزان يا غير دپلاريزان را بهصورت وريدى تزريق نمود تا لولهگذارى تراشه تسهيل گردد. اگر احتمال ايجاد مشکل در لولهگذارى وجود داشته باشد، مىتوان هنگامى که بيمار تنفس خود بهخود دارد و بدون تزريق شلکنندهٔ عضلانى اين کار را انجام داد. گرچه در اين روش ممکن است شرايط لولهگذارى مناسب نباشند، ولى اگر بهعلت ايجاد مشکل در لولهگذاري، مدت زمان لازم براى کنترل کامل راه هوائى طولانى شود، بيمار قادر خواهد بود خود بهخود تنفس کند.
مزيت اين روش اين است که مىتوان ميزان داروى بيهوشى تجويز شده را براساس نيازهاى بيمار تنظيم نمود. اين خصوصيت باعث مىشود دوز دقيقترى تجويز شده، احتمال ايجاد اتفاقى Overdose و بهدنبال آن دپرسيون قلبى - عروقى به حداقل برسد. اشکال اين روش القاء آهستهتر بيهوشى و عدم حفاظت راههاى هوائى براى مدت طولانىتر مىباشد.
القاء ترکيبى وريدى - استنشاقى
داروهاى بيهوشى کوتاه اثر مانند تيوپنتال يا ميدازولام معمولاً قبل از استنشاق داروهاى بيهوشى فرار، بهصورت وريدى تزريق مىشوند. اين کار براى اين صورت مىگيرد تا از ناراحتى حاصل از پوشيدن ماسک بيهوشى کاسته شده، استنشاق داروى بيهوشى که به نظر بسيارى از بيماران بوى نامطبوعى دارد، سادهتر گردد. اين روش مزيتهاى هر دو روش وريدى و تزريقى را دارد. بيهوشى بهسرعت القاء شده، مىتوان دوز داروى بيهوشى را براساس نيازهاى بيمار تنظيم نمود.
برقرارى راه هوائى
القاء بيهوشى بدون لولهگذارى داخل تراشه معمول نمىباشد.
انديکاسيونهاى لولهگذارى داخل تراشه
در حال حاضر، لولهگذارى داخل تراشه تقريباً بهطور معمول در بيهوشى عمومى انجام مىگيرد. واضح است که در هر بيمارى که اخيراً غذا خورده يا دچار انسداد روده باشد، بايد سريعاً لولهگذارى تراشه انجام گيرد. همچنين اين اقدام براى بيمارانى که نيازمند تهويه با فشار مثبت هستند (مثلاً در هنگام توراکوتومى يا تجويز داروهاى بلوککننده عصبى - عضلاني) ضرورى مىباشد. همچنين اگر لازم باشد بيمار در وضعيتى غير از طاقباز قرار گيرد، معمولاً لولهگذارى ضرورت مىيابد.
عوارض لولهگذارى داخل تراشه
شايعترين عارضه، عدم موفقيت در لولهگذارى تراشه است که شايعترين علت موربيديته جدى در اثر بيهوشى مىباشد. عوارض ايجادشده ضمن لارنگوسکوپى مستقيم و عبور دادن لوله، بيش از همه شامل آسيب به دندانها مىباشد.
هيپرتانسيون و تاکىکاردى معمولاً در اثر لولهگذارى داخل تراشه ايجاد مىشوند، اما معمولاً موقت و از نظر بالينى بىاهميت مىباشند. با اطمينان از کافى بودن عمق بيهوشى و تجويز ۱۰۰mg ليدوکائين وريدى به ازاء ۷۰ کيلوگرم وزن بدن در بيماران حساس، مىتوان اين عوارض را به حداقل رسانيد. تجويز دوزهاى کم مخدرهاى قوى (مانند μg ۱۵۰ فنتانيل براى يک فرد ۷۰ کيلوگرمي) در هنگام القاء بيهوشى مىتواند پاسخ قلبى - عروقى به لولهگذارى داخل تراشه را تضعيف نمايد.
شايعترين عوارضى که بهدنبال خارج کردن لولهٔ تراشه رخ مىدهند، عبارتند از لارنگواسپاسم، آسپيراسيون محتويات معده، فارنژيت (گلودرد)، لارنژيت، و ادم حنجره يا فضاى سابگلوتيک، عوارض ديررستر شامل زخمشدن حنجره با يا بدون تشکيل گرانولوم، تراکئيت، تنگى تراشه، فلج تارهاى صوتي، و جابهجائى غضروف آرتينوئيد مىباشند.
با استفاده از لولههاى تراشه داراى کاف با فشار پائين که آسيب بافت را به حداقل مىرسانند و خارج کردن سريع لولهٔ تراشه هنگامى که از نظر بالينى مقدور باشد، مىتوان به ميزان زيادى از شيوع اين عوارض کاست.