|
|
|
روانپزشکان ممکن است در دادگاهها به دو صورت در جایگاه شهود قرار گیرند:
|
|
- شهادت عادی:
|
روانپزشک در این جایگاه همچون یک شاهد معمولی عمل میکند. هر روانپزشکی با هر سطح از تخصص میتواند در این نقش انجام وظیفه نماید.
|
|
- شهادت تخصصی:
|
اصطلاح 'شاهد متخصص' بیانگر این مسئله است که صلاحیت روانپزشک برای انجام فعالیتهای تخصصی، مورد قبول دادگاه و طرفین دعوا میباشد و این مسئله با میزان مهارت واقعی یا فرضی پزشک در یک زمینه خاص، ارتباطی ندارد. یک شاهد متخصص میتواند از اطلاعات موجود نتیجهگیریهائی نماید و در نهایت نظر خود را ارائه دهد. نقش شاهدان متخصص در تعیین استاندارد مراقبت و حد منطقی درمان در روانپزشکی قابل توجه است.
|
|
- بازپرسی مستقیم و غیرمستقیم (direct examination and cross-examination):
|
روانپزشکان بعد از ادای سوگند در دادگاه بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم مورد بازپرسی قرار میگیرند.
|
|
۱. بازپرسی مستقیم:
|
عبارت از سؤال مستقیم از روانپزشک توسط وکیل طرفی است که شاهد، برای شهادت به نفع او به دادگاه اظهار شده است. عموماً این سؤالات بهصورت کلی میباشند و پاسخهای طولانی دارند.
|
|
۲. بازپرسی غیرمستقیم:
|
سؤال از شاهد توسط وکیل طرف مقابل معمولاً این سؤالات، طولانی و احتمالاً جهتدهنده میباشند و پاسخ به آنها بهصورت 'بله' یا 'نه' است.
|
|
- ارزیابی بیماران به دستور دادگاه:
|
در اینگونه موارد قاضی از پزشک میخواهد تا بهعنوان مشاور دادگاه عمل کند. از آنجائیکه اطلاعات بالینی بهدست آمده احتمالاً به دادگاه ارائه داده خواهند شد، پزشکان، دیگر همچون طبابت خصوصی، آن حالت رازداری را با بیمار خود نخواهند داشت. بنابراین ایشان از نظر اخلاقی موظف هستند تا این مسئله را در ابتدای مصاحبه به بیماران خود اطلاع دهند و مطمئن شوند که بیماران درک میکنند که اطلاعات بهدست آمده محرمانه نیستند و از مصاحبه ایشان، گزارش تهیه خواهد شد.
|
|
- سنجش میزان قابلیت اعتماد شاهدان:
|
قاضی تحقیق ممکن است به درخواست یکی از طرفین دعوا، با معاینه روانپزشکی شاهدان موافقت کند. البته روانپزشکان نمیتوانند میزان راستگوئی شخص را تعیین کنند، اما میتوانند عوامل شخصیتی و روانشناختی تأثیرگذار بر نحوه ارائه اطلاعات را مورد بحث قرار دهند.
|
|
|
رضایتنامه آگاهانه باید شامل مراحل ذیل باشد: به بیمار در خصوص روش درمانی خاص و روشهای جایگزین دیگر و نفعها و ضررهای بالقوه آنها اطلاع داده شود، بیمار این اطلاعات را درک کند، و با آزادی و اطلاع، رضایت خود را اعلام نماید. روانپزشک بهتر است تا حد امکان از طریق امضاء یک فرم از رضایت بیمار مدرک کتبی تهیه کند.
|
|
- فرم رضایتنامه:
|
نوعی مدرک کتبی است که رضایت بیمار نسبت به اقدام درمانی یا تشخیصی خاص، در آن درج شده است. این فرم باید مشتمل بر توضیح دقیق اقدامات درمانی و تشخیصی و اهداف آنها باشد، از جمله:
|
|
۱. مشخص کردن اقداماتی که تحقیقاتی هستند.
|
۲. ناراحتیها و خطرهای قابل انتظار.
|
۳. توضیح اقدامات جایگزین که ممکن است سودمند باشند.
|
۴. پیشنهاد پاسخ به هرگونه سؤال در مورد عملیات.
|
۵. ذکر این مطلب که بیمار میتواند بدون هیچ پیششرطی در هر زمان که بخواهد رضایت خود را پس بگیرد و از شرکت در برنامه تشخیصی یا درمانی خودداری کند.
|
|
- استثناءهای قانون 'رضایت آگاهانه' :
|
۱. موارد اورژانس:
|
معمولاً بهصورت احتمال صدمه جسمی قریبالوقوع نسبت به بیمار با دیگران تعریف میشوند.
|
|
۲. حالات خاص درمانی:
|
شامل اطلاعاتی میشود که از نظر روانپزشک، آگاهی یافتن بیمار از آنها میتواند باعث صدمه به بیمار با اختلال در درمان وی شود و در اینگونه موارد میتوان از ارائه این اطلاعات خودداری کرد.
|
|
|
رابطه درمانی منجر به وظیفه قانونی و اخلاقی رازداری حرفهای میشود، که بر مبنای آن، پزشک باید کلیه اطلاعات حاصله از بیمار را محرمانه نگه دارد. عدم رعایت این مسئله میتوند منجر به شکایت از پزشک بهعلت هتک حرکت، نقض حریم خصوصی، و یا نقض توافق فیمابین گردد.
|
|
|
- وظیفه هشدار دادن:
|
مهمترین استثناء در رازداری حرفهای، 'وظیفه هشدار دادن' است که براساس آن، روانپزشکان باید قربانیان احتمالی را که بیماران آنها قصد آسیب رساندن به ایشان را ذکر کردهاند، آگاه نمایند (تاراسوف I، سال ۱۹۷۴). حکم تاراسوف II در سال ۱۹۷۶، قانون اولیه را بدین صورت گسترش داد که درمانگران باید در صورت وجود احتمال خطر برای دیگری، برخی اقدامات را انجام دهند (وظیفه محافظت).
|
|
- ارائه اطلاعات:
|
بیش از آنکه روانپزشک بتواند اطلاعات واقع در پرونده یک بیمار را فاش کند، بیمار باید رضایت خود را نسبت به این امر اعلام نماید. هر چند پرونده طبی بیمار جزء مایملک قانونی روانپزشک یا مؤسسه به حساب میآید، بیمار قانوناً حق دسترسی به سوابق روانپزشکی خود را دارد. با وجودیکه روانپزشک میتواند با رعایت شرایط فوق، مدارک درمانی بیمار را فاش نماید، اما این اطلاعات در آنصورت باید در اختیار نماینده بیمار (معمولاً وکیل یا نماینده قانونی او) برحسب قوانین خاص هر ایالت قرار گیرد.
|
|
- پرداختکنندگان شخص ثالث و بازرسان:
|
شرکتهای بیمه برای ارائه خدمات باید بتوانند اطلاعاتی بهدست آورند که براساس آنها بتواند هزینهها و کاربردهای برنامههای مختلف را تخمین بزنند. پزشک طرف قرارداد میتواند هنگام در میان گذاردن شرایط یک بیمار با ناظر، محرمانه بودن اطلاعات مربوط به بیمار را نادیده بگیرد. منطقیتر برای روانپزشک آن است که مسئله نظارت را به بیماران خود اطلاع دهد.
|
|
- بحث در مورد بیماران:
|
در اینصورت هم روانپزشکان موظف هستند بدون رضایت آگاهانه بیماران اطلاعات مربوط به شناسائی بیماران (و احتمالاً هرگونه اطلاعات توصیفی بیمار) را فاش نسازند.
|
|
- سوءرفتار با کودکان:
|
هماکنون در کلیه ایالات از نظر قانونی روانپزشکان و دیگران موظف هستند در صورت اطلاع از سوءرفتار جسمی یا جنسی نسبت به یک کودک، فوراً به مراجع ذیربط گزارش دهند. علت چشمپوشی نسبی از مسئله رازداری در این مورد، آن است که خطر صدمات قطعی یا احتمالی برای کودکان در معرض خطر، نسبت به ارزش رازداری در روانپزشکی، اهمیت بیشتری دارد.
|
|
- افشاء بهمنظور محافظت:
|
پزشک باید در موارد خاص که در قانون معین شده است. به مراجع ذیربط اطلاع دهد. بهعنوان مثال از جمله این موارد صحیح میتوان به مواردی اشاره کرد که یک بیمار صرعی مشغول رانندگی است. یا بیمار با یک کودک بدرفتاری مینماید، و یا بیمار با یک کودک رابطه جنسی دارد.
|
|
- حق استشهاد (testimonial privilege):
|
این حق از حریم خصوص بیماران محافظت میکند و به ایشان تعلق دارد. روانپزشک نباید برخلاف میل بیماران اطلاعات مربوط به آنها را فاش نماید. برخی از استثناءهای قانون حق استشهاد عبارتند از:
|
|
ـ مقدمات بستری کردن.
|
ـ تحقیق به دستور دادگاه (نظامی یا عادی).
|
ـ جلسات دادرسی حفاظت اطفال.
|
ـ شکایات مربوط به قصور حرفهای پزشکی.
|
|
روانپزشکان و دیگر پزشکان، بهطور قانونی دقیقاً از حقوق متقابلی که مابین وکیل و موکّل، کشیش و کلیسا رو، و زن و شوهر وجود دارد برخوردار نیستند.
|
|
|
خوشبختانه جزئیات حقوق مدنی بیماران روانی (گذشته از حقوق ایشان بهعنوان یک بیمار) به واسطه چندین جنبش مجامع پزشکی، اجتماعی و قانونی مشخص شده و مورد تأکید قرار گرفته است.
|
|
- روشی با کمترین میزان محدودیت:
|
بیمار این حق را دارد که برای حصول پاسخ درمانی با کمترین اعمال محدودیت را دریافت نماید.
|
|
- حق ملاقات:
|
بیمار این حق را دارد که در ساعات معقول، با عیادتکنندگان دیدار داشته باشد (همان ساعات معمول ملاقات بیمارستان). وکیل بیمار، پزشک خصوصی وی و روحانیان، باید بدون محدودیت به بیمار دسترسی داشته باشند، که شامل حق خصوصی بودن صحبتهای میان ایشان و بیمار میشود. در مواردیکه احتمالاً شرایط بالینی بیمار اجازه ملاقات را ندهد باید مجوز گرفته شود.
|
|
- حق ارتباط:
|
بیمار باید بتواند آزادانه از طریق پست یا تلفن یا جهان خارج در ارتباط باشد. این حق در مناطق مختلف متفاوت است.
|
|
- حقوق شخصی:
|
بیمار حق دارد از حریم خصوصی، رازداری، حمام و محل شستشوی اختصاصی، محل مطمئن نگهداری لباسها و دیگر متعلقات و فضا و مساخت کافی برای هر شخص برخوردار باشد. همچنین بیماران این حق را دارند که لباس شخصی خود را بپوشند و پول خود را همراه داشته باشند.
|
|
- حقوق اقتصادی:
|
بیماران روانی بهطور کلی اجازه دارند که منابع مالی خود را، خود اداره کنند چنانچه بیمار در جائی مشغول کار باشد باید حقوق وی پرداخت شود.
|