آزمونهاى پوستى در تشخيص سل، هيستوپلاسموز و کوکسيديومايکوز کاربرد دارند.
آناليز خلط
سيتولوژى خلط اگزفولياتيو با ارزشترين روش در تشخيص سرطان ريه است.
در سرطان اوليهٔ ريه، سيتولوژى خلط در ۶۰-۳۰% از موارد مثبت مىشود. تکرار آزمايش خلط ارزش تشخيصى را افزايش مىدهد. بررسى اولين نمونهٔ حاصل از شستشوى برونکوسکوپيک ريه در ۶۰% موارد به تشخيص مىرسد. آناليز خلط پس از برونکوسکوپى هميشه بايد ۶، ۱۲ و ۲۴ ساعت پس از برونکوسکوپى انجام شود چون اگر تستهاى قبلى منفى بوده باشند، نتايج آزمايش در اين ساعتها ممکن است مثبت شود.
توموگرافى کامپيوترى (CTاسکن)
CTاسکن مىتواند بهدقت اتساع آنوريسمى آئورت را از ساير علل ايجادکنندهٔ تودهٔ مدياستينال افتراق دهد، و در تشخيص تجمع مايع در حفرهٔ توراکس مفيد است و مىتواند به افتراق آمپيم از آبسهٔ پارانشيمال ريه کمک کند. متاستازهاى ريوى با CTاسکن راحتتر از ساير تکنيکها تشخيص داده مىشوند. در بعضى از موارد انفارکتوس ريوى که عکسهاى ساده از قفسه سينه نامشخص هستند، CT تشخيصى خواهد بود.
تصويربردارى با رزونانس مغناطيسى (MRI)
با اينکه ارزش اصلى اين روش در توراکس در تصويربردارى قلبى - عروقى است، براى نشان دادن تهاجم سرطان ريه به ديوارهٔ قفسه سينه و ساختارهاى مدياستن نيز مفيد است.
بيوپسى از غدد لنفاوى اسکالن
در ارزيابى بيمارىهاى ريوي، در اکثر موارد بهجاى بيوپسى از غدد لنفاوى اسکالن، مدياستينوسکوپى انجام مىشود، چون با اينکه اطلاعات حاصل از بيوپسى مشابه مدياستينوسکوپى است، اعتبار کمترى دارد و غدد لنفاوى داخل مدياستن را نيز مورد ارزيابى قرار نمىدهد.
بيوپسى از پلور
بيوپسى سوزنى
اين عمل در مواردى توصيه مىشود که علت افيوژن مايع در پلور با آناليز مايع مشخص نمىشود و نيز در مواردىکه بيمار مشکوک به سل است. عارضهٔ اصلى در اين روش پنوموتوراکس است.
بيوپسى باز
بيوپسى باز پلور، بهخصوص در مواردىکه افيوژن پلور وجود ندارد يا زمانىکه بيوپسى سوزنى به تشخيص نرسيده است روش مفيدى است. در اين روش، کيفيت نمونه بهتر و احتمال درست بودن بررسى آسيبشناسى در آن بيشتر است ولى عمل وسيعتر است.
بيوپسى ريه
بيوپسى سوزنى
با اين روش مىتوان پنومونى بينابيني، کارسينوم، سارکوئيدوز، بيمارى افزايش حساسيت ريوي، لنفوم، پروتئينوز آلوئولار ريوى و سل ارزنى را بهطور دقيق تشخيص داد.
بيوپسى باز
معمولاً بهمنظور دستيابى بههر سه لوب ريه راست و يا لوبهاى تحتانى هر دو ريه، فضاى بيندندهاى پنجم در سمت راست در خط آگزيلرى قدامى براى برش انتخاب مىشود. لوب ميانى و لينگولا فقط براى موارد خاصى که پاتولوژى در اين مناطق وجود داشته باشد انتخاب مىشوند، چون معمولاً کيفيت نتايج بيوپسى از اين مناطق پائين است. بيوپسى باز ريه بهخصوص در بيمارانى که دچار ضعف ايمنى و بحران بيمارى هستند، براى افتراق ضايعات انفيلتراتيو عفونى از ضايعات انفيلتراتيو سرطانى بسيار مفيد است.
اندوسکوپى
لارنگوسکوپى
براى ارزيابى حرکات طنابهاى صوتى در بيماران مشکوک به کار سينوم ريه، بهويژه در صورتىکه صدا تغيير کرده باشد، لارنگوسکوپى غيرمستقيم انجام مىشود. همچنين براى يافتن منشاء نهفتهٔ سلولهاى بدخيم در خلط يا متاستاز به غدد لنفاوى گردنى بايد لارنگوسکوپى انجام شود.
برونکوسکوپى
شواهد راديوگرافى دال بر انسداد برونش، پنومونى درمان نشده، جسم خارجي، شک به کارسينوم، هموپتيزى تشخيص داده نشده، پنومونى آسپيراسيون و آبسهٔ ريوى انديکاسيونهاى نادرى براى برونکوسکوپى محسوب مىشوند.
مدياستينوسکوپى
با مدياستينوسکوپى مىتوان بدون نياز به توراکوتومى از غدد لنفاوى پاراتراکئال و کارينال بيوپسى مستقيم تهيه کرد.
مدياستينوسکوپى در تشخيص سارکوئيدوز دقت بسيار زيادى دارد و در تشخيص سل، هيستوپلاسموز، سيليکوز، کارسينوم متاستاتيک، لنفوم و کارسينوم مرى نيز مفيد است.
مدياستينوتومى پارااسترنال قدامى (عمل چَمبرِلَن)
اين عمل نيز براى بررسى غدد لنفاوى مدياستن روش مفيدى است، به خصوص براى غدد لنفاوى زنجيرهٔ مدياستينال قدامى در سمت چپ که در مسير درناژ لنفاوى لوب فوقانى چپ ريه قرار گرفته است.
مدياستينوسکوپى پلوروسکوپى
پلوروسکوپي، خواه مستقيم باشد و خواه توأم با مدياستينوسکوپي، دقت تشخيص را در بيمارىهاى توراکس افزايش مىدهد و به ارزيابى وسعت سرطان کمک زيادى مىکند.