جمعه, ۱ بهمن, ۱۴۰۰ / 21 January, 2022
مجله ویستا

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست


سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست    تا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر نیست
هر درد را که می‌نگری هست چاره‌ای    درد محبت است که درمان پذیر نیست
هیچ از دل رمیده ما کس نشان نداد    پیدا نشد عجب که به دامی اسیر نیست
بر من کمان مکش، که از آن غمزه‌ام هلاک    بازو مساز رنجه که حاجت به تیر نیست
رفتی و از فراق تو از پا درآمدم    باز آ که جز تو هیچکسم دستگیر نیست
سهلست اگر گهی گذرد در ضمیر تو    وحشی که جز تو هیچکسش در ضمیر نیست


همچنین مشاهده کنید





سایت دیدارنیوزخبرگزاری مهرخبرگزاری اسپوتنیکسایت اقتصادنیوزسایت اکوایرانروزنامه ابتکارسایت فراروسایر منابعسایت دیپلماسی ایرانیخبرگزاری ایرنا