بيمار دچار سوختگى بايد همانند هر بيمار دچار تروماى شديد، مورد ارزيابى و درمان قرار گيرد.
در صورتىکه بيمار در وضعيت نيمه کوما است، دچار سوختگى شديد در صورت و گردن است و يا بههر صورت ديگر شديداً آسيب ديده است، بايد لولهگذارى داخل ناى انجام شود. اگر سوختگى بيش از ۲۰% از کل سطح بدن را درگير کند، بايد بهمنظور کنترل برونده ادرارى براى بيمار سوند ادرارى گذاشته شود. استفاده از وريدهاى مرکزى در بيماران دچار سوختگى بهدليل افزايش خطر عفونت، ميزان عوارض را به شدت افزايش مىدهد.
سوختگىهاى شديد با هدر رفتن مقادير زيادى از مايعات داخل عروقى مشخص مىشوند که بيشتر از همه در ۱۲-۸ ساعت اول رخ مىدهد.
در ابتدا، يک محلول کريستالوئيد ايزوتونيک نمکى تزريق مىشود تا حجم پلاسمائى را که به فضاى خارج عروقى و حجم بيشترى از مايع خارج سلولى را که به فضاى داخل سلولى رفته است جبران کند. محلول مصرفى اغلب رينگر لاکتات است که سرعت مصرف آن به ميزان برونده ادراري، نبض (مقدار و کميت)، وضعيت هوشيارى و به ميزان کمترى به فشارخون بستگى دارد.
حجم محلول رينگر لاکتات لازم براى احياء کافى در ۲۴ ساعت اول حدوداً ۴-۳ ميلىليتر به ازاء هر کيلوگرم از وزن بدن و هر ۱% از سطح سوختهٔ بدن تخمين زده مىشود. اين ميزان مايع براى جايگزين کردن کمبود سديم مورد نياز است. دستکم نيمى از اين مايع در ۸ ساعت اول تجويز مىشود. ثابت شده است که در صورت استفاده از محلول نمکى هيپرتونيک بهجاى محلول رينگر لاکتات، با حجم کمترى از مايع و درنتيجه ادم کمتر مىتوان بيماران را در حد کفايت احياء کرد. نگرانى عمده در مورد استفاده از محلولهاى نمکى هيپرتونيک اين است که نمک بيش از حد به آسانى ممکن است به بيمار تجويز شود. سطح سديم سرم بايد به دقت کنترل شود تا از ۱۶۰ ميلىاکىوالان در ليتر فراتر نرود. محلولهاى حاوى دکستروز در ابتداى امر مورد استفاده قرار نمىگيرند چون استرس ممکن است باعث عدم تحمل گلوکز شده باشد.
معمولاً پروتئينهاى پلاسما تا زمانى که نشت اوليه و شديد پلاسما در بافتهاى دچار سوختگى کاهش نيابد، تجويز نمىشوند. نشت پروتئينها حدود ۱۲-۸ ساعت پس از سوختگى شروع به کاهش مىکند. اضافهکردن محلول پروتئينى به رژيم درماني، پس از گذشتن اين دوره باعث کاهش ميزان نياز بيمار به مايعات مىشود و در بيماران خيلى جوان يا سالمندان و يا بيمارانى که دچار سوختگىهاى وسيع (بيش از ۵۰% کل سطح بدن) هستند، به تثبيت وضعيت هموديناميک کمک مىکند.
پس از آنکه مايعات داخل وريدى تجويز و علائم حياتى تثبيت شدند، زخم بايد از پوستهاى اضافى و آلودگىها پاک شود. براى پيشگيرى از هيپوترمى شديد بايد پس از کامل شدن دبريدمان هر ناحيه از بدن اقدام به باز کردن نواحى ديگر کرد. آب سرد مسکن خوبى براى يک سوختگى سطحى کوچک محسوب مىشود. با اين حال، به دليل خطر هيپوترمى نبايد در زخمهاى بزرگتر از آن استفاده شود. بهمنظور تسکين درد، داروهاى مخدر داخل وريدى مناسبتر از داروهاى داخل عضلانى هستند. توکسوئيد کزاز به ميزان ۵/۰ ميلىليتر بايد براى تمام بيماران دچار سوختگى قابل ملاحظه تجويز شود.
مرحلهٔ بعد از احياء
در ۲۴ ساعت دوم، مايع درمانى وريدى بايد شامل گلوکز در آب يا محلول نمکى هيپوتونيک باشد تا با جبران مايع و پروتئينهاى پلاسمائى از دسترفته، حجم خون در گردش را در حد مناسب نگه
دارد. ميزان مايعى که در هر ساعت هدر مىرود به ميلىليتر به اينصورت تخمين زده مىشود: (سطح بدن به متر مربع) × (درصد سوختگى × ۲۵)
هدف درمان، کاهش دادن تحريک بيش از حد کاتکول آمينها و تأمين کالرى کافى براى تعديل کردن هيپرمتابوليسم است.
بيمارانى که دچار سوختگىهاى متوسط هستند ممکن است بتوانند از طريق تغذيهٔ خوراکى و ارادى نيازهاى خود را تأمين مىکنند. اما تمامى بيمارانى که دچار سوختگىهاى شديد هستند به کالرى و پروتئين تکميلى نياز خواهند داشت که معمولاً با تجويز يک فرمول غذائى از راه يک لولهٔ تغذيهاى کوچک تأمين خواهد شد. البته در بعضى از موارد بيمار به تغذيهٔ وريدى نيز نياز پيدا مىکند ولى تغذيهٔ رودهاي، در صورتىکه بتواند نيازهاى بيمار را برآورده کند بر تغذيهٔ وريدى ارجحيت دارد. شروع زودرس اعمال گوارشى همچنين خطر جايگزينى باکترىها و نشت اندوتوکسين را کاهش مىدهد.
عفونتهاى استرپتوکوکى در تعداد کمى از بيماران بروز مىکند که بهتر است آن موارد را درمان کرد تا اينکه به تمام بيماران آنتىبيوتيک پروفيلاکتيک تجويز شود. هيچگاه نبايد از آنتىبيوتيکهاى وسيعالطيف براى پروفيلاکسى استفاده شود.
تا زمانىکه زخم سوختگى بسته شود بايد ويتامينهاى A و C و روى به بيمار داده شود.