سندرم رودهٔ کوتاه ممکن است پس از برداشتن وسيع رودهٔ باريک در اثر تروما، ترومبز مزانتريک، انتريت ناحيهاي، انتروپاتى ناشى از پروتابي، انسداد رودهٔ باريک در اثر استرانگولاسيون يا نئوپلااسم رخ دهد. انتروکوليت نکروزان و آترزى مادرزادى شايعترين علل در کودکان هستند.
توانائى بيمار در حفظ وضع تغذيهاى مناسب بهدنبال برداشتن وسيع رودهٔ باريک بستگى به وسعت و محل برداشتن روده، وجود دريچهٔ ايلئوسکال و کولون، کارکرد جذبى باقىماندهٔ روده، انطباق رودهٔ باقىمانده و ماهيت بيمارى زمينهاى و عوارض آن دارد. اگر ۳m يا کمتر از رودهٔ باريک باقى بماند، ناهنجارىهاى جدى تغذيهاى رخ مىدهند. در بيشتر بيمارانى که دو متر يا کمتر از روده آنها باقى مانده باشد، عملکرد روده از لحاظ بالينى مختل مىشود، و بسيارى از بيماران با رودههاى يک متر يا کمتر نياز به تغذيهٔ غيرخوراکى در خانه و بهطور نامحدود دارند.
اگر ژژونوم برداشته شود، ايلئوم قادر است بيشتر عمل جذبى آن را برعهده بگيرد. چون انتقال نمکهاى صفراوي، ويتامين B12 و کلسترول محدود به ايلئوم است، برداشت اين قسمت به سختى تحمل مىشود. سوءجذب نمکهاى صفراوى منجر به اسهال مىشود، و اگر ۱۰ سانتىمتر يا بيشتر ايلئوم انتهائى برداشته شود، استئاتوره رخ مىدهد. استئاتوره و اسهال در صورت برداشتن دريچهٔ ايلئوسکال شديدتر خواهند شد، چرا که اين اسفنکتر عبور به درون کولون را به تعويق مىاندازد و همچنين به جلوگيرى از ورود باکترىها از کولون کمک مىکند.
در ۱۰-۷% بيمارانى که ايلئوم آنان بهطور وسيع برداشته (يا دچار بيماري) مىشود و کولون سالم دارند، سنگهاى کلسيم اگزالات دستگاه ادرارى ايجاد مىشوند. اين حالت، که به آن
هيپراگزالورى رودهاى مىگويند،ناشى از جذب بيش از حد اگزالات از کولون است. دو مکانيسم همافزا مسئول اين وضعيت هستند:
۱. اسيدهاى چرب جذبنشده با کلسيم متصل مىشوند و جلوى تشکيل اگزالات کلسيم نامحلول را مىگيرند و امکان اين را فراهم مىکنند که اگزالات براى جذب در دسترس بماند.
۲. اسيدهاى چرب و اسيدهاى صفراوى جذبنشده نفوذپذيرى کولون نسبت به اگزالات را افزايش مىدهند.
اسيدوز D-لاکتيک ممکن است ناشى از تخمير کربوهيدراتهاى جذبنشده در کولون باشد؛ نشانههاى گيجي، از دستدان حافظه، تکلم غيرواضح، راه رفتن ناپايدار و رفتار نامناسب مشابه نشانههاى همراه با مسموميت الکلى هستند. درمان شامل تصحيح اسيدوز با تزريق بىکربنات، جايگزينى تيامين، و آنتىبيوتيک براى کاهش فلور کولون است.
بعضى بيماران بهدنبال برداشتن وسيع روده دچار افزايش ترشح معده مىشوند. اين حالت بهدنبال برداشتن رودهٔ پروگزيمال شايعتر است و با گذشت زمان بهبود مىيابد. بيرونريختن شيرهٔ معده ممکن است به مخاط رودهٔ فوقانى آسيب برساند، با کاهش pH داخل مجرا، ليپاز و تريپسين را غيرفعال کند، و بار زيادى از مواد محلول را به باقىماندهٔ روده تحميل کند. افزايش توليد اسيد حاصل از بينرفتن هورمونهاى مهارى است که بهطور طبيعى از روده باريک ترشح مىشوند.
سير بالينى
بلافاصله پس از عمل، بهطور مشخص روزانه ۲ ليتر يا بيشتر مايع و الکتروليت از طريق اسهال دفع مىشود. اسهال پس از چند هفته خفيفتر مىشود و نهايتاً در بيشتر موارد مىتوان انتظار حالت طبيعى را داشت. بهخاطر انطباق روده، پيشرفت بيمار از وابستگى کامل به تغذيهٔ وريدى بهسمت تغذيهٔ خوراکى امکانپذير است؛ مخاط هيپرپلاستيک مىشود، پرزها دراز و چالهها عميقتر مىشوند، ديواره ضخيمتر مىگردد و روده دراز و گشاد مىشود. حمايت غذائى از بيمار ضرورى است و اگرچه در آغاز تغذيه بايد بهطور وريدى انجام شود، براى انطباق کامل وجود غذا در مجراى روده ضرورى است. اسيدهاى چرب با زنجيرهٔ کوتاه و ترىگليسريدها مواد مغذى تروفيک مهمى هستند.