شنبه, ۶ آذر, ۱۴۰۰ / 27 November, 2021
مجله ویستا

قصه‌ی می خوردن شبها و گشت ماهتاب


قصه‌ی می خوردن شبها و گشت ماهتاب    هم حریفان تو می‌گویند پیش از آفتاب
آگهم از طرح صحبت تا شمار نقل بزم    گر نسازم یک به یک خاطر نشانت بی حساب
مجلسی داری و ساغر می‌کشی تا نیمشب    روز پنداری نمی‌بینیم چشم نیمخواب
باده گر بر خاک ریزی به که در جام رقیب    می‌خورد با او کسی حیف از تو و حیف از شراب
وحشی دیوانه‌ام در راستگوییها مثل    خواه راه از من بگردان خواه رو از من بتاب


همچنین مشاهده کنید




سایت تجارت نیوزسایت تابناکسایت مثلث آنلاینسایت ارانیکوخبرگزاری فارسسایت دیدارنیوزسایت خبرآنلاینسایت نوداقتصادیسایت آفتاب نیوزخبرگزاری صدا و سیما