بههنگام تنفس در اثر بالا کشيده شدن قفسهٔ دندهاى و نزول ديافراگم حجم توراکس افزايش مىيابد. در مردان بيشتر افزايش حجم از بالا کشيدهشدن قفسهٔ سينه ناشى مىشود، در حالىکه در زنان نقش اصلى را ديافراگم بازى مىکند.
بازدم عمدتاً بهصورت غيرفعال انجام مىشود و به خاصيت ارتجاعى ريهها بستگى دارد.
فيزيولوژى فضاى پلور
فشار
فشار حفرهٔ پلور در حالت طبيعى بهعلت خاصيت ارتجاعى ريه و ديوارهٔ قفسه سينه منفى است. بههنگام تنفس آرام، ميزان فشار حفرهٔ پلور از ۱۵ سانتىمتر آب در دم تا صفر تا ۲ سانتىمتر آب در بازدم متغير است. بهدليل وجود اثر جاذبه، فشار فضاى پلور در قلهٔ ريه در وضعيت ايستاده منفىتر است و به ازاء هر سانتىمتر ارتفاع عمودى حدود ۲/۰ سانتىمتر آب تغيير مىکند.
ترشح و بازجذب مايع
ترشح و جذب مايع در فضاى پلور در حالت طبيعى از معادلهٔ استارلينگ پيروى مىکند و به فشارهاى هيدروستاتيک کلوئيد و فشار بافتى بستگى دارد. در وضعيت سلامت مايع از پلور جدارى ترشح و از طريق پلور احشائى جذب مىشود.
در وضعيت سلامت، غلظت پروتئين در مايع پلور کم است (۱۰۰mg/dL). زمانى که در جريان يک بيمارى غلظت پروتئين به حدود ۱g/dL افزايش پيدا مىکند و با فشار اسموتيک کلوئيد در مويرگهاى پلور احشائى برابر مىشود، بازجذب مايع پلور به درناژ لنفاوى بستگى پيدا مىکند. در نتيجه، مقادير غيرطبيعى از مايع پلور در شرايط بهخصوص تجمع پيدا مىکند: ۱. زمانى که فشار هيدروستاتيک افزايش پيدا مىکند مثلاً در نارسائى قلب؛ ۲. زمانى که نفوذپذيرى مويرگها افزايش مىيابد مثلاً در بيمارى التهابى يا نئوپلاستيک؛ يا ۳. زمانى که فشار اسموتيک کلوئيد کاهش مىيابد.
آناتومى مدياستينوم
در طبقهبندى برکل مدياستينوم قدامى حاوى غدهٔ تيموس، غدد لنفاوي، آئورت صعودى و عرضى و عروق بزرگ و بافت آرئولار است. مدياستينوم ميانى محتوى قلب، پريکارد، ناي، ناف ريهها، اعصاب فرنيک، غدد لنفاوى و بافت آرئولار مىباشد. مدياستينوم خلفى شامل زنجيرههاى سمپاتيک، اعصاب واگ، مري، مجراى توراسيک، غدد لنفاوى و آئورت نزولى مىباشد.
آناتومى ريه
بخشهاى مختلف برونشها و ريهها، واحدهاى ريوى بزرگى بهنام لوب تشکيل مىدهند. ريهٔ راست سه لوب دارد: فوقاني، ميانى و تحتاني. ريهٔ چپ از دو لوب تشکيل شده است: فوقانى و تحتاني. در ريهٔ چپ، قسمت لينگولار لوب فوقانى معادل لوب ميانى در ريهٔ راست است. در سمت راست دو شيار لوبها را از هم جدا مىکنند. شيار اصلى يا مايل لوبهاى فوقانى و ميانى را از لوب تحتانى جدا مىکند. در سمت چپ تنها يک شيار مايل وجود دارد که لوبهاى فوقانى و تحتانى را از هم جدا مىکند. ناي، برونشهاى اصلى و شاخههاى آنها داراى يک ناحيهٔ غشائى قدامى مىباشند و قطعات غضروفى نعل - شکلى که در ديوارهٔ آنها وجود دارد از بستهشدن آنها جلوگيرى مىکند. با کوچکتر شدن شاخهها، ساختار غضروفيِ مجارى هوائى بهتدريج ناکاملتر مىشود و در برونشهائى که قطر ۱ تا ۲ ميلىمتر دارند ديگر ديده نمىشود.
دو سيستم جداگانه به ريهها خونرسانى مىکنند: سيستم شريانى ريوى و برونشيال.
وريدهاى ريوى درون ديوارهٔ بين لوبها حرکت مىکنند و با نحوهٔ انتشار برونشها يا شريانهاى ريوى هماهنگى ندارند.
سيستم لنفاوى
مجارى لنفاوى در مرکز و همچنين در سطح محيطى ريه در درون ديوارههاى بين بخشهاى مختلف ريه قرار گرفته و يک شبکه در زير پلور تشکيل مىدهند. درناژ لنفاوى در کانالهاى مجاور برونشها و شريانهاى ريوى ادامه پيدا مىکند. مجارى لنفاوى در نهايت در شيارهاى اصلى ريهها، ناف و نواحى پاراتراکئال وارد غدد لنفاوى مىشوند.
جهت درناژ لنفاوى - بدون در نظر گرفتن محل اوليه - بهطرف مغز و معمولاً بههمان طرف همان نيمه از بدن است، ولى جريان لنفاوى به طرف مقابل نيز در هريک از لوبها ممکن است وجود داشته باشد.