شنبه, ۲۶ مرداد, ۱۳۹۸ / 17 August, 2019
مجله ویستا

خلاف شرط محبت چه مصلحت دیدی


خلاف شرط محبت چه مصلحت دیدی    که برگذشتی و از دوستان نپرسیدی
گرفتمت که نیامد ز روی خلق آزرم    که بی‌گنه بکشی از خدا نترسیدی
بپوش روی نگارین و موی مشکین را    که حسن طلعت خورشید را بپوشیدی
هزار بی‌دل مشتاق را به حسرت آن    که لب به لب برسد جان به لب رسانیدی
محل و قیمت خویش آن زمان بدانستم    که برگذشتی و ما را به هیچ نخریدی
هزار بار بگفتیم و هیچ درنگرفت    که گرد عشق مگرد ای فقیر و گردیدی
تو را ملامت رندان و عاشقان سعدی    دگر حلال نباشد که خود بلغزیدی
به تیغ می‌زد و می‌رفت و باز می‌نگریست    که ترک عشق نگفتی سزای خود دیدی
همچنین مشاهده کنید


 مرور روزنامه‌ها

 گزارش / تحلیل



 وبگردی
 از میان خبرها




سایت ارانیکوروزنامه ابتکارسایت تابناکسایت همشهری‌آنلاینخبرگزاری تسنیم