- سابقهٔ فعاليت عضلانى غيرطبيعى و مکرر اندام فوقانى.
- تورم کل اندام فوقانى.
- الگوى وريدى جانبى روى ديوارهٔ قدامى قفسهٔ سينه.
- تورم و دردى که با فعاليت بدتر مىشود.
- انسداد سياهرگ در خروجى قفسهٔ سينه، که با فلبوگرافى ديده مىشود.
ملاحظات کلى
ترومبوز سياهرگ آگزيلارى اغلب با عوامل زمينهاى مانند نارسائى احتقانى قلب، تومورهاى متاستاتيک در زير بغل و کاتترهاى ثابت وريدى (دياليز، TPN، شيمىدرماني، و ضربانسازهاى مصنوعى قلب) يا تروماى خارجى همراه است. بسيارى از موارد خودبهخود ولى پس از حرکات اندام فوقانى در هنگام ورزش يا فعاليتهاى شغلى که بهطور مستيم يا غيرمستقيم به سياهرگ آسيب مىرسانند (ترومبوز فعاليتى يا سندرم پاژه - اشکروتر [Paget-Shcrotter]) ايجاد مىشوند. ظاهراً اين آسيب در خروجى قفسهٔ سينه يعنى محلى که سياهرگهاى زيرچنبرى و آگزيلارى ممکن است تحت فشار ساختارهاى مجاور قرار گيرند، ايجاد مىشود و شايعترين محل اين حالت در فضاى دندهاى - چنبرى در بين استخوان چنبر و دندهٔ اول است. ترومبوز، در واقع ناشى از فشار درازمدت بر روى سياهرگ زيرچنبرى يا آگزيلارى است.
تظاهرات بالينى
درد و تورم، طى ۲۴ ساعت اول پس از بروز حادثهٔ ايجادکننده - که اغلب بعضى فعاليتها و زورزدنهاى غيرمعمول است - ايجاد مىشوند. ابتلاء مردان بيش از زنان (۴ به ۱) است و سمت راست بيش از سمت چپ (۲ به ۱) گرفتار مىشود. ادم اغلب تمام بازو را گرفتار مىکند و گودهگذار نيست. معمولاً ناراحتى بهصورت درد و احساس سفتى توصيف مىشود و اغلب در ناحيهٔ زيربغل شديدتر است. تنها در يکسوم بيماران در زيربغل رشتههاى حساس به لمس وجود دارند.
تشخيص
در بيشتر موارد، تشخيص تنها با استفاده از نشانهها و علائم بالينى قابل دستيابى است. فشار سياهرگهاى حوزهٔ آرنج بالا است و با فعاليت عضلانى تشديد مىشود (فشار وريدى بهطور طبيعى با فعاليت افت مىکند). سونوگرافى دوپلکس مىتواند وجود يک ترومبوز محدودکننده را در سياهرگ گرفتار نشان دهد. فلبوگرافى انسداد ناشى از ترومبوز در سياهرگهاى عمقي، معمولاً براى تائيد تشخيص ضرورى است.
عوارض
عوارض ترومبوز سياهرگ آگزيلارى کم است ولى ناتوانى درازمدت نادر نيست. آمبولى ريه در ۱۲% بيماران - بيش از مقدارى که معمولاً تصور مىشود - وجود دارد.
درمان
بيشتر بيماران دچار ترومبوز اوليهٔ سياهرگ زيرچنبرى يا آگزيلاري، بهسرعت و بدون درمان خاصى بهجز استراحت و بالا نگهداشتن بازوها، از فاز حاد نشانهها رهائى مىيابند. داروهاى ضدانعقادى را بايد براى پيشگيرى از پيشرفت ترومبوز و ايجاد آمبولى و تسريع روند ايجاد جريان خون جانبى تجويز کرد.
امروزه بسيارى از جراحان درمان زودرس را براى حفظ گشادگى مجراى رگ و شناسائى وجود و محل فشردگى خارجى سياهرگ توصيه مىکنند. اين موضوع بهويژه در مورد ترومبوزهاى ناشى از فعاليت اهميت دارد و در بيش از ۸۰% بيماران با موفقيت همراه است و در بيشتر موارد، نياز به ترومبکتومى را برطرف کرده است.
پيشآگهى
اگرچه نشانههاى اوليه در بيماران بهسرعت بهبود مىيابد، در ۸۵-۶۰% از بيمارانى که تحت درمان طبى قرار گرفتهاند، نشانههاى باقىمانده بروز مىکنند. با وجود آنکه تورم و درد حاد طى چند روز تا چند هفته فروکش مىکنند، بيشتر بيماران از نشانههاى مداوم يا متناوب بهصورت تورم، بىحسي، گزگز، افزايش آسيبپذيرى و حملات فلبيت عودکنندهٔ سطحى شکايت دارند. نشانهها با فعاليت ايجاد مىشوند.
ميزان بروز نشانههاى ديررس با ترومبکتومى يا ترومبوليز زودرس و برطرفکردن تنگى عروق با جراحي، بهنحو چشمگيرى کاهش مىيابد.