۱. بیماران پسیکوتیک:
|
الف ـ پرسشهای کوتاه عینی بهتر از پرسشهای طولانی انتزاعی میباشند. |
ب ـ سکوتهای طولانی، پرسشهای باز و سؤالات فرضی ممکن است جریان مصاحبه را مختل کند. |
ج ـ اگر بیمار توهم دارد، پدیدارشناسی آن را جویا شوید (مانند: ابعاد، شدت، وضوح، زمینه، پاسخ). |
د ـ مواقعی که در مورد هذیانها سؤال میکنید، از اشاره به اعتقاد داشتن یا نداشتن به آنها خودداری کنید. |
هـ نباید مستقیماً در مورد هذیان بحث کنید، اما ثبات و تغییرناپذیری آن را میتوان بررسی کرد تا به حال به فکرتان رسیده که ممکن است این مسائل واقعیت نداشته باشند؟ |
۲. بیماران افسرده: |
الف ـ ممکن است لازم باشد که مصاحبهکننده محکمتر و رهنمودیتر از حد معمول باشد، ممکن است نیاز باشد که سؤالات تکرار شوند. |
ب ـ وجود نشانههای پسیکوتیک باید بررسی شود. |
ج ـ در مورد افکار و نقشههای خودکشی بپرسید (این مورد نه فقط برای بیماران افسرده، بلکه در رابطه با تمام بیماران صدق میکند). |
۱. نمونه پرسشهای باز 'تا به حال افکاری در رابطه با صدمه زدن به خودتان داشتهاید؟' |
۲. مواقعی که بیمار به افکار خودکشی گرایانه اعتراف میکند، در مورد قصد و نیست، نقشهها، و وسایل و پیامدهائی که بیمار میانگارد، سؤال کنید. |
۳. بیماران بالقوه خشن و آژیته: |
الف ـ ۳۰ تا ۶۰ دقیقه قبل از اکثر خشونتهای غیرقابل پیشبینی، نشانههای آژیتاسیون شتابگیرنده روانی - حرکتی، قدم زدن، مشت کوبیدن، با صدای بلند حرف زدن، و ناسزا گفتن وجوددارد. |
ب ـ مصاحبه را در یک محیط آرام و بدون محرک اجراء کنید. |
ج ـ اطمینان یابید که هم مصاحبهکننده و هم بیمار دسترسی آسان به یک راه خروجی دارند. |
د ـ از رفتاری که ممکن است بهصورت تهدید تفسیر شود، مانند نزدیک نشستن به بیمار نگاه خیره و دست زدن به بیمار، اجتناب کنید. |
هـ ـ با بیمار جر و بحث نکنید. |
و ـ درباره وجود اسلحه سؤال کنید، اما آن را از بیمار نگیرید، سعی کنید که در یک مکان امن قرار داده بشود. |
ز ـ اگر آژیناسیون بیمار ادامه یافت یا بدتر شد در صورت امکان مصاحبه را پایان دهید. و اگر این امکان نبود مهارهای فیزیکی یا شیمیائی را در نظر بگیرد. |
۴. بیماران با زمینهها یا فرهنگهای متفاوت: |
الف ـ DSM-IV-TR در مورد همه فرهنگها اعتبار ندارد. |
ب ـ ممکن است برای یک روانپزشک غیربومی از لحاظ فرهنگی، سنجیدن نشانههای نسبی (مانند گوشهگیری اجتماعی) مشکلتر از سنجیدن نشانههای مطلق (مانند توهمات) باشد. |
ج ـ لغاتی که برای توصیف ناراحتی هیجانی (Emotinal distress) بهکار میروند در کشورهای مختلف متفوت است. |
د ـ مواقعیکه به مترجم حضوری نیاز باشد، باید آنها نسبت به اشخاص ثالث بیغرض باشند، اعضاء خانواده یا دوستان نمیتوانند بدین منظور انتخاب شوند. مترجمان آموزشیافته مناسبتر از آموزشنیافته میباشند، و به آنها باید تعلیم داده شود که لغت به لغت صحبت بیمار را حتی اگر بیمعنی هم باشد ترجمه کنند. |
هـ ـ گاهی اوقات انتقال اختلال فرم تفکر در جریان ترجمه غیرممکن میباشد. |
۵. بیماران اغواکننده (seductive): |
الف ـ رفتار اغواکننده معانی متفاوتی برای بیماران مختلف خواهد داشت. بهعنوان مثال. این رفتار ممکن است دفاعی در مقابل احساس حقارت؛ روش عادتی در مواجه شدن با سایرین، و یا روش ناخودآگاه جهت کنترل در موقعیت اضطرابآور باشد. |
ب ـ رفتار اغواکننده میتواند شامل چیزی بیشتر از عشوهگری جنسی (sexual fliration) باشد. بهعنوان مثال، امکان دارد ارائه اطلاعات محرمانه تجاری یا یک مقدمه برای شهرت باشد. |
ج ـ کسب مزایای مادی یا اجتماعی غیر از حقالزحمه توافق شده، از بیمار عمل غیراخلاقی میباشد. |
د ـ مصاحبهکننده این مطلب را باید برای بیمار روشن کند که پیشنهادهای اغواکننده پذیرفته نخواهد شد، اما به طریقی که تفاهم را از بین نبرد و حمله غیرضروری به عزتنفس بیمار نباشد. |
۶. بیماری که دروغ میگوید: |
الف ـ دروغ گفتن بیمار ممکن است بهمنظور بهدست آوردن نفع اولیه (بهعنوان مثال: بهدست آوردن دارو یا بخشودگی از تصمیم هیئتمنصفه) یا سود ثانویه (مثلاً: بهمنظور هر مزیت روانشناختی که باتعارض بهدست میآید) باشد. |
ب ـ نبودن نشانگرهای زیستشناختی (در بیماریهای روانی) ممکن است ثابت کردن دروغگوئی بیمار را غیرممکن کند. به هر حال ممکن است تردید مصاحبهکننده با ناهمخوانی ظریف گفتهها، تناقضات درونی، و نشانههای آتیپیک مشکوک، بهوجود آید. |
ج ـ نباید هدف ارزیابی روانپزشکی به هر قیمتی بهدست آید. تردید مبالغهآمیز مصاحبهکنندهای که مصمم است هرگز فریب بیمار را نخورد، تفاهم را از بین میبرد و کار درمانی را غیرممکن میسازد. |
د ـ دروغهای همه بیماران دروغ خودآگاهانهای نیست؛ ممکن است بیمار در توصیف واقعیت هیجانی سهواً از مسیر واقعیت منحرف شود. بیماران دچار علایم شبهجسمی گزارش صادقانهای از علایم را به همان صورتیکه خودآگاهانه تجربه کردهاند ارائه میدهند. |