|
| اسکیزوفرنی و سایر اختلالات پسیکوتیک
|
|
دربرگیرنده اختلالاتی است که با اختلالاتی در تفکر و سوءتعبیر واقعیت غالباً همراه با توهمات و هذیانها همراه میباشد.
|
|
- اسکیزوفرنی:
|
با تغییراتی در عاطفه (دوسوگرائی، پاسخ محدود و نامتناسب، از دست دادن همدلی (با سایرین)، رفتار (گوشهگیری، پرخاشگری، عجیب و غریب بودن) و تفکر (اعوجاج واقعیت، گاه یاوقات با توهم و هذیان) مشخص میشود.
اسکیزوفرنی بر ۵ نوع میباشد:
|
|
۱. نوع درهمریخته (هبهفرنیک):
|
تفکر سازماننیافته و درهمریخته، خندههای ریز، عاطفه سطحی یا نامتناسب، متریسم و رفتار احمقانه، بیمعنی و پسرفتی؛ شکایات جسمی فراوان و بهندرت هذیانها و توهمات گذرا و درهمریخته.
|
|
۲. نوع کاتاتونیک:
|
زیرگروه برانگیخته با فعالیت حرکتی بیش از حد و گاهی اوقات خشونتآمیز مشخص میشود، و زیرگروه گوشهگیر با مهار عمومی، استوپور، موتیسم منفیکاری، انعطافپذیری مومیشکل، یا در بعضی از موارد یک حالت نباتی مشخص میشود.
|
|
۳. نوع پاراتوئید:
|
اسکیزوفرنی با هذیانهای گزند و آسیب یا بزرگمنشی و گاهی اوقات با توهمات یا مذهبگرائی افراطی مشخص میشود و بیمار غالباً خشن و پرخاشگر است.
|
|
۴. نوع نامتمایز:
|
رفتار درهمریخته با توهمات و هذیانهای بارز.
|
|
۵. نوع باقیمانده:
|
در بیمارانی که دیگر پسیکوتیک نمیباشند، بعد از یک اپیزود پسیکوتیک اسکیزوفرنیک، علایمی از اسکیزوفرنی وجود دارد (اختلال افسردگی پس از پسیکوزاسکیزوفرنی ممکن است در طی دوره باقیمانده رخ دهد).
|
|
- اختلال هذیانی (پاراتوئید):
|
اختلال پسیکوتیک به همراه هذیانهای پایدار (مانند، اروتوماتیک، بزرگمنشی، حسادت، گزند و آسیب، سوماتیک، و نامشخص) میباشد. پاراتویا اختلال نادری است که با پیشرفت تدریجی یک سیستم هذیانی پیچیده یا عقاید بزرگمنشی مشخص میشود. این اختلال سیری مزمن دارد و باقیمانده شخصیت بیمار بدون نقص میماند.
|
|
- اختلال پسیکوتیک کوتاهمدت:
|
اختلال پسیکوتیک با مدت کمتر از ۴ هفته که بهعلت یک عامل استرسزای بیرونی بهوجود میآید.
|
|
- اختلال اسکیزوفرنیفرم:
|
مشابه اسکیزوفرنی با هذیانها، توهمها و گسیختگی کلام؛ اما کمتر از ۶ ماه طول میکشد.
|
|
- اختلال اسکیزوافکتیو:
|
با ترکیبی از علایم اسکیزوفرنیک؛ سرخوشی (elation) قابل توجه (نوع دوقطبی) یا افسردگی (نوع افسرده).
|
|
- اختلال پسیکوتیک مشترک:
|
یک هذیان که در دو نفر رخ میدهد، که یکی از آنها از هوش کمتری نسبت به دیگری برخوردار است و به سایرین وابستهتر است (به اختلال هذیان مشترک، و جنون دوتائی 'folie á deux' نیز معروف میباشد).
|
|
- اختلال پسیکوتیک ناشی از بیماری طبی عمومی:
|
توهمات یا هذیانهائی که در نتیجه یک بیماری طبی عمومی بهوجود آمدهاند (مانند صرع لوب تمپورال، آویتامینوز، مننژیت).
|
|
- اختلال پسیکوتیک ناشی از مواد:
|
علایم پسیکوز که در اثر داروهای روانگردان یا سایر مواد بهوجود آمدهاند (مانند توهمزاها یا کوکائین).
|
|
- اختلال پسیکوتیک NOS:
|
اختلال پسیکوتیک NOS که به آن پسیکوز آتیپیک نیز میگویند. خصیصههای پسیکوتیک که مرتبط هستند با:
|
|
۱. فرهنگ مشخص (کورو، که در آسیایجنوبی و شرقی دیده میشود و بهصورت ترس از کوچک شدن آلت تناسلی تظاهر میکند)؛
|
|
۲. زمان یا رخدادی معین (پسیکوز پس از زایمان، ۴۸ تا ۷۲ ساعت پس از زایمان)؛
|
|
۳. یک دسته از علایم معین (سندرم کاپگراس، بیمار تصور میکند که همزادی دارد) (۱).
|
|
(۱) . بر طبق تعریف کتاب:
(Comprehensive Texbook of Psychiatry (2000
در سندرم کاپگراس جای یک فرد مبهم (معمولاً یکی از اعضاء خانواده) را یک بدل یبا خصوصیات کاملاً مشابه غصب کرده است.
|
|
|
اختلالات خلقی در گذشته اختلالات عاطفی نامیده میشدند. با اختلال افسردگی که بر زندگی روانی بیمار غالب شده و سبب کاهش عملکرد او است مشخص میشود. اختلالات خلفی ممکن است توسط بیماری طبی، یا مواد (مانند داروهای روانگردان [کوکائین]) یا داروهای طبی (مانند داروهای ضدسرطان، یا رزرپین) بهوجود آید.
|
|
- اختلالات دوقطبی:
|
با نوسان خلفی شدید بین افسردگی و سرخوشی و با بهبود و بازگشت مکرر مشخص میشود. دوقطبی I: اپیزود کامل مانیا یا اپیزود مختلط معمولاً با اپیزود افسردگی ماژور؛ دوقطبی II: اپیزود افسردگی ماژور و اپیزود هیپومانیک (خفیفتر از مانیا) بدون اپیزود مانیا یا مختلط؛ اختلال سیکلوتایمیک. نوع خفیفتر اختلال دوقطبی.
|
|
- اختلالات افسردگی:
|
اختلال افسردگی ماژور: خلق شدیدیاً افسرده، کندی روانی، حرکتی، بیم، احساس ناراحتی، احساس کلافگی و سردرگمی، آژیناسیون، احساس گناه، افکار خودکشی معمولاً بازگشتکننده. اختلال دیستایمیک: شکل خفیفتر افسردگی معمولاً بهدلیل از دست دادن [یک فرد یا شیء عزیز] یا رویدادی مشخص ( 'نوروز افسردگی' هم نامیده میشود) بهوجود میآید. اختلال افسردگی پس از زایمان ظرف ۱ ماه پس از زایمان رخ میدهد. افسردگی با الگوی فعلی: به آن 'اختلال عاطفی فصلی' [SAD] نیز میگویند. اکثراً در طی زمستان روی میدهد.
|
|
|
با اضطراب مداوم و شدید مشخص میشود (اختلال اضطراب فراگیر)؛ غالباً به شدت پانیک است (اختلال پانیک) و ترس بیرون رفتن از خانه وجود دارد (آگورافوبیا)؛ نیز ترس از موقعیتها یا اشیاء خاص (فوئی خاص)، یا از اقدام یا صحبت کردن در جمع (فوبی اجتماعی)؛ یا بهصورت وارد شدن غیرارادی و مداوم افکار، امیال، یا اعمال (اختلال وسواسی فکری - عملی) نیز شامل اختلال استرس پس از تروما میشود که متعاقب استرسهای فوقالعاده زندگی (جنگ، بلایا) رخ میدهد و با اضطراب، کابوسهای شبانه، اژیناسیون، و گاهی اوقات افسردگی مشخص میشود. اختلال استرس حاد شبیه به اختلال استرس پس از تروما میباشد، ولی کمتر از ۴ هفته طول میکشد. ممکن است ناشی از:
|
|
۱. بیماری طبی (مانند پرکاری تیروئید).
|
۲. مواد (مانند، کوکائین) باشد.
|
|
|
با اشتغال ذهنی نسبت به بدن و ترس از بمیاری مشخص میشود. بر انواع زیر است:
|
|
- اختلال جسمیسازی: شکایات جسمی متعدد بدون پاتولوژی عضوی.
|
|
- اختلال تبدیلی: (قبلاً با نام همبستری ، سندرم بریکه نامیده میشده است). اختلالی که در آن حواس خاص یا سیستم اعصاب ارادی تحتتأثیر قرار میگیرند؛ و باعث کوری ، کری ، آنوسمی ، بیحسی ، پارستزی ، فلج ، آتاکسی ، آکینزی ، یا دیسکینزی ، میشوند. این بیماران غالباً فقدان نامتناسب علاقه را نشان میدهند و ممکن است از اعمال خود منافعی را بهدست آورند.
|
|
- هیپوکندریازیس (نوروز هیپوکندریازیس): اختلالی که با اشتغال ذهنی نسبت به بدن و ترس مستمر از بیماری فرضی مشخص میشود.
|
|
- اختلال درد: اشتغال ذهنی یا دردی که عوامل روانشناختی در آن سهم دارند.
|
|
- اختلال بدشکلی بدن: نگرانی غیرواقعرگایانه نسبت به این مطلب که قسمتی از بدن بدشکل شده است.
|
|
|
با بهوجود آوردن عمدی یا وانمود کردن نشانههای جسمی و روانشناختی یا هر دوی آنها جهت کسب نقش بیمار مشخص میشود (بهعنوان سندرم مونشهاوزن ـ Munchausen syndrome نیز نامیده میشود).
|
|
|
با تغییر موقت و ناگهانی در هشیاری یا هویت مشخص میشود. فراموشی تجزیهای (درونزاد): از دست دادن حافظه بدون علت عضوی گریز تجزیهای (روانزاد): سرگردانی و دور شدن غیرقابل توضیح از خانه. اختلال هویت تجزیهای (اختلال شخصیت متعدد): شخصی که دو یا چند هویت مجزا دارد. اختلال سنخ شخصیت: این احساس که اشیاء غیرواقعی میباشند.
|
|
|
اختلالات جنسی و هویت جنسی
|
|
به انواع پارافیلیاها، اختلالات هویت جنسی و اختلال عملکرد جنسی تقسیم میشوند. در پارافیلیاها، علایق جنسی افراد اساساً در رابطه یا ارتباط و با اشیاء است تا افراد، یا اینکه در رابطه با اعمال جنسی است که همراه مقاربت جنسی نمیباشد، یا اینکه مقاربت تحت شرایط عجیب انجام میگیرد.
|
|
این اختلال دربرگیرنده عورتنمائی (exhibitionism)، یادگار خواهی (fetishism)، مالش (frotteurism)، بچهبازی (pedophilia)، مازوخیسم جنسی (sexual masochism)، سادیسم جنسی (sexual sadism)، فتیشیسم مبدلپوشانه (transvestite fetishism) (مبدلپوشی)، و چشمچرانی (voyeurism) است. اختلال عملکرد جنسی شامل اختلالهای میلجنسی (اختلال کاهش میل جنسی شامل اختلالهای میل جنسی (اختلال کاهش میلجنسی؛ اختلال بیزاری جنسی، تحریک جنسی در زن، اختلال نعوظی در مرد (ناتوانی جنسی)، ارگاسم (اختلال ارگاسمی در زن [مانند آنورگاسمی])، اختلال ارگاسمی در مرد (مانند انزال با تأخیر یا کند، انزال زودرس) و درد جنسی (دیسپارونیا، واژینیسم). اختلال عملکرد جنسی ممکن است بهعلت یک بیماری طبی (مانند اسکلروز متعدد) یا سوءمصرف مواد (مانند آمفنامین) بهوجود آید. اختلالات هویت جنسی (شامل ترانسسکسوالیسم) یا احساس ناراحتی مداوم در مورد جنسیت خود و میل به از دست دادن ویژگیهای جنسیت (بهعنوان مثال اختگی) مشخص میشوند.
|