در قرن بیستویکم، ماهیت کار و فعالیت بشری دستخوش دگردیسی بنیادینی شده است که مرزهای میان خودشکوفایی و خودویرانگری را به شکلی بیسابقه محو کرده است. این پدیده در ادبیات جهانی تحت عنوان فرهنگ تکاپوی مفرط یا فرهنگ همیشه مشغول بودن (Hustle Culture) شناخته میشود و در پیوند با بهرهوری سمی (Toxic Productivity)، جوامع معاصر را به سمتی سوق داده که بیونگ چول هان، فیلسوف و نظریهپرداز فرهنگی کرهای-آلمانی، آن را جامعه خستگی مینامد.