قدرت، پیش از آنکه در میدان نبرد آشکار شود، در ذهنها شکل میگیرد. هیچ تقابل راهبردی صرفا محصول ابزارهای نظامی نیست؛ بلکه نتیجه برهمکنش ادراکها، انتظارات و ترسهایی است که در سطح روان جمعی شکل میگیرند. در این معنا، موضع تهاجمی انقلاب اسلامی را نمیتوان فقط به عنوان یک تغییر تاکتیکی یا افزایش توان سخت فهم کرد، بلکه باید آن را نوعی دگرگونی در معماری ادراک قدرت دانست؛ دگرگونیای که معادله واکنش دشمن را از بنیان تغییر داده و بازدارندگی را از سطح سخت به سطح روانی ارتقا داده است.