آخرین خبر/ روزی روزگاری کشاورز پیری بود که از دار دنیا، تنها زمین کوچکی داشت که با گاوش آن را شخم می زد. کشاورزِ پیر، همیشه در این زمین دانه می کاشت و از آسمان طلب باران می کرد تا زمینش به نان و نوایی برسد و خودش هم زندگی اش را به سلامتی بگذراند. به همین خاطر کشاورز شبها گاو را به طویله می برد؛ کاه