آخرین خبر/یک روز ملانصرالدین از بازار یک گوسفند خرید و راه افتاد طرفِ خانه. در راه، یک دزد یواشکی طناب را از گردن گوسفند باز کرد، گوسفند را به دوستش داد و خودش طناب را به گردنش بست و چهاردستوپا دنبالهٔ ملا راه افتاد! ملا بیخبر، رسید خانه و برگشت گوسفند را ببرد تو… اما دید بهجای گوسفند، یک جوان جل