از شیخ مفید تا امام خمینی؛ هرمنوتیک ناگفته ها

از شیخ مفید تا امام خمینی؛ هرمنوتیک ناگفته ها
موضوع «حکومت اسلامی در عصر غیبت» یکی از پُرچالش‌ترین و مهمترین مسائل فقهی و کلامی معاصر است، که همواره توجه خِیل کثیری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است، لذاست که نظریه ولایت فقیه نیز در همین راستا در فقه سیاسی شیعی ظهور و بروز چشمگیری یافت.هرچند کمال اندیشه سیاسی شیعه توسط امام خمینی (ره)، به اوج خود رسیده و پا را از نظر فراتر گذاشته و جامه عمل به تن کرد، اما قرن‌ها قبل از ایشان، تعداد قابل توجهی از علما و اعیان مذهب شیعه پیرامون ولایت فقیه و حکومت در عصر غیبت در آثار مکتوب خود به طور مستقیم و غیر مستقیم به تحقیق و بررسی پرداخته‌اند. شیخ مفید؛ مقدمه نظریه امام خمینی  جناب «محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی» مشهور به «شیخ مفید» فقیه، محدث و متکلم شهیر شیعی قرن چهارم و پنجم هجری، از برجسته ترین(و بنا به برخی تعبیرات اولین) نظریه پردازان ولایت فقیه در عصر غیبت است. نظریه ای که  به گواه اسلام پژوهان غربی در روند انقلاب اسلامی سال ۵۷ منصه ظهور یافت و به بار نشست.«تمیمه بیگم دائو» مستشرق انگلیسی که سابقه تدریس در مراکز معتبر علمی چون دانشگاه «کمبریج» را داراست، در کتابی با عنوان «شیخ مفید» می‌نویسد: «[شیخ] مفید در روند مشروعیت بخشی نقش اجتماعی علما سهیم بود، روندی که در زمان ما به آموزهٔ آیت الله خمینی منتهی شد. بر پایه این آموزه در زمان غیبت امام، حاکم آرمانی ولیّ فقیه است.»  در همین راستا یکی از قدیمی ترین اسناد و آثاری که در آن به مقوله ولایت فقیه اشاره شده و چند کلامی پیرامونش جناب شیخ قلم فرسایی کرده کتاب فقهیِ «المقنعه» است.  او در این کتاب، در باب امر به معروف و نهى از منکر، پس از بیان مراتب این فریضه، وقتى به بالاترین مرحله، یعنى کشتن و صدمه زدن می‌رسد، می‌گوید: « مسئله اجراى حدود الهى، مربوط به سلطان و حاکم اسلامى است که از سوى خداوند متعال نصب می‌شود. اینها عبارتند از امامان هدایت از آل محمّد (ص) و کسانى که ائمه؛ آنها را به عنوان امیر یا حاکم نصب کنند و یا ائمه اطهار به فرض امکان آن، این وظیفه را به فقهاى شیعه و پیرو خود واگذار کرده‌اند.»  در قاموس فکری شیخ مفید «حاکم اسلامی» بر سه دسته اطلاق می‌شود: ۱-امامان معصوم که منصوصا و مستقیما از سوی خدای تعالی تعیین و مشخص شده اند.  ۲- حاکمانی که توسط ائمه معصوم برای اجرای احکام و سیاسات های  اسلامی گماشته شده اند (نوّاب خاص).  ۳- فقها و علمای شیعه (نوّاب عام). البته شیخ توجه دارد که چه بسا براى فقیهان شیعه امکان عمل به این وظیفه الهى فراهم نشود کما اینکه قرون متمادی این شرایط برای فقها فراهم نشد و این سرِی آموزه های فقهی تنها در ساحت نظر بررسی می شد ، لذا ایشان با قید «با فرض امکان»، به این مطلب اشاره می‌کند و سپس در ادامه می‌ فرماید: اگر فقیهى بتواند حدود الهى را در مورد فرزندان و غلامان خود جارى کند و از سلطان جور و حاکم ظلم بر این مطلب خوف ضررى نداشته باشد، باید آن‌ را اجرا نماید. هرمنوتیک ناگفته ها شیخ مفید معتقد است احکام و تکلالیف شخص «مکلّف»  در عصر غیبت ،هیچگاه نباید تعطیل شود. پس شیعیان و در رأس آنان علمای شیعه باید حتی الامکان در راستای اجرای احکام اسلامی در زمینه‌های مختلفی چون «اجرای حدود» ، «امر به معروف و نهی از منکر» و حتی «جهاد با کفار» اقدامات و تدبیرات لازم را به جا آورند، او این مسئله را تا جایی پی می‌گیرد که برای اجرای قوانین اسلامی با شرایطی و قیودی همکاری با حکام ظلم و جور را نیز جایز می‌شمارد، شیخ در المقنعه تصریح می‌کند که«: این امر (اجراى حدود) واجبى واضح بر کسى (یعنی فقیه) است که قدرت حاکمه او را براى این کار نصب کند، یا سرپرستى گروهى از رعایاى خود را به او بسپارد. پس او باید به اقامه حدود الهى و اجرا و تنفیذ احکام شرعى و امر به معروف و نهى از منکر و جهاد با کافران بپردازد.» یعنی اگر سلطان جائری به طور مثال  فقیهی را منصوب به اجرای حدود کرد و شرایط به نوعی  بود که امکان اجرای حق است، بر فقیه واجب است که در این راستا عمل کند.  مسئله ظریف و قابل توجهی که در سطور بالا پیرامون همکاری با دستگاه جور برای اجرای حدودِ بحق الهی گذشت به وضوح نمایان می‌کند که، عدم تصور امکان تشکیل حکومتی شیعی به حدی قوی بوده است که در اندیشهٔ شیخ مفید گویی اقامه حق، فقط و فقط از طریق دستگاه حکومت جائر امکان پذیر است. آن «ناگفته» شیخ مفید را اینطور می‌توان کشف کرد که، وقتی بر مکلّفین یاری رساندن به منصوب جائر برای اقامه حق واجب است، پس در صورت وجود شرایط و امکان برپایی حکومتِ حقِّ شیعی، تلاش برای اجرای حق زیر سایه چنین دستگاه حاکمیتی «اولی» است؛ اما اختناق علیه شیعیان و در اقلیت بودن آنان به شکل مطلق این احتمال را برای شیخ مفید به حداقل خود رسانده است.طرفدارن اسلام حداقلّی و سکولار، چنین نگاهی را القا میکنند که بدست گیری حکومت توسط فقها و شیعیان در عصر غیبت مسئله جدیدی است که اسلاف علمای شیعه بدان توجهی نکردند، فلذا موضوعیت چنین اسلامی حداکثری نباید برایمان چندان مهم باشد، اما نکته ای که این طیف دانسته یا نادانسته بیان نمیکنند این است که، با توجه به شرایط سخت شیعیان و به خصوص علمای مذهب(چرا که مقوله سیاست و اجتماع مستقیما با حاکمیت عباسی در ارتباط است)،در کنار آنچه آنان صریحا در مورد حکومت در عصر غیبت و ولایت فقها گفته اند، بخش قابل توجهی از اندیشه سیاسی و اجتماعی  این دانشمندان را میتوان در لا به لای هرمنوتیک ناگفته ها پیگیری کرد و ازین طریق به اصالت مقوله سیاست و ولایت فقیه نزد علمای شیعه پی برد.