فروش ریبون رنگی پوینت من TP-9200تعریف ریموت یدک غیرفعالسازی ریموت …برس سیمی مرکز خرید چوب کاسپین

عکس نوشته‌­ای از سعید صادقی، عکاس و فیلمبردار  عکاسی در کانال وحشت
زیر آتش باران گلوله­‌هاى توپخانه هدیه شده از طرف فرانسوى­ها... در کانالی در شرق بصره... در جاده العماره - بصره سال٦٣...عملیات بدر... درون طوفان خشم و خشونت خونین تربیت­ شدگان ایدئولوژى کینه و نفرت بعثی که رژیم دیکتاتوری عراق تولید می­کرد ...  جان جوانان سرزمین ایران را خرد و خمیر کرده بود گلوله­‌های دشمن ... و من درون آن کانال از وحشت و خشم آن گلوله­‌ها فقط توانستم به اندازه سه فریم شاتر را فشار بدهم ... من که قدرت و انژرى خاصى را حمل می­کردم با خودم... دیگر نفهمیدم کجاى این دنیا قرار گرفته­‌ام وفقط به­ یاد دارم نیروهایى که من را مى­‌کشیدند تا از مهلکه بیرونم کنند... و شعارِ پشت به دشمن و پیش به‌­سوى میهن را مى­‌شنیدم و چندین بار بر صورتم سیلى زدند و با لگد بر جانم افتادند و همه لباس­هایم جر واجر شده بود و تقریبا نیمه لخت بودم و گاهى لگد محکمى بر تنم می‌­نشست و جای ترکش پنهان شده در گوشه‌­ای از تنم با هر لگدی که مى خوردم درد ­کردم... و احساسش می­کردم... درد را... درد ترکش را... درد لگد را ... و من در طول سال­هاى جنگ با شور شوق دوربین بر گردنم آویخته بودم... و همیشه بادوربینم بین خودم و مرگ­ها ایستاده بودم... و جان مایه نگاهم باورم بود. و با این باور بود که قاب عکس­هایی انباشته از درد و زخم و رنج های انسان­ها می‌­بستم. براى روح و جان و بدنه جامعه­‌ی با اخلاص فداکار بسته مى شد این قاب­ها ولی ... ولی این نگاه براى چسبیدگان به قدرت قابل اعتماد نیست... که درون اقیانوس نفرت­ها وکینه‌­های­شان پیچیده‌­اند و می­لولند در این سکوت خاموش... درون عمق تاریک در ذلت فاصله طبقاتى بى اخلاق انباشته از شهوت داشتن و شهوت قدرت و شهوتِ... این لشگر تزویر چسبیدگان به قدرت که گاهی هنوزهم با همان کلیشه هاى تکرارى نسخه مى‌­پیچند... و گویا عکاس وعکس جنگ جایگاهى جز استفاده ابزارى براى قدرت‌­پرستان در سالگردها ومناسبت­ها ندارد ... بگذریم