اشکهای برزو ارجمند و پشیمانی وی از مهاجرت: درب محکمی را به روی خودم بستم و زندگی را به زن و بچهام سخت کردم
اشکهای برزو ارجمند و پشیمانی وی از مهاجرت: دارم تاوان میدهم، اینجا کارهایی کردم که نمیتوانم بگویم! خیلی درب محکمی را به روی خودم بستم و زندگی را به زن و بچهام سخت کردم؛ از لحاظ مالی بسیار ضرر کردم؛ بیمعناترین آدم آمریکا من هستم و همه درها به رویم بسته شد!